۱۱:۰۰ - ۱۳۹۳/۱۲/۱۴ رضا نساجی:

جنگ بر سر ایدئولوژی یا منافع مادی؟

تفاوت قومیت و مذهب، روبنای منازعه است، و زیرساختار آن منافع عینی و مادی که تروریست‌ها به دنبال احیای آن هستند. پس نباید برای شورش و جنایات آنها توجیه ایدئولوژیک - اعم از توجیه قومی یا مذهبی - تراشید و یا اینکه آنها برای رفع تبعیض و ستم می‌جنگند، بلکه آنها خود به دنبال اعمال تبعیض هستند و تا همین جای کار ستمگری را در کامل‌ترین شکل آن پیشه کرده‌اند.

iraqمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – رضا نساجی: جنگ با داعش به شهر تکریت – محل تولد و دفن صدام حسین – کشیده شده و حالا صف‌آرایی جناحین عراق آشکارتر شده است. حالا مشخص است که کدام قبایل اهل سنت منطقه متحد داعش شده و در جنایات آن علیه ارتش، اقوام و مذاهب دیگرعراق شریک بوده‌اند و کدام قبایل سنی با دولت عراق همراه شده‌اند تا این بلیه از منطقه رفع شود. بنابراین اگرچه رسانه‌هایی مثل بی‌بی‌سی هنوز تلاش دارند تا این جنگ را یک جنگ تمام‌عیار فرقه‌ای میان سنی و شیعی نشان دهند اما شرایط فعلی به وضوح نشان می‌دهد که معادلات میدانی را نمی‌توان این‌چنین ساده‌سازی کرد.

اینک مشخص است که نزاع فعلی، جنگ اهل سنت برای رفع تبعیض اعمال شده از جانب حکومت شیعه نیست، چه در این صورت می‌بایست تمام اهل سنت با آنها همراه می‌شدند و آنان نیز در مناطق سنی‌نشین رفتار دوستانه‌ای اعمال می‌کردند. واقعیت اینست که قبایل همپیمان داعش نه برای رفع تبعیض که برای اعمال تبعیض می‌جنگند، و تلاش دارند که اوضاع کشور را به شرایط ۱۵ سال قبل بازگردانند. اینان همان قبایلی هستند که در دوران صدام حسین تکریتی حاکم بودند و پس از مرگ او نیز تکریمش کردند. همچنان که قبیله معمر قذافی و قبایل همپیمان آنها، هنوز هم آرزوی بازگشت به دوران دیکتاتوری سرهنگ را در سر می‌پرورانند و نه تنها از وی دفاع کردند، که هنوز هم با دولت جدید می‌جنگند. همچنان که مخالفین سوریه از همان ابتدا شعار داده بودند «مسیحی به بیروت، علوی به تابوت». والّا در سوریه هم اقلیت تحت ظلم، نه اهل سنت که در ارتش و دولت قدرت دارند، که کردها بودند که در «جمهوری عربی سوریه» به رسمیت شناخته نمی‌شدند.

این قبایل نه برای رفع تبعیض و شرایط برابر اقوام و مذاهب، که برای دستیابی به شرایط نابرابر می‌جنگند و بس، لذا داعش برای آنها وسیله‌ای برای احیای دوران صدام است که اکثریت عرب شیعه کشور و همچنین اقوام و مذاهب متعدد عراق (کرد، مسیحی آسوری و ارمنی، ایزدی، ترکمان و…) تحت ظلم یک اقلیت بودند. بنابراین مسئله تفاوت قومیت و مذهب، روبنای منازعه است، و زیرساختار آن منافع عینی و مادی که تروریست‌ها به دنبال احیای آن هستند. پس نباید برای شورش و جنایات آنها توجیه ایدئولوژیک – اعم از توجیه قومی یا مذهبی – تراشید و یا اینکه آنها برای رفع تبعیض و ستم می‌جنگند، بلکه آنها خود به دنبال اعمال تبعیض هستند و تا همین جای کار ستمگری را در کامل‌ترین شکل آن پیشه کرده‌اند. آن هم نه فقط علیه اکثریت شیعی و دولت عراق، که علیه اقلیت‌های کوچکتر مذهبی و قومی.

ماجرا اینست: اقلیتی می‌خواهد به دوران نابرابر گذشته تحت سلطه دیکتاتوری صدام بازگردد و برای این کار همراه و همپیمان ارتجاع مذهبی و ماشین جنگی داعش شده است که پیشتر در سوریه نسل‌کشی به راه انداخته بود. بهانه توجیه وقوع تروریسم تکفیری داعش، سیاست‌های تبعیض قومی و مذهبی حکومت دیکتاتوری سوریه بود، اما مگر در عراق هم دیکتاتوری حاکم است؟ البته برای عراق هم سیاست‌های تبعیض قومی و مذهبی نخست‌وزیر عراق را – آن هم هم‌زمان با برگزاری انتخابات دموکراتیک که در هیچ کشور عربی نظیر ندارد – بهانه می‌کردند، که دیدیم آن نخست‌وزیر هم با اراده زعیم شیعیان عراق برای حفظ وحدت کشور (که منش و روش او را نباید با سیاست حاکمیت و مرجعیت شیعه در ایران مقایسه کرد)، کنار رفت و بهانه‌ای نماند.

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

6 + 3 =