۱۰:۴۰ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ وقتی رای مردم زینتی باشد

پایان عصر پسران؛ آغاز عصر نوادگان

بسیار بعید است که ٢٠ سال دیگر از بی‌شمار پسران مردی که شش دهه پیش درگذشته، کسی زنده باشد که وصیت پدر درباره‌اش اجرا شود. به همین دلیل هم از هم‌اکنون بحث‌های بسیاری در دربار آل‌سعود جریان دارد که شاهزاده سلمان، سنت پدر را برخواهد انداخت و او آخرین «پادشاه پسر» می‌شود! هرچند که ملک عبدالله، شاهزاده «مقرن» برادر دیگرش را در سمت بی‌سابقه «ولیعهد ولیعهد» منصوب کرده تا سنت به شاهی رسیدن برادران براساس وصیت پدر نقض نشود اما گفته می‌شود پادشاه آینده که براساس قانون سلطنتی حق «تعیین ولیعهد» را دارد، در تلاش است تا پسرش، «محمد» را...

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

malek

نگین پادشاهی به زهدان «حصه سدیری» بازمی‌گردد تا افسانه این زن در شبه‌جزیره عربستان کامل شود؛ او تنها همسر پادشاه عبدالعزیز آل سعود از انبوه همسران بنیانگذار «سعودی» است که هم‌پای خود او در تاریخ ماندگار شده؛ این را گویا بهتر از همه ملک عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه در بستر مرگ می‌دانست که از همان ابتدا از میان فرزندان حصه، «سلطان» و سپس «نایف» را به ولیعهدی انتخاب کرد و چون اجل به ولیعهدان نگون‌بخت مهلت نداد، ولیعهد سوم و پادشاه آینده را هم از سه بازمانده حلقه «هفت سدیری» برگزید. با این انتخاب کمی جنجالی، نه‌تنها «امانت» ملک فهد را به «آل فهد» بازگرداند که حالا ممکن است شجره‌نامه سلسله آینده پادشاهی عربستان، به بستری برسد که عبدالعزیز و حصه سدیری در آن می‌آرمیدند. شاهزاده سلمان، پس از ملک فهد، دومین پادشاه این وصلت خواهد بود و احتمال دارد پس از پنج برادر، آخرین پادشاهی هم باشد که بدون واسطه، مستقیم پسر عبدالعزیز آل سعود، بنیانگذار کشور عربستان است. اگر او نیز به مانند سلف خود و دیگر برادران پادشاهش ٩ دهه عمر کند، بسیار بعید است که ٢٠ سال دیگر از بی‌شمار پسران مردی که شش دهه پیش درگذشته، کسی زنده باشد که وصیت پدر درباره‌اش اجرا شود. به همین دلیل هم از هم‌اکنون بحث‌های بسیاری در دربار آل‌سعود جریان دارد که شاهزاده سلمان، سنت پدر را برخواهد انداخت و او آخرین «پادشاه پسر» می‌شود! هرچند که ملک عبدالله، شاهزاده «مقرن» برادر دیگرش را در سمت بی‌سابقه «ولیعهد ولیعهد» منصوب کرده تا سنت به شاهی رسیدن برادران براساس وصیت پدر نقض نشود اما گفته می‌شود پادشاه آینده که براساس قانون سلطنتی حق «تعیین ولیعهد» را دارد، در تلاش است تا پسرش، «محمد» را ولیعهد خود کند و به این ترتیب سنت بنیانگذار آل‌سعود که وصیت کرده بود؛ «ولیعهد همواره بزرگ‌ترین برادر پس از پادشاه باشد»، برای همیشه به تاریخ سنجاق خواهد شد. اگر شاهزاده سلمان در مقام پادشاه بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان، شجاعت ورق زدن تاریخ را داشته باشد، آن‌وقت در شبه‌جزیره آرام خاورمیانه، سرانجام «عصر نوادگان» طلوع می‌کند؛ به این ترتیب حالا احتمال دارد برخلاف تمام بحث‌های این روزها، مهم‌ترین تغییر قدرت در عربستان نه مرگ پادشاه که انتخاب ولیعهد جدید باشد و آن «جنگ قدرتی» که می‌گویند چند سالی است در شورای سلطنتی مشهور به «شورای بیعت» به راه افتاده، نه بر سر پادشاه آینده که بر سر ولیعهد احتمالی اوست. برای این تغییر بزرگ البته نباید خیلی شتاب داشت؛ شتاب و اصلاحات، دو واژه غریب در کشوری است که در هزاره سوم زنان آن هنوز نمی‌توانند پشت فرمان اتومبیل بنشینند و پادشاه آینده، شاهزاده سلمان نیز در زندگی سیاسی خود نشان داده که ژن «محافظه‌کاری» آل‌سعود با کیفیت خوبی در او نهادینه است.
