۰۷:۰۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸ مناظره مسوولان بسیج و انجمن اسلامی دانشجویان درباره واقعه کوی دانشگاه 88

از پشت بام کوی تا منفی چهار وزارت کشور!

در همین قضیه کوی هم هیچ کس استعفا نداد. شاهد مثالش را هم در حادثه کوی دیده ایم که کسانی با لباس فرم، دانشجوی تحصیلات تکمیلی را از اتاقش در ساختمان تحصیلات تکمیلی خارج کرده و کلاغ پر برده اند. تا جایی که یادم هست نیروهای ناجا بوده اند. این یعنی چه؟ یعنی تحقیر دانشجو؛ یعنی تخریب شخصیتی دانشجو!

AMR_0583

«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): در نخستین ساعات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ و در بحبوحه حوادث بعد از انتخابات، کوی دانشگاه تهران شاهد درگیری غم انگیزی بود که طی آن بسیاری مجروح شدند و آسیب های متعددی به کوی وارد شد. هفته نامه اصولگرای پنجره، سال گذشته در سالگرد واقعه ۱۸ تیر، میزگردی با این موضوع و با حضور دو عضو کمیته حقیقت یاب دانشگاه تهران برگزار کرد که متن این میزگرد را در ادامه می خوانید.

احسان رستگار: واقعه کوی دانشگاه در ۲۵ خرداد ۸۸ باعث شد هم مجلس شورای اسلامی و هم مدیریت نه تنها دانشگاه تهران با تشکیل کمیته های حقیقت یاب در جستجوی علت و چگونگی واقعه برآیند. به همین جهت کوشیدیم با برگزاری میزگردی، نتایج تحقیقات کمیته دانشگاه تهران را از زبان دکتر فرهاد رهبر رئیس دانشگاه و اعضای کمیته جویا شویم که ایشان از انجام مصاحبه استنکاف نمودند. همچنین دکتر قمصری معاون وقت دانشجویی دانشگاه و معاون فعلی آموزشی هم که ابتدائا قول شرکت در میزگرد را داده بود، پس از مشورت با رئیس دانشگاه انصراف خود را اعلام نمود. این میزگرد نهایتا با حضور محی الدین فاضلیان و اسحاق ریاحی برگزار شد؛ سید محی‎الدین فاضلیان سخنگو و مسئول روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در سال ۸۸ بوده و اسحاق ریاحی هم به عنوان مسئول تشکیلات بسیج دانشجویی دانشگاه تهران در آن ماجرا تأثیرگذار بوده است.

آقای فاضلیان به نظر شما باید از چه زاویه ای به آسیب شناسی مسئله کوی پرداخت؟

فاضلیان: ببینید ما الآن در سال ۹۱ هستیم. در سال ۸۸ از دانشگاه هتک حرمت شد! شاید اگر ما در همان سال ۸۸ چنین جلسه ای می داشتیم و بحث می کردیم درباره آن چه رخ داد، یک صورت منطقی داشت. ممکن بود در آن بحث، پی ببریم که مجرم کیست، مظنون کیست و متهم کیست، ولی الآن سه سال از آن حادثه گذشته است.

بنده به عنوان دانشجویی که از فردای آن روز در بطن ماجرا بوده است، می بینم که هیچ رسانه ای، هیچ جریانی و هیچ محمل و محفلی ایجاد نشد که چنین گپ و گفتی صورت بگیرد. مخصوصاً در فضای رسانه ای جامعه تا کنون بی سابقه بوده است. حالا شاید در فضای دانشگاهی یکی دو بار مراسمی در رد یا تأیید این اتفاق برگزار شده باشد. هم چنین در دیدار دانشجویان با رهبری در سال ۸۹، بنده به عنوان نماینده ی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران این مسئله را مطرح کردم که رهبری هم نکاتی را فرمودند. ما الآن دانشگاهی داریم که هتک حرمت و هتک حیثت شده ولی اعاده حیثیتی صورت نپذیرفته است. سال ۸۸ بعد از آن انتخابات و آن اتفاقات، یکی از لطمه دیده ترین جریان ها و نهادها و فضاها، فضای دانشجویی و فضای دانشگاهی بود و علی الخصوص دانشگاه تهران و بعد از آن هم به مرتب شاهد هجمه و حمله های فیزیکی و روانی به دانشگاه بودیم.
دانشجو و استاد و کلاً قشر دانشگاهی، فرصتی را برای کنش گری پیدا نمی کرد. به نظرم اولویت اول ما باید این باشد که چرا چنین اتفاقی می افتد؟ چرا از این معضل و مشکل سه سال می گذرد و اتفاقی صورت نمی گیرد و مشکلی حل نمی شود؟

شاید اگر پیگیری کنیم از سازمان های مربوطه، یکی دو تا خبر و جمله را مطرح کنند تحت این عنوان که این به هم چین نقطه ای رسیده و تمام شده است ولی منِ دانشجو، منِ دانشگاهی، به این نتیجه نرسیدم که این دردها و رنج ها برطرف شده و التیام پیدا کرده است.

