۰۹:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۳/۱

آیت الله مصباح، ذوشهادتین امام؟!

بیانیه ای در راستای بیانیه های سریالی جریان پایداری منتشر شد که مدعی بود: «تعبیر امام در ذوشهادتین بودن شما برای ما حجت است/ در حمایت بصیر حزب الله از دکتر لنکرانی بپا می‌خیزیم»! هرچند که سرانجام با احراز برخی اخبار از درون شورای نگهبان، دکتر لنکرانی عطای کاندیداتوری را به لقایش بخشید، اما بیانیه مذکور نشان می داد این ادعای اثبات نشده، مستمسک ارادت های عجیبی شده است!

89897«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): مدتی است که در رسانه های همسو با جبهه پایداری این ادعا به طور غیررسمی مطرح می شود که امام خمینی(ره)، آیت الله مصباح یزدی را «ذوشهادتین» نامیده اند. اما هیچ منبع و مرجعی برای این تعبیر نقل نمی شود مگر اینکه در وبلاگ های پراکنده ای، نام آقای مسعودى خمینى به عنوان منبع نقل قول آمده است. البته بی آنکه مصاحبه و گفتاری از آقای مسعودی وجود داشته باشد یا متنی حاوی این جمله کوتاه.

با این حال، جمله مورد ادعا در حجم وسیعی در وبلاگ ها و وب سایت های نامعتبری که به تمجید از آقای مصباح تحت عناوینی چون «سخنان بزرگان در مورد آیت الله العظمی علامه مصباح یزدی» می پردازند، دیده می شود. از سوی دیگر جریان به ظاهر هدفمندی وجود دارد که این ادعا را در قالب کامنت های مشابه در مطالب سایت های خبری تکثیر می کند. از جمله ذیل مطالبی در سایت رجانیوز همچون + و +

اوج ماجرا زمانی بود که بیانیه ای با عنوان «۸۸۸۸ نخبه خوزستانی خطاب به آیت الله مصباح» در راستای بیانیه های سریالی جریان پایداری منتشر شد که مدعی بود: «تعبیر امام در ذوشهادتین بودن شما برای ما حجت است/ در حمایت بصیر حزب الله از دکتر لنکرانی بپا می‌خیزیم» ! هرچند که سرانجام با احراز برخی اخبار از درون شورای نگهبان، دکتر لنکرانی عطای کاندیداتوری را به لقایش بخشید، اما بیانیه مذکور نشان می داد این ادعای اثبات نشده، مستمسک ارادت های عجیبی شده است!

اما آیا نقل بدون منبع از امام راحل مجاز است؟ تا جایی که ما می دانیم امام در حکمی که به فرزندشان حاج سید احمد داده اند، مأموریت تنظیم و تدوین آثار خود را به ایشان واگذار کرده اند: “از آنجا که شما را بحمدالله تعالی در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحبنظر می دانم و در تمامی فراز و نشیبها در کنار من بوده ای و هستی و با صداقت و کیاست امور سیاسی و اجتماعی اینجانب را متصدی هستی، لهذا شما را برای تنظیم و تدوین کلیه مسائل مربوطبه خود – که بسا در رسانه های گروهی اختلافات و اشتباهاتی رخ داده است – انتخاب می نمایم. و از خداوند متعال، که حاضر و ناظر است، توفیقات شما را خواستارم. امیداست با صرف وقت و دقت نظر این امر را به پایان برسانی.” [۱]

آنچه از سخنرانی ها، پیام ها، احکام و اجازه نامه های شرعی امام موجود است همگی در «صحیفه نور» و سس «صحیفه امام» گردآوری و متنتشر شده اند؛ که حاوی وصیت نامه، نامه های خانوادگی، نامه ها، پیام ها، اجازه نامه های شرعی، احکام و فرامین، سخنرانی ها و مصاحبه های متعدد است.

دسترسی به این منبع هم کار مشکلی نیست، در چندین و چند سایت و نرم افزار کل مواضع امام گردآوری شده و قابل جستجو است. به همین جهت می توان نام آقای مصباح یزدی را در صحیفه(هم صحیفه نور و هم صحیفه امام) جستجو کرد تا معلوم شود که حتی یک نامه، حکم، اجازه نامه شرعی یا مسئولیت قبل و بعد از انقلاب و از امام خمینی خطاب به آقای مصباح وجود ندارد و در هیچ کدام از سخنرانی ها هم، امام نامی از ایشان نبرده اند. و جالب است که امام به داماد آقای مصباح (آقای محمدی عراقی) حکم مسئولیت سنگین نمایندگی در سپاه داده اند[۲] اما به خود ایشان نه!

