۱۴:۱۸ - ۱۳۹۲/۱۰/۲۳

شوراى انقلاب چگونه تشکیل ‏شد؟

امام خمینى یک گروه 5 نفره از روحانیون مورد اعتماد خود با محوریت آیت‏ اللّه‏ مطهرى را مسئول شناسایى افراد واجد صلاحیت براى عضویت در شوراى انقلاب نمود. این هستۀ پنج نفره اولیه شامل شهید مطهرى، هاشمى رفسنجانى، موسوى اردبیلى، دکتر باهنر و دکتر بهشتى بود که بعدها با عضویت افراد دیگرى همچون مهدوى کنى، آیت‏ اللّه‏ طالقانى، آیت ‏اللّه‏ خامنه ‏اى، مهندس بازرگان، دکتر سحابى، احمد صدر حاج سید جوادى، مهندس کتیرایى، سرلشگر قرنى، سرتیپ مسعودى و عباس شیبانى تکمیل گردید.

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): از اقدامات مهم شوراى انقلاب قبل از پیروزى، مذاکرات با مقامات نظامى و نیروهاى مسلح، دیدارهاى دیپلماتیک، ترتیب دادن مسافرت دکتر بختیار به پاریس براى ملاقات امام خمینى و مأموریت انتخاب رئیس دولت موقت بود.

شوراى انقلاب به عنوان اولین و بنیادى‏ ترین ارکان قدرت سیاسى و عالى ‏ترین نهاد تصمیم‏ گیرى در کشور بعد از امام خمینى، در تاریخ ۲۳ دى ماه ۵۷ با پیام امام علناً موجودیت خود را اعلام کرد. بنیاد این شورا در آذر ماه همان سال در پاریس و بعد از مشورت امام خمینى با برخى عناصر سرشناس نهضت از جمله آیت ‏اللّه‏ مطهرى و مهندس بازرگان ریخته شد.[۱]

showra engelab (2)

بعد از تصمیم به تشکیل شوراى مذکور، امام خمینى یک گروه ۵ نفره از روحانیون مورد اعتماد خود با محوریت آیت‏ اللّه‏ مطهرى را مسئول شناسایى افراد واجد صلاحیت براى عضویت در شوراى انقلاب نمود. این هستۀ پنج نفره اولیه شامل شهید مطهرى، هاشمى رفسنجانى، موسوى اردبیلى، دکتر باهنر و دکتر بهشتى بود که بعدها با عضویت افراد دیگرى همچون مهدوى کنى، آیت‏ اللّه‏ طالقانى، آیت ‏اللّه‏ خامنه ‏اى، مهندس بازرگان، دکتر سحابى، احمد صدر حاج سید جوادى، مهندس کتیرایى، سرلشگر قرنى، سرتیپ مسعودى و عباس شیبانى تکمیل گردید. با توجه به اینکه تا پایان این شورا ترکیب آن مرتباً عوض مى‏ شد، افراد دیگرى نیز در مقاطع خاص به شورا وارد شده و در مقاطع دیگر از آن خارج مى‏شدند از جملۀ این افراد مى‏توان به مهندس موسوى، بنى‏ صدر، قطب زاده، ابراهیم یزدى، حبیب‏ اللّه‏ پیمان نیز اشاره کرد[۲] و در ماههاى بعد افراد دیگرى نیز به آن اضافه شدند.

نحوۀ انتخاب به این ترتیب بود که ابتدا لیستى از افراد مورد نظر آماده شد و سپس آیت ‏اللّه‏ مطهرى طى مصاحبه‏ اى با آنها، میزان سنخیت، خطوط فکرى آنها را با انقلاب اسلامى ارزیابى و نتیجه را به امام خمینى اعلام کرد و در نهایت با تأیید امام این شورا کار خود را آغاز نمود. امام در پیام بسیار مهم خود در ۲۲ دى ماه ۵۷، که چند روز قبل از عزیمت شاه از کشور، صادر گردید، اعلام کرد: به موجب حق شرعى و بر اساس رأى اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامى ملت، شورایى به نام «شوراى انقلاب اسلامى» مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد. اعضاى این شورا در اولین فرصت مناسب معرفى خواهند شد. این شورا موظف به انجام امور معین و مشخصى شده است؛ از آن جمله مأموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالى را مورد بررسى و مطالعه قرار داده و مقدمات اولیه آن را فراهم سازد. دولت موقت در اولین فرصت که مناسب و صلاح دانسته شود به ملت معرفى و شروع به کار خواهد نمود.[۳]

لازم به ذکر است مسأله تشکیل شوراى انقلاب قبل از این پیام رسمى، یکبار دیگر نیز از سوى امام خمینى در نوفل لوشاتو صریحاً عنوان شده بود. ایشان در ۱۸ دى در پاسخ به نمایندگان والرى ژیسکاردستن، رئیس‏ جمهور فرانسه، که حامل پیامى از جیمى کارتر براى امام بودند، اظهار داشت: تأکید مى‏کنم که اگر بخواهید آرامش در ایران حاصل شود راهى جز این نیست که نظام شاهنشاهى ـ که قانونى نیست ـ کنار برود، و ملت را به حال خود باقى بگذارند، تا من یک شوراى انقلاب تأسیس کنم از اشخاص پاکدامن، براى نقل قدرت؛ تا امکانات مناسب جهت حکومت مبعوث ملت انجام گیرد.[۴]