شاید اگر الآن شما از هر کدام از دانشجویان دانشگاه تهران بپرسید، همچنان این مسأله برایشان مبهم است و فضای ناراحت کننده ای که الآن در دانشگاه داریم، ما حصل اتفاقات سال ۸۸ به ویژه حمله های فیزیکی است که به پردیس مرکزی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه تهران صورت گرفت؛ یکی روز ۲۴ خرداد ۸۸ یکی هم شب ۲۵ خرداد بود که معروف ترین اتفاق است.

اگر یک تحلیل عادی و یک حضور خیلی معمولی در فضای دانشگاه داشته باشیم و فقط فضای دانشگاه را رصد کنیم، کسی که قبل از ۸۸ را هم دیده باشد به راحتی می تواند قضاوت کند که فضای فعلی دانشگاه، فضایی یأس آلود است. شاید به تعبیر بعضی از دوستان و دانشجویان فعلی، الآن فضا به گونه ای است که گویی در دانشگاه خاک مرده پاشیده اند.

یک زمانی پرسشگری ای بود؛ مطالبه گری ای بود با این نگاه که یک وقت پاسخی داده نمی شود. گاهی هم کسی توجهی نمی کرد. اما الآن همه ناامید شده اند و اصلاً بحث پرسشگری مطرح نمی شود.

الآن خیلی از سالگرد حادثه کوی در ۱۸ تیر ۷۸ نگذشته است. خیلی اوقات از روی ناراحتی و تألم می گفتیم کل آن اتفاق –که تعبیر رهبری از آن فاجعه بود- متهمش که بود؟

اجازه بدهید برای بررسی دقیق ماجرا برگردیم به شب واقعه رخداد کوی. آقای ریاحی!، بفرمایید که شخصا چگونه وارد ماجرای کوی شدید؟

ریاحی: همان طور که می دانید در فتنه ای که بعد از انتخابات سال ۸۸ با طرح ادعاهای دروغ و خیانت های برخی از شخصیت ها بروز پیدا کرد مجموعه حوادثی در طول هشت ماه در کشور رخ داد. یکی از حوادث هفته اول بعد از انتخابات حادثه تلخ کوی دانشگاه بود که برای توضیح شرایط آن فضا باید در ابتدا اشاره ای کنم به جو آن وقت کوی و شرایط روزهای قبل از واقعه کوی.

از قبل از روز انتخابات فضای کوی یک مقدار دچار التهاب بود و تعداد معدودی از دانشجویان که دغدغه سیاسی بیشتری داشتند در شب های مناظره و به طور خاص از مناظره آقای احمدی نژاد و موسوی به بعد، تا وزارت کشور می رفتند و بعضا شعار می دادند و بر می گشتند.

شنبه شب تعدادی از افراد با صورت پوشیده از بیرون دانشگاه به خیابان امیرآباد می آیند و شعار می دهند و دانشجویان را به حضور در بیرون ترغیب می کنند که آقا بیایید و حمایت بکنید از این فضا و از آقای موسوی. تعدادی از دانشجویان با این ها همراه می شوند و این افراد که دانشجویان را به بیرون فرا خوانده بودند شروع می کنند به آتش زدن سطل آشغال ها و ایجاد مشکل و بعد آن جا را ترک می کنند.

نمی توانیم به طور قطع بگوییم ولی احتمال همکاری عده ای از داخل کوی با این افراد وجود دارد. در آن شب خسارت های جدی به بانک ها و پست و حتی کیوسک های تلفن و ایستگاه های اتوبوس وارد می شود.
در این درگیری طبیعتاً نیروی انتظامی از گاز اشک آور استفاده می کرده و آن عده آشوبگر از درون دانشگاه به سمت نیروی انتظامی در بیرون کوی سنگ و کوکتل مولوتف پرتاب می کردند. سنگ هایی که برای ساختن مسجد در کوی مهیا شده بود را به پشت بام ها منتقل کرده بودند و کامیونی را که آن شب داخل کوی بود آتش می زنند. در جریان درگیری ها بعضا شعارهای ساختار شکنانه ای هم داده می شود. البته باید تاکید کنم که حتماً قاطبه دانشجویان از نشان دادن اعتراضشان به غیر مدنی ترین شکل ممکن مثل آتش زدن و پرتاب سنگ و آسیب زدن و مجروح کردن دیگران مبرا هستند. در هر حال درگیری ادامه پیدا می کند. تا این که در بامداد اتفاقی می افتد، شاید حدود ساعت ۲ نیمه شب دو نفر از کسانی که لباس شخصی داشتند وارد فضای کوی می شوند و تعدادی از افراد داخل کوی این دو نفر را گروگان می گیرند.