برای درک این موضوع، می توان به جلد ۲۰ و ۲۱ صحیفه امام رجوع کرد که حاوی تعداد زیادی حکم، اجازه نامه و نامه است. از فحوای این متون چنین بر می آید که امام برای هر یک از اشخاص جایگاه علمی، سیاسی و انقلابی قائل بودند که آن را به صراحت ابراز می داشتند. به عنوان مثال در مورد مرحوم آیت الله آذری قمی که مهمترین فقیه منتقد نظریه ولایت فقیه امام بود و در سرمقاله های روزنامه رسالت آراء تندی راجع به مسائل مناقشه برانگیزی چون «حکم حکومتی»، «احکام ثانویه»، «حدود ولایت مطلقه فقیه» و… را بیان می کرد، می فرمایند: “من همیشه به شما علاقه مند بوده و هستم؛ و هرگز هم در ذهنم نیست که خدای ناکرده جنابعالی کاری برخلاف اسلام بنمایید. شما از چهره های فاضل و مبارزو دلسوخته انقلاب می باشید. شما با نوشتن مطالب و مقالات خوب در تلاشید تا مردم را به راه صحیح راهنمایی نمایید. من در مورد روزنامه رسالت و جامعه محترم مدرسین – ایدهم الله تعالی – حرفی نمی توانم بزنم. هر طور خود و جامعه صلاح دانستید عمل کنید. اگر در این زمینه ها حرفی زده ام و یا چیزی نوشته ام، آنگونه که مصلحت تشخیص داده ام عمل کرده ام. خداوند جنابعالی را برای یاری اسلام و مسلمین حفظ فرماید.” [۳]

و در مورد حجت الاسلام موسوی خوئینی ها می فرمایند: “جنابعالی که مورد علاقه اینجانب می باشید و فردی موثق و متدین هستید، هرگونه مایل باشید می توانید عمل کنید. یا چون گذشته، حساب خود را باز نگه داشته و وجوهی که در آن ریخته می شود را به حساب اینجانب واریز نمایید. و یا می توانید وجوه ریخته شده را به حساب وزارت اقتصاد و دارایی ریخته و حساب خود را ببندید، و یا هرگونه صلاح می دانید عمل کنید.” [۴]

احکام امام به عنوان یک فقیه و مرجع تقلید، بار فقهی و شرعی داشته[۵] و لذا ایشان در احکام خود همواره با افزودن قیود تأکیدی خاصی را به کار می برند: “حفظ حدود شرعی”، “طبق موازین شرع”، “طبق ضوابط شرعی”، “مراعات جهات شرعی”، “مصارف مقرره شرعیه”، “جهات شرعی را مراعات نمایند”.[۶] اما جالب است که در مورد آقای خوئینی ها می فرمایند: “جنابعالی که مورد علاقه اینجانب می باشید و فردی موثق و متدین هستید، هرگونه مایل باشید می توانید عمل کنید” و “هرگونه صلاح می دانید عمل کنید” ! همین مثال نشان از آن دارد که برخلاف برخی کسانی که هرگز مورد تأیید امام نبودند، آقای خوئینی ها تا پایان عمر امام مورد تأیید ایشان بود.

همچنین باید دقت داشت که این جملات تمجیدآمیز مربوط به ماه پایانی حیات حضرت امام است و نشانگر آنکه امام تا پایان عمر از آقای خوئینی ها رضایت و اطمینان داشته اند. لذا این تعاریف و تماجید امام شامل جمله دیگر امام نمی شود که در انتهای وصیت نامه خود فرمودند: “من در طول مدت نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلام نمایی بعضی افراد ذکری از آنان کرده و تمجیدی نموده ام، که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شده ام. آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می نمایاندند، و نباید از آن مسائل سوءاستفاده شود.” [۷]

هرچند که مواضع ایشان در ادامه قابل نقد بوده و هست، اما این مثال می تواند باطل السحر سخنان کذب کسانی باشد که می کوشند اطرافیان و یاران امام در تبعیدگاه عراق و نوفل لوشاتو را فریبکار جلوه دهند؛ حال آنکه این تعابیر بیش از هر چیز خدشه به شخصیت هشیار و آگاه امام راحل است. و جالب آنکه همان کسانی که در صدد نفی جملات مصرح امام درباره یاران نزدیکش همچون آقای خوئینی ها و آقای محتشمی پور هستند، سعی دارند جملاتی بدون سند و مستندی از امام را وجه المعادله رفعت شخصیت های مورد علاقه خود کنند!