به گفتۀ هاشمى رفسنجانى، در آغاز کار، شورا یکبار در هفته و سپس دوباره به طور مخفى در منازل افراد تشکیل جلسه مى‏داد و تصمیمات اخذ شده در این جلسات بلافاصله با امام در میان نهاده مى‏شد و پس از کسب تکلیف از ایشان به مرحلۀ اجرا درمى‏آمد.[۵]

از اقدامات مهم شوراى انقلاب قبل از پیروزى، مذاکرات با مقامات نظامى و نیروهاى مسلح، دیدارهاى دیپلماتیک، ترتیب دادن مسافرت دکتر بختیار به پاریس براى ملاقات امام خمینى، مأموریت انتخاب رئیس دولت موقت بود. همچنین در این مقطع به‏ طور خود جوش شوراى انقلاب به عنوان طبیعى‏ ترین شکل مدیریت در انقلاب مطرح و پذیرفته شد که تمام تصمیم ها از آنجا هدایت مى‏شد و بر کارها و کمیته ‏هایى که فعالیت اشت (همچون: کمیتۀ سوخت و کمیتۀ اعتصابات) نظارت مى‏ کرد.[۶]

همچنین این شورا به بررسى نحوۀ تعیین ساختار سیاسى بعد از انقلاب پرداخت و مباحثى همچون نحوۀ تشکیل دولت و تشکیل مجلس و ایجاد مجلس مؤسسان قانون اساسى از جمله بحثهاى مهم این شورا در این دوران بود. با پیروزى انقلاب، شوراى انقلاب با هدف پرنمودن خلاى قانونگذارى در شرایطى که هیچ نهاد انقلابى اعم از قانونى و غیرقانونى وجود نداشته، تشکیل و فعالیت خود را آغاز نمود.

هاشمى رفسنجانى یکى از اعضاى بلندپایه انقلاب و شورا که بعدها سمت هاى عالى حکومتى را نیز پذیرفتند، در این‏ باره چنین گفته است: شوراى انقلاب در شرایطى کار را به عهده گرفت که هیچ ارگان قابل اعتمادى در این کشور وجود نداشت و مشکلاتى که از برخورد نیروهاى پلیسى و ارتش با مردم ایجاد شده بود و انتظاراتى که مردم از حکومت انقلابى داشتند و صف‏ بندی هایى را که در مقابل انقلاب مى‏شد شوراى انقلاب مسئولیت اداره کشور را در این شرایط به عهده گرفت همه‏ چیز را مى‏بایست از صفر شروع مى‏کردیم از تأسیس دولت گرفته تا [سایر موضوعات]… پلیس نبود، اسلحه‏ ها غارت شده بودند، امنیت تهدید مى‏شد، کمیته ‏ها خودجوش به وجود آمده بود که هیچ‏گونه انضباط و نظمى نداشتند… .

کارخانه ‏ها تعطیل بود. صاحبان کارخانه ‏ها فرار کرده بودند انبارها خالى بود، نفت به کلى شش ماه یا چند ماه تعطیل بود. خوب روابط خارجى به هم خورده بود، شوراى انقلاب بایست به همه اینها برسد ما جلسات طولانى تا اواخر شب داشتیم و گاهى شب مى‏ خوابیدیم در محل کارمان. و این را هم باز باید قبول کنیم که ما آشنا به کشوردارى نبودیم، اکثر ماها مثلاً طلبه بودیم یا اگر کارهاى اجتماعى مى‏کردیم، اکثراً زندان بودیم. در حد خواندن روزنامه ‏ها و مراجعه به مؤسسات، اطلاعات پیدا کرده بودیم… شوراى انقلاب موفق شد دولت موقتى را تشکیل بدهد و به کشور یک نظم ابتدایى بدهد، امنیت را تأمین بکند، در عین حال حرکت بکند به طرف ایجاد نهادهاى دموکراتیک در کشور، قانون اساسى را تنظیم کند، مجلس خبرگان را تشکیل دهد. انتخابات ریاست جمهورى و انتخابات مجلس را انجام بدهد…، قانون بنویسد و تصویب کند و در عین حال هر روز لوایح زیادى داشتیم. ما نزدیک به دو هزار لایحه (در طول دو سال) در شوراى انقلاب تصویب کردیم… از طرفى هم ما که در یک محفظۀ جدا از مردم نبودیم، دائماً رابطه با مردم و توقعات مردم، شکایات مردم، کمبودهاى مردم که به طور شخصى افراد به ما مراجعه مى‏کردند… .[۷]

اسامى اعضاى شوراى انقلاب که قبلاً ذکر شد به دلیل مسائل امنیتى در ابتدا به‏ صورت محرمانه باقى ماند و هیچ‏گاه فاش نگردید و بعضاً پیش مى‏آید که در مطبوعات از یکسرى افراد به عنوان عضو شوراى انقلاب سخن گفته مى‏شد در حالى که بعدها مشخص گردید، عضو شورا نبوده ‏اند. در مورد رهبرى شورا نیز اطلاعات دقیقى وجود نداشت اما بعدها مشخص شد که آیت ‏اللّه‏ مطهرى رئیس شورا بود و بعد از وى آیت ‏اللّه‏ طالقانى این امر را به عهده داشت.