همه نیروهایی که در بیرون کوی بودند، لباس شخصی بودند؟

ریاحی: نیروهای مستقر در بیرون کوی از نیروی انتظامی بودند چه با لباس نیروی انتظامی و چه بدون لباس و همچنین از نیروهای بسیج شهری، در کل عده ای از نیروهای امنیتی و انتظامی با لباس فرم آمده بودند و عده ای با لباس شخصی. البته گروهی هم وجود داشت که جزء نیروهای انتظامی نبودند.

یعنی نیروهای خودسر؟

ریاحی: بله افراد خودسری هم بوده اند که از به هم ریختگی فضا سوء استفاده کرده اند. کسانی که در آن جا حضور داشته اند می گویند که در آن فضا بحث می شود سر این که حالا ما با این گروگان ها چه کنیم؟ بکشیمشان یا نکشیم؟ یعنی فضا این قدر رادیکال و تند بوده است. به هر حال این ها می روند به سمت کتابخانه و به محض این که گروگان گیری صورت می گیرد، نیروهای امنیتی هم از در اصلی و هم از در پایین وارد کوی می شوند و به سمت کتابخانه حرکت می کنند که این حمله به کتابخانه هم در همین زمان صورت می گیرد.

فاضلیان: بنده از همان منظری که مد نظر خودم است سعی می کنم به بحث بپردازم. از این جا شروع کنیم که چند بار به پردیس مرکزی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه تهران حمله شده است.

بعد از حمله به کوی، تحصنی شکل می گیرد. بعد از تحصن کمیته پیگیری حوادث کوی تشکیل می شود. بعد از اتفاقات کوی تعدادی از نمایندگان مجلس در صحنه حادثه حضور پیدا می کنند. در جلسه دوم یا سوم این کمیته، همان نمایندگان مجلس در جلسه شرکت می کنند؛ حاج آقای ابوترابی، آقای زاکانی، آقای نادران و آقای عباس پور. بعد یک صحبتی بین برخی نمایندگان مطرح شد که رئیس مجلس هم چنین اجازه ای (تشکیل کمیته حقیقت یاب) نداشته است ولی در نهایت به گوش منِ دانشجو رسید که مجلس هم یک چنین کمیته جهت پیگیری حوادث کوی تشکیل داده است.

جلسات مکرری شکل گرفت و ما به یک گزارش مکتوب سه چهار صفحه ای رسیدیم که این گزارش، بیشترین مستنداتش مبتنی بر مستندات بسیج دانشجویی و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران بود و همه این گزارش را تأیید کردند و نهایتاً این کمیته به یک گزارش رسید. من خودم فردای ماجرای کوی که آمدم در تحصن مسجد، سیاهه ای پخش شد که من گفتم شاید سیاه نمایی است.

مثلا بحث بازداشت دانشجویان در طبقه منهای چهار وزارت کشور؛ خدا را شاهد می گیرم که در آن لحظه من گفتم دروغ محض است ولی در گزارش های کمیته پیگیری ما به طبقه منهای چهار وزارت کشور رسیدیم!

نکته ای که در این میان مغفول ماند، موضع گیری رهبری در نماز جمعه ۲۹ خرداد است. ایشان ادبیات و تعابیری را که به کار می برند حاکی از این است که اتفاق کوی محکوم شده است. اتفاق ناخوشایندی صورت گرفته است. نمایندگان مجلس هم به گزارشی می رسند که در صحن علنی مجلس قرائت نمی شود. یعنی برخی نمایندگان حرف هایی می زنند که آن گزارش خوانده نمی شود.

قرائت نیمه اول گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس هشتم به دلیل اعتراض برخی نمایندگان متوقف شد و قسمت بعدی را هم آقایان نادران و زاکانی به طور کامل قرائت کردند.

فاضلیان: ببینید همین که اختلاف روایتی هست از این قرائت متن، نشان دهنده این است که انعکاس و رسیدگی به این اتفاق شفاف نبوده است. عده ای گفتند این که امثال ما بحث کوی را مطرح می کنیم از این جهت است که بحث انتخابات و مباحث مهم تر به حاشیه بروند. می گفتند که در حق دولت مستقر ظلم شده است.

منِ دانشجو گفتم که شاید قرار است برای مدتی این مسائل به حاشیه برود و بعد از مدتی رسیدگی شود. حادثه کوی حل نشد؛ صرفاً جمع شد. یعنی کسی در موردش حرفی نزد و فقط جمع شد.

