۰۹:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۳۰ امهات فضائل و رذائل در حدیث امام صادق(ع):

شرح حدیث جنود عقل و جهل

جنود عقل و جهل، عنوان حدیث مفصل و معتبری در اصول کافی است و تا کنون چندین شرح بر آن نوشته شده است. شرحی که امام خمینی(س) نگاشته اند مشتمل بر مباحث ارزنده و آموزنده عرفانی، اخلاقی و فلسفی است و در نوع خویش از آثار بی مانند قلمداد می شود. ایشان در این شرح به تبیین کلیدواژه های حدیث پرداخته و با عرضه آن به آیات قرآن و دیگر روایات، کتابی کاربردی و خواندنی فراهم کرده است.

96_96_1مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): ۳۱ مرداد ۱۳۲۳، روز پایان نگارش کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» به قلم امام خمینی(س) است.

جنود عقل و جهل، عنوان حدیث مفصل و معتبری در اصول کافی است و تا کنون چندین شرح بر آن نوشته شده است. شرحی که امام خمینی(س) نگاشته اند  مشتمل بر  مباحث ارزنده و آموزنده عرفانی، اخلاقی و فلسفی است و در نوع خویش از آثار بی مانند قلمداد می شود. ایشان در این شرح به تبیین کلیدواژه های حدیث پرداخته و با عرضه آن به آیات قرآن و دیگر روایات، کتابی کاربردی و خواندنی فراهم کرده است.

شرحی از این کتاب ارزشمند را می توان در کتاب اندیشه سیاسی امام خمینی(س) به قلم دکتر محمد حسین جمشیدی، عضو هیات علمی پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی یافت: «این اثر[۱] یکى از ارزنده‏ترین آثار امام خمینى است که با نگرش اخلاقى و عرفانى به نگارش در آمده و مشتمل بر برخى از مباحث فلسفى، عرفان نظرى، فلسفۀ سیاسى و… است.[۲]

موضوع اصلى این کتاب شرح بخشى از حدیث معروف جنود عقل و جهل از حضرت امام جعفر صادق(ع) مى ‏باشد.[۳]

کتاب مشتمل بر یک پیشگفتار، مقدمه، پنج مقوله و ۲۵ مقصد مى ‏باشد. در پیشگفتار (۳ـ۵) بعد از حمد و صلوات و دعا علت نگارش کتاب را ذکر کرده است و آن را وجود روحانیت و نورانیت در کلمات پیشوایان معصوم بویژه این حدیث مى‏ داند که در دیگر کلمات و سخنان یافت نمى‏شود. براى مثال مى‏ نویسد:

… و بعد چون احادیث شریفۀ اهل بیت عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ را که خلفاى رحمان و خلاصۀ بنى‏ الانسانند، روحانیَّت و نورانیَّتى است که در دیگر کلمات و احادیث یافت نشود؛ چه که آن از سرچشمۀ علم رحمانى و فیض سبحانى نازل، و دست تصرف هوا و نفس امّاره از آن دور، و دیو پلید و شیطان بعید از خیانت به آن مهجور است… از این رو از کلمات حضرات معصومین ـ علیهم الصّلوة و السلام ـ … به «حبلِ ممدود بین آسمان و زمین» تعبیر مى‏توان [کرد].[۴]

در مقدمه (۷ـ۱۴) به بررسى این بحث که مقصد قرآن و حدیث تصفیۀ عقول و تزکیۀ نفوس است براى حاصل شدن مقصد اعلاى توحید[۵] مى‏پردازد و اینکه این موضوع کمتر مورد توجه نویسندگان قرار گرفته است. بعلاوه آنچه مهم است اینکه آنچه به نگارش در مى‏آید باید دوا باشد نه نسخه و لذا باید جنبۀ عبرت و آگاهى بخشى داشته باشد. به طور کلى از دید امام علوم مقدمه عمل تلقى مى‏ شوند و غایت آنها سبک‏بار کردن نفوس از مظالم و تزکیۀ آنهاست.