بعد از وى دکتر بهشتى این سمت را به عهده گرفت همچنین بعد از استعفاى دولت موقت و انتقال مجدد بازرگان به شوراى انقلاب، بسیارى از جلسات مخصوصاً آخرین جلسه شورا در ۲۶ تیر ۵۹ با ریاست ایشان برگزار شد. بعداز انتصاب بازرگان به نخست ‏وزیرى اولین تغییر و تحول در ترکیب شورا پدید آمد زیرا عده‏ اى از افراد شورا به کابینه راه یافتند و به ناچار افراد دیگرى جایگزین گردید. در این مرحله بنى ‏صدر، قطب‏ زاده، مهندس موسوى، دکتر پیمان و جلالى وارد شورا شدند. در تیرماه ۱۳۵۸ به علت تداخل وظایف میان دو نهاد دولت موقت و شوراى انقلاب لازم گردید که تعدادى از افراد رد و بدل گردند که متعاقب آن آقایان هاشمى رفسنجانى، سیدعلى خامنه‏ اى، شهید باهنر، مهدوى کنى و بنى‏ صدر به دولت انتقال یافته و در مقابل داریوش فروهر، کتیرایى، میناچى، صباغیان و صادق طباطبایى به شوراى انقلاب راه یافتند. بعداز استعفاى دولت موقت در ۱۴ آبان ۱۳۵۸ دکتر پیمان، مهندس موسوى و جلالى از شورا خارج شده و به جاى آنان مهندس معینى ‏فر، دکتر رضا صدر و بازرگان اجازه ورود به شورا را یافتند. همچنین یکى دیگر از اعضاى بلندپایه شوراى انقلاب، آیت ‏اللّه‏ حسینعلى منتظرى ریاست مجلس خبرگان قانون اساسى را نیز عهده‏ دار بود که دقیقاً تاریخ ورود ایشان به شورا در جایى ذکر نگردیده است. مورد دیگر که باز تغییر و تحول در شورا را الزامى ساخت اتفاقات ناگوار و ترور شخصیت هاى برجستۀ اوایل انقلاب به دست ضد انقلابیون بود، همانند رحلت آیت‏ اللّه‏ طالقانى و قبل از آن ترور شهید مطهرى که هر دو از اعضاى عالى رتبه شوراى انقلاب به شمار مى‏رفتند.

با یک نظر کلى به ترکیب اعضاى شوراى انقلاب، مشخص مى ‏شود که امام به جهت تعادل در قدرت و اقناع کلیه جریانات سیاسى مفید انقلاب ترجیح مى‏دادند که اعضاى این شورا تلفیقى از دو گرایش روحانیون مذهبى نزدیک به خویش و ملى ـ مذهبى‏ هاى میانه ‏رو باشد. اما در نهایت به دلیل تسلط کمّى و نفوذ بیشتر افراد روحانى بر شورا، نتیجۀ صورت‏جلسات آن، بازتاب نگرش انقلابى و دینى بود که چنان که در ادامه این فصل خواهیم دید شوراى انقلاب به عنوان نهاد قانونگذارى و نمایندۀ جناح انقلابى در مقابل میانه‏ روهاى بعضاً لیبرال که در دولت موقت اکثریت را داشتند، قرار گرفت.

(منبع: تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب در ایران، ص ۱۵۷)

پانوشت:

[۱] . ر.ک: همان؛ ص ۱۴۲؛ نجاتی، غلامرضا؛ خاطرات بازرگان؛ ج ۲، ص ۲۸۹؛ بازرگان، مهدی؛ شورای انقلاب و دولت موقت.

[۲] . ر.ک: رضوی، مسعود؛ هاشمی و انقلاب؛ ص ۱۴۲٫

[۳] . صحیفۀ امام؛ ج ۵، ص ۴۲۶٫

[۴] . یزدی، ابراهیم؛ آخرین تلاشها در آخرین روزها؛ ص ۹۴؛ صحیفۀ امام؛ ج ۵، ص ۳۷۷٫

[۵] . رضوی، مسعود؛ هاشمی و انقلاب؛ ص ۱۴۲٫

[۶] . همان؛ ص ۱۴۳٫

[۷] . هاشمی رفسنجانی، اکبر؛ سروش، (گفتگو)؛ ۲ اسفند ۱۳۵۹، ص ۸ – ۱۳٫

منبع: پرتال امام خمینی

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

65 + = 74