حضور مسئولان در محیط دانشگاهی خیلی کم است. هر از گاهی برخی از نمایندگان خاص مجلس که در دانشگاه حاضر می شدند، متعجب می شدند از اتفاقاتی که می شنیدند در دانشگاه دارد صورت می گیرد.

بعد از آن که آن بحران به مدد همین کمیته و اعضای دانشجویی آن خارج شد، مسئولین که خیالشان راحت شد، کمیته های انضباطی فعال شدند. با چه عنوانی؟ با این دلیل که ما می خواهیم خودمان قضیه را در داخل دانشگاه پیگیری کنیم که نهادها و نیروهای دیگر و بیرون دانشگاه، وارد قضیه نشوند. بعد کمیته انضباطی شروع کرد به حکم صادر کردن. آن چیزی که برای من دانشجو نمایان بود این بود. اگر اشتباه نکنم تا مدتی پرونده کوی تحت پیگیری دادگاه انقلاب بود و از مقطعی به بعد افتاد دست سازمان قضایی نیروهای مسلح. این چیزی بود که به ما منتقل شد.
آن چه که باز ما شاهدش بودیم، احضار دانشجو بود نه احضار مجرم. یعنی ما احضار مجرم را ندیدیم و حتی یک دلجویی خشک و خالی هم از دانشجویان نشد.

یعنی شما می گویید جای شاکی و متهم عوض شد؟

فاضلیان: بله ولی ما این جا تساهل و تسامح می کنیم و این طور قضاوت نمی کنیم ولی هر چه رفتیم جلوتر دیدیم که عین عبارتی که گویای اتفاقات بود این بود که جای شاکی و متهم عوض شد. احضار دانشجو صورت گرفت ولی احضار مجرم نه. ما مجرمی ندیدیم!

ریاحی: ما به عنوان بسیج دانشجویی صبح دوشنبه در اعتراض به حادثه کوی بیانیه ای صادر کردیم. بنده به اتفاق یکی از دوستان به عنوان نماینده بسیج دانشجویی برای آزادی دانشجویان به وزارت کشور رفتیم و مدام پیگیر موضوع بودیم تا شب که این ها در کلانتری شاپور خیابان وحدت اسلامی آزاد شدند.

خوب است این را هم بگویم که زمانی که ما برای آزادی بازداشت شدگان رفتیم، دیدیم که بسیاری شان از بچه های مذهبی و تعدادی نیز از بچه های بسیج دانشجویی هستند! حتی در بین آنها مسئول سابق بسیج یکی از دانشکده های ما بود. در حادثه کوی این دوست ما در اتاقش از یکی از همین افراد لباس شخصی که بدنش خالکوبی داشته کتک خورده بود!

همچنین ما سه نامه در همان روز به سه نفر از مسئولان عالی رتبه کشور ارسال کردیم؛ به دبیر شورای عالی امنیت ملی، فرمانده وقت نیروی انتظامی و یکی از مسئولان امنیتی که البته دلیلی هم نمی بینیم که همه این اقداماتمان رسانه ای شود.

ما در دیدار با مسئولان مختلف پیگیری حادثه کوی را به عنوان مطالبه مطرح کردیم. البته این سوال همچنان وجود دارد که آقای اژه ای مصاحبه کردند و گفتند که طی ۲۲ جلسه، ۵۰ نفر محاکمه و حکمشان صادر شده است؛ اگر کاری صورت گرفته چرا اطلاع رسانی این قدر ضعیف بوده است؟

اما سوالی که از دوستان داریم این است که چرا قضایا را ناقص می بینند؟ چرا در تحلیل خود اصلاً به رفت و آمدهای مشکوک آن شب کوی توجه نمی کنند؟ مثلا برخی از دانشجویان دیده اند که در شب حادثه افرادی از در پشت کوی ورود و خروج داشته اند و یا مثلا یکی از این افراد در زمان درگیری ها یک چمدان بزرگ را از در پشت به داخل کوی برده است!