اى عزیز! جمیع علوم شرعیّه مقدمۀ معرفت‏ اللّه‏ و حصول حقیقت توحید است در قلب ـ که آن صبغة‏اللّه‏ است: «وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ‏اللّه‏ صِبْغَة»[۶] غایت امر آنکه بعضى مقدمۀ قریبه و بعضى بعیده و بعضى بلا واسطه و بعضى مع الواسطه است.[۷]

مقالات پنجگانه (۱۵ـ۷۱) در مقالۀ اول به نقل متن حدیث و ترجمۀ آن[۸] مى‏پردازد. این حدیث بعد از بحثى در مورد عقل و جهل به بیان لشکریان عقل و جهل مى‏پردازد. در مقالۀ دوم به بیان شمه ‏اى از حقیقت عقل و جهل و مراد و منظور حدیث توجه کرده و عقل را در این حدیث عقلِ کلىِ عالم کبیر مى‏داند که باطن و سرّ حقیقت عقول جزئیه است و آن: جوهرى است نورانى مجرد از علایق جسمانى، و اوّل مخلوق از روحانیین[۹] است و تعیُّنِ اوّلِ فیض مقدس و مشیّت مطلقه است و کینونت عذبیّۀ ماء است.[۱۰]

و در مقابل آن وهم کل که حقیقت ابلیس الابالسه و شیطان بزرگ است،[۱۱] قرار دارد.

در مقالۀ سوم به شمه‏اى از خصایص و صفات عقل و جهل پرداخته است. چهارمین مقاله بحثى دربارۀ حقیقت اقبال و ادبار عقل و جهل کلى و جزئى است و در مقالۀ پنجم به شرح اجمالى برخى از واژه‏هاى حدیث مى‏پردازد. او همچنین با اشاره به تعداد ۷۵ نیرو از نیروهاى عقل و جهل، این تعدیه را تحدید به کلیات و مهمات مى‏ داند و مطرح مى‏سازد که در این میان مواردى چون خیر و شر یا عدل وجود از امهات محسوب مى ‏شوند که بسیارى از جنود تحت آنها قرار مى ‏گیرند.

مقالۀ ششم بحث اصلى کتاب و مشتمل بر ۲۵ مقصد (صفحات ۷۳ـ۴۲۹) است که در آن به بیان ۲۵ مورد از لشکریان عقل و جهل پرداخته است که عبارتند از: خیر و شر، ایمان و کفر، تصدیق و جحود، رجاء و قنوت، عدل و جود، رضا و سخط، شکر و کفران، طمع و یأس، توکل و حرص، رأفت و رحمت و ضد آن ها  قسوت و غضب، علم و جهل، فهم و حمق، عفت و هتک، زهد و رغبت، رفق و خرق، رهبت و جرئت، تواضع و کبر، تودد و تسرع، حلم و سَفَه، صحت و هَذَر، استسلام و استکبار، تسلیم و شک، صبر و جزع و صفح و انتقام.

در این کتاب، برخى از مطالب که به لحاظ اندیشۀ سیاسى قابل بررسى هستند، عبارتند از: مقصد اول؛ در بیان خیر و شر (۷۵ـ۸۶) مسألۀ خیر و شر و ارتباط آن با فطرت و مسألۀ فطرت انسانى و ساختار وجودى او و مسألۀ هدایت و تربیت و تزکیۀ وى از مهمترین مباحث این مقصد است. او در بیان خیر و شر مرتبط با فطرت مى‏نویسد: خیر عبارت از فطرت مخموره است و شر عبارت از فطرت محجوبه است.[۱۲]

و بر همین اساس امام خمینى انسان را داراى دو فطرت یکى اصلى (عشق به کمال مطلق، خیر و سعادت مطلقه) و دیگر فرعى (تنفر از نقص، انزجار از شر و شقاوت) مى‏داند. خیر، فطرت مخموره و متوجه به روحانیت و مقام اصلى خود است در حالى که شر فطرت محکوم به طبیعت و محجوب به احکام آن است. و همان گونه که فطرت مخموره عامل سعادت انسان است، جمیع شرور از احتجاب فطرت یا فطرت محجوبه است.

