۰۹:۰۶ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۰

یهود، صهیونیسم و فلسطین در کلام شهید مطهری

اگر مى‏خواهیم به خودمان ارزش بدهیم، اگر مى‏خواهیم قیمت پیدا کنیم، اگر مى‏خواهیم در نزد خدا و پیغمبر خدا محترم باشیم، در نزد ملل جهان محترم باشیم، باید این اصل را زنده کنیم. اگر پیغمبر اسلام زنده مى‏بود، امروز چه مى‏کرد؟ درباره چه مسأله‏اى مى‏اندیشید؟ واللَّهِ و باللَّهِ قسم مى‏خورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود مى‏لرزد. این یک مسأله دودوتا چهارتاست. من اگر نگویم واللَّهِ مرتکب گناه شده‏ام، و هر خطیب و واعظى اگر نگوید مرتکب گناه شده است.

palestinمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): استاد شهید مرتضی مطهری در گفتار و آثار مختلف خود به مسئله یهود در تاریخ اسلام و صهیونیسم در تاریخ معاصر پرداخته اند. گزیده ای از آراء ایشان درباره یهود و  فلسطین به مناسبت روز قدس در ادامه می آید:

یهود و تحریف حقایق

همین قدر به شما بگویم امان از دست یهود که بر سر دنیا از دست اینها چه آمد! یکى از کارهایى که قرآن به اینها نسبت مى‏دهد که هنوز هم ادامه دارد مسأله تحریف و قلب حقایق است. اینها شاید باهوش‏ترین مردم دنیا باشند؛ یک نژاد فوق العاده باهوش و متقلّب. این نژاد باهوش متقلّب همیشه دستش روى آن شاهرگهاى جامعه بشریت‏ است، شاهرگهاى اقتصادى و شاهرگهاى فرهنگى. اگر کسى بتواند تحریفهایى را که اینها حتى در حال حاضر در تاریخها، جغرافیها و خبرهاى دنیا مى‏کنند [جمع آورى کند، کار مفیدى است‏]. البته عده‏اى این کار را کرده‏اند ولى نه به قدر کافى. الآن خبرگزاریهاى بزرگ دنیا- که یکى از آن شاهرگهاى خیلى حساس است- به دست یهود مى‏چرخد، براى اینکه قضایا را تا حدى که برایشان ممکن است آن‏طور که خودشان مى‏خواهند به دنیا تبلیغ کنند و برسانند. در هر مملکتى اگر بتوانند، آن شاهرگها را، وسایل به قول امروزیها ارتباط جمعى مثل مطبوعات و به‏طور کلى آن جاهایى که فکرها را مى‏شود تغییر داد، تحریف کرد، تبلیغ کرد و گرداند و نیز شاهرگهاى اقتصادى را [در دست مى‏گیرند]. و اینها از قدیم الایام کارشان این بوده. (۱)

سرزنش یهود در قرآن

قرآن در یک جا مى‏فرماید: «افَتَطْمَعونَ انْ یُؤْمِنوا لَکُمْ وَ قَدْ کانَ فَریقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعونَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ یُحَرِّفونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلوهُ وَ هُمْ یَعْلَمونَ.» «۱»مسلمین! شما به ایمان اینها چشم [دارید]؟! آیا اینها را نمى‏شناسید؟! اینها همان کسانى هستند- یعنى الآن هم روح همان روح است و الّا کسى اجدادش فاسد باشند، دلیل فساد امروزش نمى‏شود؛ اینها همان روح اجداد خودشان را حفظ کرده‏اند- که با موسى هم که بودند، سخن خدا را که مى‏شنیدند، وقتى که بر مى‏گشتند آن را مطابق میل خودشان عوض مى‏کردند، نه از روى جهالت و نادانى، در کمال دانایى. تحریف و قلب حقایق، یکى از کارهاى اساسى یهود از چند هزار سال پیش تا امروز است. در میان هر قومى در لباس و زىّ خود آن قوم ظاهر مى‏شوند و افکار و اندیشه‏هاى خودشان را از زبان خود آن مردم پخش مى‏کنند، منویّات خودشان را از زبان خود آن مردم مى‏گویند. مثلًا مى‏خواهند میان شیعه و سنّى اختلاف بیندازند.نه این‏طور است که خودش حرف بزند. یک سنّى پیدا مى‏کند و او شروع مى‏کند آنچه که مى‏تواند علیه شیعه تهمت مى‏زند و دروغ مى‏گوید. (۲)