چرا انجمن اسلامی فردای کوی بیانیه می دهد و در بیانیه می گوید تغییر آشکار رأی مردم و دامن می زند به این اتفاقات؟ آقای فاضلیان می گویند که من تا زمان برگزاری کمیته پیگیری فکر می کردم که بحث بازداشتگاه وزارت کشور سیاه نمایی و دروغ است در حالی که انجمن در بیانیه فردای کوی تأکید می کند بر بازداشت افراد در زیرزمین وزارت کشور و حتی از آن تعبیر می کند به همدستی مهاجمین و وزارت کشور احمدی نژاد. اگر فکر می کردید دروغ است چرا در بیانیه آورده اید و نتیجه گیری هم کرده اید؟

فاضلیان: اصلاً من حرف آقای ریاحی را می پذیرم و با این فرض پیش می روم. با پیش فرض شما جلو برویم. انجمن اصلاً خطاکار بوده و در بیانیه اش افراط کرده و همه خطاها را متوجه مسئولین دانسته است؛ اصلاً در حق حاکمیت ظلم کرده است! آقا ما افراط کردیم و در محکوم کردن حاکمیت و شما انصاف داشتید. آقا با این که ما افراطی بودیم، بعد از سه سال پرونده کوی به هیچ جا نرسید! یعنی ببینید اگر ما می خواستیم انصاف به خرج بدهیم چه می شد؟! اصلاً انجمن متهم ردیف اول؛ ولی یادتان نرود که مسئولین دانشگاه اعم از رئیس دانشگاه و مسئولین نهاد از انجمن خواستند که مجری برنامه باشد؛ به انجمن گفتند که تو می توانی فضا را آرام کنی. اگر انجمن وارد نمی شد، تحصن آن طور پایان نمی پذیرفت.

19880325198آقای فاضلیان قبول دارید که دانشجویان هم تقصیر و قصور داشته اند؟ یک سری کارها در دانشگاه تهران و صنعتی اصفهان انجام شده که فقط اشتباه نبود، بلکه چیزی شبیه به وحشی گری بود. این را قبول دارید؟

فاضلیان: نه این تعبیر شما را نمی پسندم. غیر از ۱۴ معصوم کسی نیست که اشتباه نکند. من اصلاً نمی خواهم وارد تقسیم بندی بسیج و انجمن بشوم. نگاهم به این نشست هم این نبوده است. اما شما همه صحبت های بنده و آقای ریاحی را بررسی کنید؛ آن وقت می بینید که دغدغه ی آقای ریاحی، مسئولین اجرایی و مسئولان امنیتی است ولی دغدغه ی من این است که دانشجویی که به او ظلم شده و مورد هجمه واقع شده است، او هم در موردش احقاق حق شود.

ریاحی: من اصلاً حرفم دفاع از مسئولان نیست. عرض کردم که حادثه ی کوی تلخ و غیر قابل دفاع است. بنده می گویم در سال ۸۸ خدماتی کرده اند ولی در مورد کوی و کهریزک خاطی هستند.

فاضلیان: بنده در مورد حسن نیت شما شکی ندارم، ولی اگر کسی از اول بحث صحبت های شما را بخواند به نتیجه بنده می رسد. اصلاً بر فرض محال که دانشجو خاطی، من انجمن هم خاطی ولی چه شد سرنوشت کوی؟ من دنبال شفافیتم؛ مسئولان بی گناه و ما خاطی؟ کو پاسخ گویی؟ بله در دانشگاه دانشجوی خطاکار هست. اما مسئولان چه گُلی به سر دانشجویان زدند؟ روزی که آن تظاهرات سکوت شکل گرفت ما جلوی سر در اصلی ایستاده بودیم و مردم که می پرسیدند چند نفر کشته شده می گفتیم که هیچ کسی کشته نشده است تا نگرانی ها برطرف شود.

ریاحی: آقای فاضلیان بیانیه انجمن با آیه استرجاع شروع می شود؛ «إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ. بعد از به خاک و خون کشیده شدن دانشگاه در سال ۷۸ در سال ۸۸ نیز دوباره به خاک و خون کشیده شد!

فاضلیان: بله همین الآن هم می گویم!

در بیانیه انجمن اسلامی اشاره کردید که هیچ کسی کشته نشده است؟

فاضلیان: در بیانیه اصلاً در موردش صحبتی نکردیم اما در راهپیمایی روز بعد که جمعیت از کنار دانشگاه عبور می کرد و مردم از ما راجع به کوی می پرسیدند ما چهره به چهره شفاف سازی کردیم و گفتیم که اینها دروغ است.

img_3959به هر حال باید در موردش اعلان موضع رسمی می کردید. ادعای دروغ کشته شدن ۵ نفر در ماجرای کوی را سایت «خبرنامه امیرکبیر» که مدعی موضع رسمی دفتر تحکیم وحدت بود منتشر کرد و شما هم که خود را میراث دار واقعی تحکیم وحدت می دانید می بایست در مقابل این دروغگویی های تحت لوای انجمن اسلامی و دفتر تحکیم موضع شفاف می گرفتید.

