۰۸:۵۵ - ۱۳۹۲/۰۴/۲۹

«نتانیاهو» اشک تمساح می‌ریزد

ایران دارای بنیان اقتصادی قوی است؛ دانشگاه‌های فنی استثنایی دارد و جمعیت تحصیلکرده خوبی در آن زندگی می‌کنند. در عین اینکه هسته اصلی دانشمندان هسته‌ای‌اش تحصیلکرده غرب هستند. در مجموع ایران سه برابر بیش از دیگر کشورهایی که مجهز به توانمندی هسته‌ای هستند، برای این برنامه وقت گذاشته است. اما هنوز بمب اتم ندارد. چرا؟

imagesمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):
نوشته گری سیک، ترجمه فرنگیس بیات
نخست‌وزیر اسراییل مرد زیرکی نیست. وقتی هدفی در ذهن داشته باشد، دیگر از هیچ اقدامی مثل مبالغه، بزرگنمایی یا طرح سناریوهای آخرالزمانی برای اثبات نظر خودش کم نمی‌گذارد. از روزی که او به سیاست وارد شده است، ما شاهد اشک‌های تمساح او هستیم. به یک دلیل خیلی واضح: این کار خوب اثر می‌گذارد؛ اثر می‌گذارد و اثر می‌گذارد. برخلاف چوپان دروغگویی که بارها هشدار دروغین داده و اعتبار خود را از دست داده است، بعد از هر هشدار تکراری‌اش با طیفی از نگرانی‌های جدی مورد استقبال قرار می‌گیرد. آخرین نمونه چنین نمایشی از «نتانیاهو» شرکت در برنامه «روبه‌روی ملت» شبکه «سی‌بی‌اس» بوده است.
بیش از ۲۰سال است که آقای نتانیاهو بسیار محترمانه ما را مطلع می‌کند که بله اگر کسی به ایران حمله نکند، ایران در عرض پنج‌سال به بمب اتمی دست پیدا می‌کند. این هشدارها دیگر تبدیل به ترجیع‌بندی به نام «سه‌تاپنج‌سال» شده است. تقریبا از اوایل دهه ۱۹۹۰، چهره‌های سیاسی، متخصصان اطلاعاتی و تحلیلگران صاحب‌نام هر سال به ما اطمینان داده‌اند که ایران مطمئنا بین «سه تا پنج‌سال» و گاهی حتی کمتر به بمب اتم دست پیدا خواهد کرد.  فهم منطق چنین تاکیداتی چندان دشوار نیست. اسراییل در سال‌های پیش‌رو درصدد توسعه توانمندی هسته‌ای نظامی خود آن هم در پنهانکاری مطلق است. اسراییل تنها نیست. آفریقای‌جنوبی، هند و حتی پاکستان فقیر بدون در اختیارداشتن هیچ بنیه صنعتی جدی، پیگیر توسعه پنهان تسلیحات نظامی یا تصمیم به راه‌انداختن چنین برنامه‌ای در فاصله زمانی یک‌دهه بوده‌اند.
برخی بر این باورند که ایران تصمیم به راه‌اندازی برنامه هسته‌ای گرفته است؛ برنامه‌ای که در دوره شاه سابق شروع شده بود و با وقوع انقلاب در یک دوره ۳۰ساله مسکوت مانده بود. هرگز به این قضیه غیرعادی اشاره‌ای نمی‌شود: ایران دارای بنیان اقتصادی قوی است؛ دانشگاه‌های فنی استثنایی دارد و جمعیت تحصیلکرده خوبی در آن زندگی می‌کنند. در عین اینکه هسته اصلی دانشمندان هسته‌ای‌اش تحصیلکرده غرب هستند. در مجموع ایران سه برابر بیش از دیگر کشورهایی که مجهز به توانمندی هسته‌ای هستند، برای این برنامه وقت گذاشته است. اما هنوز بمب اتم ندارد. چرا؟
یک پاسخ همانی است که همه سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا برآن متفق‌القول هستند: اینکه رهبر عالی نظام تصمیمی برای ساخت بمب اتم ندارد. آنها آشکارا زیرساخت‌های اتمی‌شان را مستقر کرده‌اند، تجهیزاتی که به آنها اجازه ساخت بمب اتم می‌دهد، اما آنها هنوز تصمیمی برای ساخت آن نگرفته‌اند.  آقای نتانیاهو به این موضوع در برنامه تلویزیونی سی‌بی‌اس اشاره‌ای نکرد. به جایش سراغ نکات دیگری در بحران‌های پیش‌آمده گذشته رفت. یکشنبه گذشته نتانیاهو با اشاره به ایران و به شیوه همیشگی‌اش در کتمان حقیقت می‌گوید: «همه مشکلاتی که ما در (خاورمیانه) داریم، تحت‌الشعاع رژیم تندرویی است که بمب اتم هم در اختیار خواهد داشت. این تغییر برای جهان و ایالات متحده وحشتناک و فاجعه‌بار خواهد بود. توصیه او این بود که: «آمریکا باید تحریم‌ها را ادامه دهد و برای ایران روشن کند که از آن راه فراری ندارند و اگر تحریم‌ها موثر نیفتد، باید بدانند که آمریکا آماده توسل به زور است و این تنها چیزی است که ایران باید به آن توجه کند.»