بسیاری در غرب او را «هوادار اصلاح کُند امور» دانسته‌اند اما حقیقت این است که اگر اصلاحات را در مقیاس‌های سعودی آن در نظر بگیریم، ولیعهد ٧٩ ساله از پادشاه ٩١ ساله کنونی هم محافظه‌کارتر است، گرچه دست‌کم نمره مثبت در کارنامه او همین است که وقتی ملک عبدالله راه اصلاحات آرام در شبه‌جزیره را در پیش گرفت، سلمان به مانند بسیاری دیگر از برادران تنی و ناتنی پادشاه با او مخالفت نکرد، سیاستمدارانه موضعی میانه گرفت و گفت؛ «شتاب و گستره اصلاحات باید عامل‌های اجتماعی و فرهنگی را در نظر بگیرد. این اصلاحات نباید بر فرهنگ مذهبی تحمیل شود و واکنش‌های منفی به بار آورد». مرور کارنامه او و دیدگاه‌های مردی که بسیار کم حرف می‌زند، نشان داده که نشستن او بر جای ملک عبدالله، جایزه‌یی برای جنبش زنان رو به رشد عربستان نخواهد بود و انتظار دگرگونی‌های اجتماعی شگرف در دوره پادشاه جدید بیهوده است همچنان‌که در دوره او سیاست‌های منطقه‌یی سعودی تغییر زیادی نخواهد داشت و وضعیت «استقرار هژمونیک» عربستان در خاورمیانه همچنان الگوی رایج سعودی خواهد بود اما آنچه ممکن است با پادشاهی سلمان تغییر کند، «اقتصاد» عربستان خواهد بود. گفته می‌شود شاهزاده سلمان، هرچند در سیاست یک «میانه‌روی محافظه‌کار» است اما در اقتصاد یک «تکنوکرات لیبرال» به‌شمار می‌رود. حکومت او بر ریاض یک الگو از آینده اقتصاد عربستان را نشان ما می‌دهد؛ شاهزاده‌یی به‌شدت علیه فساد و هوادار مشارکت‌های هر چه بیشتر بخش خصوصی در اقتصاد، کسی که از باز شدن در‌های اقتصاد نمی‌هراسد و در چند دوره دولت خود در ریاض، سخاوتمندانه دست سرمایه‌گذاران خارجی را فشرده است. می‌گویند که برای این دانش‌آموخته دانشگاه سعودی، «توسعه اقتصادی مقدم بر اقتصاد سیاسی است» و غرب نیز بی‌دلیل به او تمایل ندارد؛ میان گزینه‌های موجود و آخرین پسران باقی‌مانده عبدالعزیز، شاهزاده سلمان به توسعه دست‌کم به روایت خودش باور دارد و شاید دنبال کردن یک الگوی منضبط و باثبات توسعه، بتواند بستر تغییرهای بزرگ دیگری را برای پادشاه پس از سلمان فراهم کند، به ویژه که الگوی شاهزاده سلمان در مقام والی ریاض، بیانگر شکلی از مدرانیزاسیون و توامان توجه به برابری نیز بوده است. او هوادار فعالیت‌های خیریه و از سرمایه‌گذاران اصلی چندین بنگاه خیریه است، بنگاه‌های وابسته به سلمان نه‌تنها در عربستان که در بوسنی‌وهرزگوین، سومالی و سودان به فقرا کمک کرده‌اند و در سال ٢٠١١ سلمان فرمان داد تا یک برنامه «مشارکت مردمی» برای زدودن چهره فقر و گدایی از شهر ریاض اجرا شود. برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی شاهزاده سلمان، توانست ریاض را از شهری متوسط تبدیل به کلانشهری مدرن و جذاب برای سرمایه‌گذاری‌های توریستی و فعالیت‌های عمرانی کند و همین موفقیت‌ها، ملک عبدالله را بر آن داشت تا زمام وزارت دفاع آل‌سعود را هم به سلمان بسپارد. شاهزاده در این سمت هم قراردادهای سنگین جنگ‌افزارهای مدرن را با بریتانیا و امریکا بست و هم یک کردیت بین‌المللی برای خودش خرید و با باراک اوباما و دیوید کامرون هم دیدار داشت. تلاش‌های سلمان برای اثبات برتری خودش در دربار سعودی البته به همین جا ختم نشده است. او می‌داند که یک سیاستمدار تا چه اندازه نیازمند رسانه است، پس از الشرق الاوسط تا پایگاه خبری ایلاف و چندین و چند مرکز تحقیقاتی درباره سیاست‌های رسانه‌یی هم وجود دارند که در پشت‌پرده آنها، نام پادشاه آینده شبه‌جزیره به چشم می‌خورد و همه اینها نشان می‌دهد که نشستن سلمان بر اریکه ولیعهدی چندان بی‌مناسبت نبوده است. میان ده‌ها شاهزاده‌یی که کفایت و لیاقت آنها محل شبهه است، شاهزاده سلمان بن عبدالعزیز یکی از تنها انتخاب‌های موجود و ممکن ملک عبدالله برای جانشینی خود بود. شاید دست تقدیر روزگار باشد؛ در دربار سعودی، هیچ حلقه‌یی بیشتر از «آل‌فهد» یا «برادران سدیری» نفوذ ندارد و ملک عبدالله که ناتنی با این حلقه بود، حالا دارد نگین پادشاهی را به زهدان حصه سدیری بازمی‌گرداند.

منبع: ساسان آقایی/اعتماد

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 19 = 23