فاضلیان: نه خیلی موضوع واضحی بود، چه له و چه علیه آن صحبتی نکردیم. در مورد آیه استرجاع هم از شما می پرسم؛ پس کی باید آیه استرجاع خواند؟ باید همین طور میت ردیف کنند تا ما بگوییم دانشگاه به خون کشیده شده؟ در هر حال انتظار از نیروهای انتظامی ما بیش از این است که یک فضای ولو تند دانشجویی را نتوانند بدون تهاجم و ضرب و شتم کنترل کنند. همه جای دنیا نیروها برای مهار تندروی ها با حداقل خشونت آموزش می بینند.

بحث آقای ریاحی این است که در بیانیه انجمن موضع گیری تند علیه وزارت کشور و دولت احمدی نژاد به خاطر اینکه عده ای را در طبقه منفی چهار وزارت کشور زندانی کرده اند هست ولی کشته نشدن دانشجویان در حادثه کوی نیست. چرا این ها در کنار هم آورده نشده اند؟

فاضلیان: بله متوجه شدم؛ شما می گویید که چرا انجمن وقتی می توانست با ادبیاتش در بیانیه یک جمله فضا را آرام تر کند چنین نکرد. با فرض شما پیش می رویم که انجمن بی طرف نبود ولی کمیته پیگیری که بی طرف بود! ترکیب افراد حقیقی و حقوقی این گونه چیده شده بود که بی طرف باشد. در آن کمیته به گزارشی مکتوب رسیدیم و بیشتر مستندات این گزارش از مستندات نهاد مقام معظم رهبری و بسیج بود.

ریاحی: مشکل نگاه شما در بحث کوی، همان مشکلی است که در نگاه به وقایع ۸۸ هم دارید. یعنی نگاه یک جانبه. ما باید جامع الأطراف نگاه کنیم. شما می گویید کوی چه شد؟ بنده می گویم بله کوی باید پیگیری شود. این که اطلاع رسانی اش بد بود باید نقد شود ولی ما حرفمان این است که خود بستر و علت شکل گیری و وقوع کوی هم باید مطرح شود و بررسی شود.
باید همه ابعاد ماجرا را در کنار هم ببینید. کوچک ترین ظلم به دانشجو را خطا می دانم؛ دست و پا شکستن که سهل است، کوچک ترین توهین به دانشجو را ظلم و خطا می دانم، ولی کوکتل مولوتف درست کردن دانشجو هم خطاست. انتقادم به انجمن و شما یک طرفه دیدن است.

اعضای این کمیته چه کسانی بودند؟

فاضلیان: بعد از حمله به کوی در ۲۵ خرداد دانشجویان سه روز در مسجد دانشگاه تهران تحصن داشتند و تحصن با این دلیل خاتمه پیدا کرد که کمیته پیگیری شکل می گیرد و از آن طریق، مطالبات دانشجویان دنبال می شود؛ چون از تحصن نتیجه ملموس و مشخصی حاصل نمی شود.
تحصن از این جهت صورت گرفت که اعتراض دانشگاهیان را نشان دهد و بعد از سه روز برای همه محرز شد که دانشگاهیان معترض اند. ما به عنوان انجمن اسلامی به دانشجویان گفتیم که حالا که اعتراضتان نمایان شده است بیایید تحصن را تمام کنیم و کمیته پیگیری حوادث شکل دهیم که آن مطالبات دنبال شود و آن افراد دردمند و معترضی که هر روز برای تحصن به مسجد دانشگاه می آمدند، با چنین نوید و بشارتی بود که از تحصن دست برداشتند.

به تحصن کنندگان گفتیم که الآن که ایام خرداد ماه است ما به عنوان نمایندگان شما (که تا حدودی هم مورد تأیید شما هستیم) می رویم جمعی را شکل می دهیم که با پیگیری ها از اول مهر همه با خیال راحت در دانشگاه حاضر شوند که باید عرض کنم که مطالباتی که مطرح کردند به سرانجام خاصی نرسید و باید صرفا به گزارش و اعلام اتمام بسنده کنیم.

19880325199روز سوم تحصن که شنبه ۳۰ خرداد بود عده ای که پیگیر مسائل بودند اعم از اساتید و دانشجویان در دفتر مسجد کمیته ای را تشکیل دادند که از روی بیانیه اسامی شان را خدمتتان قرائت می کنم: حجت الاسلام ابوترابی فرد مسئول کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی، حجت الاسلام دکتر کلانتری مسئول نهاد مقام معظم رهبری، دکتر فرجی دانا، دکتر خلیلی عراقی، دکتر قمصری معاون دانشجویی و معاون فرهنگی دانشگاه و نماینده رئیس دانشگاه، دکتر امید، دکتر محمود نیلی، دکتر سید حسین حسینی، دکتر ایرج حریرچی، دکتر پیروز حناچی، دکتر مجتبی شریعتی نیاسر، دکتر ناصر معصومی، دکتر محمدعلی بنی هاشمی، دکتر حمیدرضا فرهمند، آقایان سید محی الدین فاضلیان، غلامحسین محمدی، مقامی فر و آقای یوسفی، نماینده دانشجویان (که بعداً اصلاح و نام آقای ریاحی جایگزین آن شد).