مقصد دوم؛ ایمان و کفر (۸۷ـ۱۱۱) از دید امام ایمان و ارکان آن چون معرفت و توحید و ولایت طبق فطرت است در حالى که کفر خروج از طریقۀ فطرت مى‏باشد. لذا مطرح مى‏ سازد: ولایت از شعبۀ توحید است، زیرا که حقیقت ولایت فیض مطلق است، و فیض مطلق ظلّ وحدت مطلقه است… .[۱۳]

او بر همین اساس آزادى انسان را امرى فطرى مى‏داند و در مورد آن مى‏ نویسد: و نیز انسان به حسب فطرت، عاشق حریّت و آزادى است که هر چه بخواهد بکند، حتى ارادۀ او نیز نافذ باشد؛ به طورى که در مقابل سلطنت و قدرت او مدافع و مزاحمى نباشد… .[۱۴]

مقصد پنجم؛ تحت عنوان عدل است و ضدّ آن که جور است. او در بیان عدالت مى‏نویسد: بدان که عدالت عبارت است از: حد وسط بین افراط و تفریط… بلکه عدالت مطلقه، تمام فضایل باطنیه و ظاهریه و روحیه و قلبیه و نَفْسیه و جسمیه است؛ زیرا که عدل مطلق، مستقیم به معنى است. …[۱۵]

در این نگاه عدالت، صراط مستقیم و استقامت بر مسیر فطرت و حقیقت یا مسیر صحیح انسانیت است. به همین دلیل در ادامه با اشاره به برخى از آیات قرآن چون آیۀ ۵۶ سورۀ هود مى‏ فرماید: و باید دانست که چون عدالت، حدّ وسط بین افراط و تفریط است، اگر از نقطۀ عبودیت تا تمام قرب ربوبیت تمثیل حسى کنیم، بر خط مستقیم وصل شود. پس طریق سیر انسان کامل از نقطه نقص عبودیّت تا کمال عزِّ ربوبیّت عدالت است که خط مستقیم و سیر معتدل است.[۱۶]

در ادامۀ این مقصد، به راههاى تحصیل فضیلت عدالت و چگونگى تعدیل قواى نفسانیه درفرد مى‏پردازد. در این مبحث به جوانان چنین توصیه مى ‏کند: پس بر جوانها حتم و لازم است که تا فرصت جوانى و صفاى باطنى و فطرت اصلى باقى و دست نخورده است، درصدد تصفیه و تزکیه برآیند، و ریشه‏ هاى اخلاق فاسده و اوصاف ظلمانیه را از قلوب خود برکنند که با بودن یکى از اخلاق زشت ناهنجار، سعادت انسان در خطر عظیم است.[۱۷]

او در مقصد هشتم (طمع و یأس) مى ‏آورد: و اینکه در روایات شریف است که تمام خیرات مجتمع است در قطع طمع از مردم،[۱۸] براى آن است که قطع طمع از مردم، راه انقطاع به حق و وصول به باب‏ اللّه‏ را باز کند، و آن مجمع همه خیرات و مرکز تمام برکات است که فطرت انسانیّه مخمور بر آن و مفطور به آن است.[۱۹]

در مقصد دهم و یازدهم در مورد رأفت و رحمت نسبت به انسانها مى‏فرماید: بالجمله: کسى که قلب او از رأفت و رحمت به بندگان خدا خالى باشد، او را باید از مسلک این جمعیّت خارج کرد و از حقّ دخول در عائلۀ بشرى محروم نمود.[۲۰]

در این بحث امام مطرح مى ‏نمود که خداوند انسان را از حقیقت رحمت خود آفریده است و انسان صورت رحمت اوست و با اشاره به آیات اول تا سوم سورۀ رحمان: «الرحمن، علم القرآن، خلق الانسان» مى‏ فرماید: خلق انسان را به اسم رحمان نسبت مى‏ دهد. و از این جهت است که انسان ظالم و قسىُّ‏ القلب هم از ظلم و قساوت فطرتاً متنفر است، و اگر ظلم و قساوت خود را هم غفلت کند، از قساوت و ظلم دیگران بالفطره تکذیب مى‏ کند.[۲۱]