ناراحتی پیامبر از یهود

اگر مى‏خواهیم به خودمان ارزش بدهیم، اگر مى‏خواهیم قیمت پیدا کنیم، اگر مى‏خواهیم در نزد خدا و پیغمبر خدا محترم باشیم، در نزد ملل جهان محترم باشیم، باید این اصل را زنده کنیم. اگر پیغمبر اسلام زنده مى‏بود، امروز چه مى‏کرد؟ درباره چه مسأله‏اى مى‏اندیشید؟ واللَّهِ و باللَّهِ قسم مى‏خورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود مى‏لرزد. این یک مسأله دودوتا چهارتاست. اگر کسى نگوید، گناه کرده است. من اگر نگویم واللَّهِ مرتکب گناه شده‏ام، و هر خطیب و واعظى اگر نگوید مرتکب گناه شده است.(۳)

قضیه فلسطین مربوط به یک ملت است

گذشته از جنبه اسلامى، فلسطین چه تاریخچه‏اى دارد؟ قضیه فلسطین مربوط به دولتى از دولتهاى اسلامى هم نیست؛ مربوط به یک ملت است، ملتى که او را به زور از خانه‏اش بیرون کرده‏اند. تاریخچه فلسطین چیست؟ مدعى هستند که در سه هزار سال پیش دو نفر از ما (داود و سلیمان) براى مدت موقتى در آنجا سلطنت کرده‏اند. تاریخ را بخوانید؛ در تمام این مدت دو سه هزار ساله، کِى بوده است که سرزمین فلسطین به یهود تعلق داشته است؟ کِى بوده است که بیشتر سرزمین فلسطین مال ملت یهود باشد؟آیا بیشتر سرزمین فلسطین از آنِ ملت یهود است؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود، بعد از اسلام هم مال آنها نبود. روزى که مسلمین فلسطین را فتح کردند، فلسطین دراختیار مسیحیها بود نه در اختیار یهودیها. و اتفاقاً مسیحیها که با مسلمین صلح کردند، یکى از مواردى که در صلحنامه گنجاندند این بود که شما یهود را در اینجا راه ندهید. گفتند: ما با شما زندگى مى‏کنیم ولى با یهود زندگى نمى‏کنیم. چطور شد که یکدفعه نام وطن یهودى به خود گرفت؟(۴)

نقشه اسرائیل بزرگ

این یهودیانى که شما امروز اسمشان را مى‏شنوید: موشه دایان، زلى اشکول، گلدا مایر، زهرمار! آخر ببینید اینها از کجاى دنیا آمده‏اند؟! مدعى هستند که این سرزمین، سرزمین ماست. امروز در حدود سه میلیون نفر مسلمان، آواره از خانه و زندگى‏شان هستند. هدف مگر تنها همین است که یک دولت کوچک در آنجا تشکیل شود؟ خیلى اشتباه کرده‏اید، خیلى همه اشتباه مى‏کنیم. او مى‏داند که یک دولت کوچک، بالأخره نمى‏تواند آنجا زندگى کند؛ یک اسرائیل بزرگ که دامنه‏اش از این طرف شاید تا ایران خودمان هم کشیده شود. به قول عبدالرحمن فرامرزى این اسرائیلى که من مى‏شناسم، فردا ادعاى شیراز را هم مى‏کند، مى‏گوید شاعرهاى خود شما همیشه در اشعارشان اسم شیراز را گذاشته‏اند مُلک سلیمان! هرچه بگویى آقا! آن تشبیه است، مى‏گوید سند از این بهتر مى‏خواهید؟! مگر ادعاى خیبر را که نزدیک مدینه است، ندارند؟ مگر روزولت به پادشاه وقت عربستان سعودى پیشنهاد نداد که شما بیایید این شهر را به اینها بفروشید؟ مگر اینها ادعاى عراق و سرزمینهاى مقدس شما را ندارند؟.(۵)