این بخشی از بیانیه اول کمیته پیگیری بود. گزارش نهایی که همین کمیته با این ترکیب اعلام کرد، مورد تأیید همه این افراد بود که مو لای درزش نمی رفت و باید محقق و پیگیری می شد که نشد. این گزارش به رهبری هم ارجاع داده شد و رهبری هم روی این گزارش دستور دادند. این گزارش در بی طرفی کامل صادر شد ولی به چه سرانجامی رسید؟ هیچی! شما می گویید که باید جامع الأطراف و بی طرفانه نگاه کنیم. خب این که بی طرفانه بود چرا محقق نشد؟ یک گزارش هم در دانشگاه تهران اعلام و قرائت نشد! گزارشی که الآن نسخه ای از آن در دست بنده است، متن اولیه بیانیه کمیته پیگیری حوادث دانشگاه تهران است که در آن اهداف این کمیته به شرح زیر ذکر شده بود:

- پیگیری تشکیل یک کمیته حقیقت یاب از مسئولان دانشگاه و نمایندگان سه قوه برای شناسایی عاملان و آمران حوادث اخیر و معرفی آنان به دستگاه قضایی و پیگیری محاکمه آنان تا صدور حکم محکومیت و مجازات.

- پیگیری آزادی تمام دستگیر شدگان دانشگاه در روزهای اخیر با استفاده از تمامی امکانات موجود بخصوص تشکیل تیم حقوقی برای دفاع از پرونده های احتمالی تشکیل شده برای دستگیر شدگان.

- پیگیری برای تسریع اقدامات لازم جهت ترمیم خرابی ها و جبران خسارات وارده به دانشجویان و دانشگاه.

- اعاده حیثیت از دانشگاه و دانشگاهیان پیگیری تمهید ساز و کارهای قانونی لازم مانند تصویب قوانین مورد نیاز در مجلس شورای اسلامی برای جلوگیری از تکرار حوادث مشابه.

باید آسیب شناسی کرد که چرا اکثر این بندها و اهداف تشکیل کمیته محقق نشد؟

فاضلیان: مثلاً آزادی دانشجویان در مقطعی محقق شدو مدتی هم طول کشید. مشخص ترین موردی که پیگیری شد و به نتیجه رسید، مورد سه یا همان رسیدگی به خسارات کوی بود. یعنی مثلاً روز اول مهر که فرا رسید، خون هایی که روی زمین بود پاک شده بود و درهایی که شکسته شده بود تعویض شده بود. اموال شخصی دانشجویان هم خسارت دید؛ مثلاً لپ تاپ ها و کامپیوترهای زیادی دزدیده و تخریب شدند که گویا دانشگاه این خسارات را جبران کرده است. اگر خسارات را فقط مالی در نظر بگیریم خسارت ها جبران شد.
چهار کار گروه زیر مجموعه کمیته تشکیل شد که وظیفه یکی از کار گروه ها مسائل مالی و خسارت های وارده به دانشجویان و کوی بود ولی جبران لطمات معنوی و حیثیتی دانشجویان به هیچ وجه محقق نشد.

آسیب ها نهایتاً در چه حد بود؟

فاضلیان: شدیدترین جراحت، آسیب چشم بود که آخرین خبر در این باره بود که تخلیه چشم بشود یا نه؛ که البته آخرش هم خبردار نشدیم که چه شد. ضمنا امتحانات همه دانشکده ها هم افتاد بعد از ماه مبارک رمضان. سخن آخر این که آن چه امروز ما می بینیم یک دانشگاه مأیوس و مرده است. یکی از دوستان می گفت دانشگاه مانند سالن ترانزیت فرودگاه شده است؛ خیلی از آدم ها می آیند در آنجا که بعد از آن هر جا که شد بروند.

img_3956آخرین اطلاعیه دانشگاه درباره کوی و کمیته پیگیری چه بود؟

فاضلیان: اعلام کردند که ما به گزارشی رسیدیم و انحلال کمیته را اعلام کردند. ما وقتی به عنوان نماینده دانشجویان در این نشست حاضر می شویم به گونه ای به قضیه نگاه می شود و وقتی یک مسئول حاضر است، به گونه ای دیگر به آن نگاه می شود.

آقای دکتر قمصری که نماینده رئیس دانشگاه و معاون فرهنگی-دانشجویی وقت بود می بایست در این جلسه باید حاضر می شد، ولی این گونه که دوستان گفتند مسئولان دانشگاه از حضور ایشان ممانعت کرده اند.