حدود ۱۰سال پیش، آقای نتانیاهو پیش از جلسه کمیته اصلاح مجلس نمایندگان در باب چشم‌اندازهای تهدید «صدام‌حسین» و چگونگی رویارویی با آن دعوت شد. در آن دوره او به آمریکا تضمین داد: «همه شاخص‌هایی که در اختیار داریم [می‌گوید] که صدام‌حسین پیگیری گاه همراه با توقفی را در هر سانتیمتر از تلاش‌هایش برای ساخت تسلیحات کشتارجمعی مثل تسلیحات هسته‌ای داشته است.» او می‌گوید: «اگر هرکس نظر خلاف آن را مطرح کند، یا نتواند خطوط مرتبط‌کننده نقاط را به هم ترسیم نکند، ارزیابی عینی از آنچه اتفاق افتاده است، نخواهد بود.» به محض اینکه صدام بتواند به بمب اتم و توانمندی اتمی دست پیدا خواهد کرد.» نتانیاهو نصیحت می‌کرد: «اگر موجبات سقوط صدام را فراهم کنید، من تضمین می‌کنم که در منطقه بازخوردهای بسیار مثبتی شکل خواهد گرفت.» آقای نتانیاهو جدا نیازمند مجموعه‌های جدیدی از نکته‌ها در گفتار‌هایشان هستند. در همان ساعت نیز در برنامه «روبه‌روی ملت» گزارش شد که یک گروه ۲۹نفره از مقامات رسمی پیشین آمریکا نامه‌ای به اوباما ارسال کرده‌اند و در آن پیشنهاد دیدگاه جدیدی را درباره وضعیت امروز ایران و چگونگی رابطه با این کشور مطرح کردند. من یکی از امضا‌کنندگان این نامه بوده‌ام. در این نامه می‌خوانیم: «انتخاب حسن روحانی به‌عنوان رییس‌جمهوری بعدی ایران فرصت بالقوه بزرگی برای دادن جان تازه‌ای به تلاش‌های دیپلماتیک در جهت حل بن‌بست برنامه هسته‌ای ایران است. ما قویا از دولت شما می‌خواهیم به محض به قدرت‌رسیدن روحانی و با درک این موقعیت به‌دنبال مذاکرات دوجانبه و چندجانبه جدید با ایران باشد و از هرگونه اقدام تحریک‌آمیزی که پنجره گفت‌وگو را برای یک سیاست‌ مداراجویانه‌تر با تهران ببندد، اجتناب کند.
دیپلماسی تنها زمانی می‌تواند موفق شود که ما آماده برداشتن تحریم‌های کنونی شویم و مشوق‌های دیگری را به‌عنوان امتیازهای متقابل برای ایران مطرح کنیم. به‌علاوه، در مراسم تحلیف روحانی، این بسیار مهم است که همه طرف‌های سیاسی آمریکایی از اتخاذ اقدامات تحریک‌آمیزی که می‌تواند این فرصت دیپلماتیک را به خطر بیندازد، امتناع کنند.» نامه دیگری که به اوباما ارسال شده است، از سوی سناتور جمهوریخواه ایالت پنسیلوانیا، چارلز دنت و سناتور دموکرات کارولینای‌شمالی، دیوید پرایس امضا شده است: این دو خواستار غنیمت‌شمردن فرصت بالقوه‌ای شده‌اند که انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری ایران فراهم کرده است؛ فرصتی که باید با تلاش‌های آمریکا برای تضمین رسیدن به توافق مذاکره هسته‌ای مطمئن، جان دوباره‌ای بگیرد. این نامه مورد حمایت بیش از ۹۰نفر از نمایندگان مجلس آمریکا شامل نمایندگان جمهوریخواه بوده است.
لحظه سرنوشت‌سازی است. رییس‌جمهوری جدید ایران در کمتر از سه هفته دیگر سوگند خواهد خورد. می‌توان میان نزاع و بحث بر سر اتفاقات گذشته که تنها به وقوع سومین جنگ آمریکا در خاورمیانه ختم خواهد شد، یا رفتن به سمت یک ابتکار دیپلماتیک پرانرژی جدید که به ایران راه برون‌رفت از انتخاب‌های مرده استراتژیک پیشین را فراهم می‌آورد، دست به گزینش زد.
هیچ قطعیتی وجود ندارد که دیپلماسی کارگر بیفتد. اما کم‌کاری و شکست در تلاش برای رسیدن به یک دیپلماسی واقعی [عین] شکست است.
:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

23 - = 17