در همین بحث قوۀ غضبیه را از نعم بزرگ الهى مى ‏داند که عامل بقاى فرد و جمع است[۲۲] و در این مورد مى‏ افزاید: دفاع و ذبّ از هتک از عایله، و سدّ ثغور و حدود مملکت، و حفظ نظام ملت و بقاى قومیّت، و نگهبانى از تهاجم اشرار به مدینۀ فاضله و جهاد با اعداى انسانیّت و دیانت صورت پیدا نکند، مگر در سایۀ این قوّۀ خداداد و… .[۲۳]

در مقصد شانزدهم در بحث از رفق و خرق بر اهمیت وفق و مدارا در پیشبرد مقاصد دنیوى و دینى تأکید مى‏کند و اینکه بدون آن این مقاصد عملى نیست.[۲۴]

امام خمینى در بحث از استسلام و استکبار، استکبار را تَمَرُد و نافرمانى نمودن و سرکشى و کبریایى کردن مى‏داند که نتیجه معیوب شدن قلب و کبر و تکبر است.[۲۵] از دید امام استکبار از جنود شیطان و از لوازم فطرت محجوبه است و در مقابل استسلام قرار دارد که از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است و به معناى انقیاد صورى از روى تسلیم باطنى است.[۲۶]

او در مقصد بیست و پنجم به نفى انتقام و غضب بى‏مورد و تأکید بر صفح به معناى عفو و تجاوز (گذشت) مى ‏پردازد.[۲۷]»

گفتنی است در خصوص کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل، دو اثر دیگر توسط موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) به چاپ رسیده است که یکی از آنها کتابی است به نام برگزیده ای از کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل به کوشش محمد اسفندیاری و رضا حسینی فر و دیگری مقاله ای به قلم یاسر جهانی پور که در شماره ۵۵ فصلنامه حضور به چاپ رسیده است.


[۱])) امام خمینى، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى، چاپ اول، ۱۳۷۷

[۲])) این کتاب براى اولین بار در بهار ۱۳۷۷ از سوى مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینى انتشار یافته است.

[۳])) در پایان کتاب امام وعده داده است که بقیۀ مطالب را در مجلد دیگرى ارائه مى ‏نماید. تاریخ پایان تدوین این بخش در روز دوم ماه رمضان المبارک ۱۴۶۳ق. مى‏باشد؛ همان، ص ۴۲۹٫

[۴])) شرح حدیث جنود عقل و جهل، صص ۴ـ۵٫

[۵])) همان، صص ۴ـ۵٫

[۶])) و رنگ‏آمیزى چه کسى بهتر از خداوند است؟ بقره(۲): ۱۳۸٫

[۷])) شرح حدیث جنود عقل و جهل،  ص ۹و ۱۰٫

[۸])) تنها بخشى از حدیث ترجمه شده است.

[۹])) اشاره به حدیثى از امام باقر(ع)، شرح حدیث جنود و عقل جهل، ص ۲۲٫

[۱۰])) شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۲۲٫

[۱۱])) همان، ص۲۳ و  ۲۴٫

[۱۲])) همان، ص ۷۶٫

[۱۳])) همان، ص ۱۰۰٫

[۱۴])) همان، ص ۱۰۲٫

[۱۵])) همان، ص ۱۴۷٫

[۱۶])) همان، ص ۱۵۲٫

[۱۷])) همان، ص ۱۵۷٫

[۱۸])) اصول کافى، ج ۲، ص ۱۱۹، باب الاستفتاء عن الناس و نیز ص ۲۴۱، باب الطمع.

[۱۹])) شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص ۱۹۸

[۲۰])) همان، ص ۲۳۳٫

[۲۱])) همان، صص ۲۴۰ـ۲۴۱٫

[۲۲])) همان، صص ۲۴۱ـ۲۴۲٫

[۲۳])) همان، ص ۲۴۲

[۲۴])) همان، ص ۳۱۶

[۲۵])) همان، ص ۳۹۸٫

[۲۶])) همان.

[۲۷])) همان، صص ۴۲۵ـ۴۲۶٫

منبع: جماران

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

76 - = 68