در هر کشوری حتی اگر پلی ریزش کند و خطر جانی هم متوجه کسی نشود، مسئول اولین کاری که می کند این است که استعفا می دهد. اما در ممکلت ما این چنین نیست.

در همین قضیه کوی هم هیچ کس استعفا نداد. شاهد مثالش را هم در حادثه کوی دیده ایم که کسانی با لباس فرم، دانشجوی تحصیلات تکمیلی را از اتاقش در ساختمان تحصیلات تکمیلی خارج کرده و کلاغ پر برده اند. تا جایی که یادم هست نیروهای ناجا بوده اند. این یعنی چه؟ یعنی تحقیر دانشجو؛ یعنی تخریب شخصیتی دانشجو!

حتی مسئول نیرو نمی آید بگوید که من نمی دانم چه اتفاقی افتاده ولی پیگیر احقاق حق دانشجویان هستم. اگر نمی خواهد نیروی خودش را هم متهم کند، حداقل در حد همدردی یک کلمه ابراز تأسف کند! در حد خودشان هم آبی روی این آتش خشم و بغض دانشجویان نریختند! تنها کسی که آبی روی این آتش ریخت رهبری بود. تازه این ها ادعای فرمانبرداری از رهبری را دارند ولی دقیقا عکس نظر رهبری عمل می کنند! اصلاً دانشجو خاطی؛ ولی نظر رهبری را که دیگر باید اجرا کنید!

بعد از انحلال کمیته پیگیری، تشکل ها در مورد پیگیری این قضیه چه کردند؟

ریاحی: ما در سالگرد حادثه نامه دادیم خطاب به آیت الله آملی لاریجانی. البته جدا از این رایزنی هایی برای پیگیری مطالباتمان داشتیم.

فاضلیان: این قدر در مورد کوی روی انجمن اسلامی فشار بود که ما مطالباتمان را تا این حد کاهش دادیم که فقط متن گزارش در مجلس قرائت شود. به نظر من مهم ترین خواسته دانشجویان هم در حال حاضر رسیدگی به واقعه کوی است.

در سال ۸۹ هم که اولین دیدار دانشجویان با رهبری بعد از اتفاقات سال ۸۸ بود تنها کسانی که بحث کوی را مطرح کرد ما بودیم. نکته جالب این جاست که ما بیش از یک سال و نیم نتوانستیم حاج آقای محمدیان را ببینیم. ما خدمت رهبری رسیدیم اما خدمت نماینده رهبری در دانشگاه ها نتوانستیم برسیم.

من نه الآن دانشجو هستم و نه خیلی ممکن است سبک و سیاق مجله شما را بپسندم ولی می آیم و با شما صحبت می کنم. اما رئیس دانشگاه نمی گذارد که آقای قمصری بیاید و با شما و ما دور یک میز بنشیند و صحبت کند. اگر دانشگاه اجازه می داد ابعاد مختلف اتفاقات ۸۸ را به بحث و نقد می گذاشتیم و از دو طرف دعوت می کردیم تا به طور کامل زوایای ماجرا روشن بشود.

و نهایتاً به عنوان جمع بندی یا سخن پایانی؟

ریاحی: باید به حادثه کوی جامع نگاه کرد و در تحلیل آن همه ابعاد را مدنظر داشت. دوم این که در کوی تخلفات بزرگی صورت گرفته است که مطالبه ما همچنان این است که اینها به دقت رسیدگی شوند. سوم اینکه باید در پیگیری حادثه به شکل مناسبی اطلاع رسانی صورت می گرفته که نگرفته است.

حرف آخر بنده این است که اگر کوی را می بینیم، باید قبل و بعدش را هم نگاه کنیم و به همه ابعادش با هم بنگریم. عرضم را با خاطره ای تمام می کنم؛ یکی از اساتید بزرگواری که شاید افراد دیگر هم ایشان را بشناسند، فیلمی را یک زمانی پخش کردند که کوی یک کشته داده است و یک نفر از ساختمان پرت می شود پایین. بعد معلوم شد که این فیلم مربوط به اغتشاشات سودان است!

فاضلیان: در مورد کوی با قاطعیت عرض می کنم که مظلوم بدون رقیب این حادثه، دانشجو و دانشگاهی است. باید این مطالبه پیگیری تا مثل این حادثه دیگر تکرار نشود. امیدوارم که از این محمل ها و فرصت ها باز هم فراهم شود تا مسئولین گوش شنوایی پیدا کنند. حداقل در دانشگاه تهران که بنا بر فرمایش رهبری نماد آموزش عالی کشور است، این گفت و گو شکل بگیرد و جریان ها و فکرهای مختلف بتوانند با هم حرف بزنند.

:::

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 5 = 4