شمر امروز را بشناس

واللَّهِ و باللَّهِ ما در برابر این قضیه مسؤولیم. به خدا قسم مسؤولیت داریم. به خدا قسم ما غافل هستیم. واللَّهِ قضیه‏اى که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانى که دل حسین بن على را خون کرده، این قضیه است. اگر مى‏خواهیم به خودمان ارزش بدهیم، اگر مى‏خواهیم به عزادارى حسین بن على ارزش‏ بدهیم، باید فکر کنیم که اگر حسین بن على امروز بود و خودش مى‏گفت براى من عزادارى کنید، مى‏گفت چه شعارى بدهید؟ آیا مى‏گفت بخوانید: «نوجوان اکبر من» یا مى‏گفت بگویید: «زینب مضطرّم الوداع، الوداع»؟! چیزهایى که من (امام حسین) در عمرم هرگز به این‏جور شعارهاى پست کثیف ذلّت‏آور تن ندادم و یک کلمه از این حرفها را نگفتم. اگر حسین بن على بود مى‏گفت: اگر مى‏خواهى براى من عزادارى کنى، براى من سینه و زنجیر بزنى، شعار امروز تو باید فلسطین باشد. شمرِ امروز موشه دایان است. شمرِ هزار و سیصد سال پیش مُرد، شمرِ امروز را بشناس. امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان مى‏خورد. مرتّب دروغ در مغز ما کردند که این یک مسأله داخلى است، مربوط به عرب و اسرائیل است. باز به قول عبدالرحمن فرامرزى اگر مربوط به اینهاست و مذهبى نیست، چرا یهودیان دیگر دنیا مرتب براى اینها پول مى‏فرستند؟.(۶)

از مسلمانی خودمان خجالت بکشیم !

ما چه جوابى در مقابل اسلام و پیغمبر خدا داریم؟ آیا چند روز پیش در روزنامه نخواندید که در سال گذشته یهودیان سایر نقاط دنیا، نه یهودیانى که فعلًا شناسنامه اسرائیلى دارند، پانصد میلیون دلار براى اینها فرستادند که با این پولها فانتوم بخرند و بر سر مسلمانان بمب بریزند؟! شنیده‏ام یهودیان ایران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم فرستادند. سى و شش میلیون دلار پول از یهودیان ایران خودمان براى آنها به عنوان کمک رفت. و من آن یهودیها را به عنوان اینکه یهودى هستند ملامت نمى‏کنم، ما خودمان را باید ملامت کنیم. او به همکیشش کمک کرده است؛ با کمال افتخار پول مى‏فرستد، رسیدش هم از موشه دایان مى‏آید و آن را در بازار هم نشان مى‏دهد، مى‏گوید بیا رسیدش را ببین. مگر همین دو سه شب پیش ننوشتند (من بریده‏اش را از «اطلاعات» دارم) که الآن فقط یهودیان مقیم امریکا روزى یک میلیون دلار به اسرائیل کمک مى‏کنند؟! آنوقت تلاش ما مسلمین در این زمینه چه بوده است؟به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانیم، خودمان را شیعه على بن ابیطالب بخوانیم. اصلًا من باید بگویم بعد از این، داستانى را که ما از على بن ابیطالب نقل مى‏کنیم، حرام است که دیگر در منابر نقل کنیم که روزى على بن ابیطالب شنید دشمن‏ به کشور اسلامى حمله کرده است: «وَ هذا أخوغامِدٍ وَ قَدْ وَرَدَتْ خَیْلُهُ الْانْبارَ». بعد فرمود: شنیده‏ام زینت یک زن مسلمان را یا زنى که در حمایت مسلمانان است گرفته‏اند؛ شنیده‏ام دشمنْ سرزمین مسلمین را غارت کرده است، مردانشان را کشته یا اسیر کرده است، متعرّض زنان آنها شده است، زیورها را از گوش و دست زنها جدا کرده است. بعد همین على بن ابیطالب- که ما اظهار تشیع او را مى‏کنیم و نسبت به او حساسیتهاى بى‏معنى و دروغین نشان مى‏دهیم- گفت: «فَلَوْ انَّ امْرَأً مُسْلِماً ماتَ مِنْ بَعْدِ هذا اسَفاً ما کانَ بِهِ مَلوماً بَلْ کانَ بِهِ عِنْدى جَدیراً»اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد، سزاوار است و مورد ملامت نیست.آیا ما وظیفه نداریم که کمک مالى به آنها بکنیم؟ آیا اینها مسلمان نیستند، عزیزان ندارند؟ آیا اینها براى حق مشروع بشرى قیام نمى‏کنند؟(۷)

منابع:

۱- مجموعه‏ آثار استاد شهیدمطهرى، ج‏۱۶، ص ۱۲۱

۲- مجموعه‏ آثار استاد شهیدمطهرى، ج‏۱۶، ص ۱۲۲

۳- مجموعه‏ آثار استاد شهیدمطهرى، ج‏۱۷، ص ۲۸۸

۵- مجموعه‏ آثار استاد شهیدمطهرى، ج‏۱۷، ص ۲۹۰

۶- مجموعه‏ آثار استاد شهیدمطهرى، ج‏۱۷، ص ۲۹۱

۷- مجموعه‏ آثار استاد شهیدمطهرى، ج‏۱۷، ص ۲۹۲

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

5 + 1 =