در مجموع؛ در جایگاه رفیع علمی آیت الله مصباح و خدمات علمی ایشان در موسسه «در راه حق» قم شکی نیست، همچنانکه سوابق مبارزات ایشان همچون مشارکت در انتشار نشریه «مکتب اسلام» و «انتقام» در مقطعی از تاریخ نهضت هم، همین طور. اما نمی توان جملات مستند را درباره سوابق چهره ها نقل کرد.

امیدواریم موسسه تنظیم و نشر آثار امام در این مسائل با جسارت وارد عمل شده و شفاف سازی کند. اگر این کارها توسط افراد جاهل و نااهل به تاریخ انقلاب و سیره امام(ره) ادامه پیدا کند، چه بسا دیگران هم درباره خود و دوستان خویش چنین کنند که تاکنون شده است.


[۱]- حکم به آقای سیداحمد خمینی “تنظیم و تدوین آثار امام خمینی”، مورخ ۱۷ شهریور ۱۳۶۷ (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۱۲۵)

[۲]-  به عنوان مثال:

نامه به آقای محمود محمدی عراقی “قانونمند کردن تصمیمات و ضوابط در سپاه”، مورخ ۲۴ آذر ۱۳۶۷ (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۲۱۲)

[۳]- نامه به آقای احمد آذری قمی “روزنامه رسالت و جامعه مدرسین”، مورخ ۲۸ شهریور ۱۳۶۷ (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۱۴۱)

[۴]- نامه به آقای موسوی خوئینی ها “تکلیف حساب بانکی مربوط به اصل ۴۹″، مورخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۸ (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحه ۳۷۴)

[۵]- در پی طرح نسبت های ناروا درباره امام خمینی(س)؛ آیت الله موسوی بجنوردی: امام همواره درباره رعایت حقوق شرعی و انسانی مخالفان سفارش می کردند، مورخ ۱۹ آبان ۱۳۹۱

[۶]- به عنوان مثال.

[۷]- وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام(ره)

۳ دیدگاه

  1. انجمنی :

    انصافا مطلب به جا و منطقی بود، تاریخ همیشه گواه کذابین نیست، شاهد صادقین هم هست……
    حیف که گوش شنوایی نیست!

    • سید علی :

      در مورد نظر حضرت امام نسبت به مبانی فکری و عقیدتی آیت‌ الله مصباح، همین بس که مؤسسه تحت نظر ایشان به دستور و با سفارش و پی‌گیری‌های حضرت امام راحل گسترش پیدا کرده و این گفته جناب حجت‌ الاسلام و المسلمین آقای رحیمیان عضو دفتر امام (ره) نیز برای شما بس که فرمودند در بحبوحه مشکلات مالی دفاع مقدس که حضرت امام به هیچ مرکزی کمک مالی نمی‌کردند، تنها دو نهاد را استثناء کردند؛
      یکی گروه حزب‌ الله لبنان و دیگری مؤسسه آیت‌ الله مصباح. به نظر می‌رسد این عنایت ویژه برای این بود که حزب‌الله در خط مقدم مبارزه نظامی با اسرائیل، و مؤسسه امام خمینی در خط مقدم مقابله با تهاجمات فرهنگی و عقیدتی استکبار جهانی قرار داشته و دارد؛ گویا امام راحل ـ‌ رحمه‌الله‌ ـ شرایط امروز را به روشنی می‌دیدند.

      سند زنده آقای رحیمیان

  2. مهدی :

    آقای محمدی عراقی نماینده امام نبودند. ایشان از طرف شهید محلاتی به عنوان قائم مقام منصوب شده بودند و از سوی امام حکمی نداشتند.بعد از شهادت شهید محلاتی حضرت امام حکم نمایندگی را به نام آقای عبدا… نوری صادر می کنند.
    (صحیفه امام، ج‏۲۱، ص: ۳۱۳)

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 81 = 86