۱۰:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۴/۴ محسن فروردین:

رؤسای دانشگاه ها چه کردند؟

رؤسای دانشگاه ها یا باید در مقابل هر فشاری از نهاد های بیرون دانشگاهی تطمیع می شدند یا به زودی باید با ردای ریاست وداع می کردند. بارها شنیدیم که آرزو داشتند دانشگاهی داشته باشند که ویژگی های آن ما را به یاد مدارس شبانه روزی می انداخت و ما بی صبرانه منتظر لعن این دست ها بودیم که دانشگاه را سیاسی نمی خواستند.

farvardin 2«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) - محسن فروردین (دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فسا)

«إِن یَنصُرْکُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَکُمْ وَإِن یَخْذُلْکُمْ فَمَن ذَا الَّذِی یَنصُرُکُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکِّلِ الْمُؤْمِنُونَ» (آل عمران: ۱۶۰)

(اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از یارى شما بردارد چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند)

اکنون که باز حلاوت پیروزی مردم کام ها را شیرین کرده و موجی از سرور و شادی اقشار مختلف را در برگرفته است، اصراری بر یادآوری تلخی ها نیست ولیکن به دلیل اهمیت موضوع و ثبت در تاریخ می بایست بخشهایی از ظلم هایی که به قشر دانشجو و تشکل های دانشحویی در این سالها شده است را متذکر شویم تا هم عبرتی باشد برای دوراندیشان و هم چراغی برای آینده نگران.

گرچه بسیاری از تنگ نظری ها از سال ۸۴ و حتی پیش از آن هم رخ می نمود ولی بر هیچ فعال دانشجویی پوشیده نیست که فضای انقباضی دانشگاه ها و گاه حتی فضای مبتنی بر رعب و وحشت به طور جدی از سال ۸۸ و از همان آغازین روزهای سال تحصیلی ۸۸-۸۹ با گرد مسوم و کشنده ی امنیتی شکل گرفت. شاید به دلیل حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ قدری کنترل هوشمندانه ی فضای مشوش دانشگاه ها منطقی بود اما وزارت علوم و وزارت بهداشت چه کردند؟ مهر زدن بر دهان ها و محدود کردن فعالین دانشجویی و تشکل های مستقل از قدرت تا کجا می بایست ادامه پیدا می کرد؟ ریاست حراست ها بر دانشگاه ها تا کی باید ادامه پیدا می کرد؟ فضای بسته و امنیتی دانشگاه ها روزهای پرشور دانشجویی را از یادمان برده بود!

رؤسای دانشگاه ها چه کردند؟ یا باید در مقابل هر فشاری از نهاد های بیرون دانشگاهی تطمیع می شدند یا به زودی باید با ردای ریاست وداع می کردند. بارها شنیدیم که آرزو داشتند دانشگاهی داشته باشند که ویژگی های آن ما را به یاد مدارس شبانه روزی  می انداخت و ما بی صبرانه منتظر لعن این دست ها بودیم که دانشگاه را سیاسی نمی خواستند.

وزیر علوم چه کرد؟ مدام وجود هرگونه مشکلی را انکار کردند و خود را بر بلندای فخر متصور شدند ولی در عمل تنگ نظرانه ترین نظرات را به زیرمجموعه ی خود تزریق کردند تا جایی که فریاد نمایندگان تشکل های سازمانی که در اوج قدرت بودند نیز هم برخاست. با رویکردهای سلبی خود مقابل فعالیت های فرهنگی می ایستادند. آنوقت با ژست نگران دست به حذف جنسیتی و تفکیک جنسی رشته های دانشگاهی و دانشگاه هایی می زدند که باید کارگاه آدم سازی می بودند. شعار حمایت از مستضعفان و عدالت داده می شد ولی مدافع دانشجوی پولی بودند! گفتند مخالفان ما جایی در دانشگاه ها ندارند ولی مدام تاکید می کردند که دانشجوی ستاره دار مربوط به دولت های قبل است. دانشگاه را در ایام انتخابات تعطیل کردند و گفتند به درخواست دانشجویان بوده است! و…

معاونان وزرا چه کردند؟ معاون فرهنگی وزیر علوم که پیش از این به او تذکر داده شده بود تا دیر نشده است دامن خود را از این اتهامات پاک کند چه کرد؟ مصاحبه های جنجال برانگیزش را از یاد نبرده ایم. آقای معاون وزیر، نه قانون تشکل های اسلامی را اجرا کرد و نه اندکی برای تاسیس تشکل های آزاداندیش که بر مبنای نیاز جوامع دانشجویی و بر اساس حقوق اولیه قانونی دانشجویان بود تلاش کرد.

نهادهایی که می بایست اصالتا مدافع دانشجو می بودند چه کردند؟ چقدر از سعه صدر رهبری الگو گرفتند؟ چقدر از دانشجویانی که گاه و بی گاه، بی دلیل و با دلیل به کمیته های انضباطی و حراست ها فراخوانده می شدند حمایت کردند؟ چقدر برای آنها همانند رهبری پدری کردند؟ چقدر از مطالبه گری آنها دفاع کردند؟ با کمال تاسف با جانبداری ها و دخالت هایشان در امور درون تشکیلاتی سابقه ی ناصوابی را برای خود رقم زدند. که البته همچنان جای جبران دارد.

آن زمان گفتیم که دیر یا زود شرمنده خواهند شد و چنین شد. آری دانشجویان و مردم پاسخ ایشان را دادند. اکنون دیگر اقدامات آقایان در تاریخ ثبت شده است و راه گریزی نیست!

آنچه در این سالها گذشت فراتر از چند سطری ست که در اینجا آمد  البته به واکاوی و ریشه یابی بیشتری برای عدم وقوع در آینده نیاز دارد. امید که مدیران آینده به عنایت به این تجربه های تلخ راه دیگری برگزینند.

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 3 = 3