۰۷:۳۹ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۹

نام مستعار رئیس جمهور منتخب

پس از رحلت غریبانه‌ی آیت‌الله حاج سیدمصطفی خمینی در اول آبان 1356، حجت‌الاسلام روحانی در مجلس بزرگداشتی که از سوی جمعی از روحانیان و شخصیت‌های مبارز در مسجد ارک تهران برگزار شد، به دعوت آیت‌الله مرتضی مطهری سخنرانی کرد و برای نخستین بار در این سخنرانی پیشنهاد نمود که همگان، از عنوان و لقب «امام» برای آیت‌الله العظمی خمینی استفاده کنند و خود نیز در همان مجلس از آیت‌الله خمینی با عنوان امام‌خمینی یاد کرد.

13920327000099_PhotoA«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): مرکز اسناد انقلاب اسلامی کتابی با عنوان خاطرات دکتر حسن روحانی دارد که به مناسبت انتخاب او به سمت ریاست جمهوری بخشی از این کتاب را مرور می‌کنیم:

حسن روحانی در سال ۱۳۲۷، در سُرخه، از بخش‌های مرکزی شهرستان سمنان، چشم به جهان گشود. پس از اتمام دوره‌ی دبستان به خواست پدر و تمایل خود، به تحصیل مقدمات علوم دینی در حوزه‌ی علمیه‌ سمنان روی آورد. در عین حال به سبب تربیت خانوادگی و اثرپذیری از خلق و خوی استادانش به تهجّد، سحرخیزی و انجام مستحبات و نوافل، مقید بود. در این دوران، او مجذوب اساتید خود، به‌خصوص حجت‌الاسلام نجات و علامه حائری سمنانی بود و از طریق او با امام‌خمینی(س) که در آن هنگام از مدرِّسین والا مرتبه‌ی حوزه‌ی علمیه قم بود، آشنا گردید و آرزوی دیدار حاج‌آقاروح‌الله در دلش شکوفا شد.

در تابستان ۱۳۴۰، اعزام قم شد و از خوش اقبالی، وارد مدرسه‌ای شد که از همان سال با مدیریت دکتر بهشتی و همکاری تنی چند از فضلای حوزه، برنامه‌ی درسی نوینی در آن به اجرا درآمده بود و طلاب مدرسه افزون بر دروس حوزوی، ادبیات زبان فارسی و انگلیسی و ریاضیات و تاریخ اسلام را نیز به‌عنوان مواد درسی باید می‌گذراندند و با استفاده از شیوه‌های جدید آموزش، مراحل مختلف دروس حوزوی را طی می‌کردند.

ستفاده از لقب «امام» برای اولین بار

حسن روحانی در سال‌های اقامت در قم، علاوه بر فقه و اصول و دیگر دانش‌های حوزوی، دروس دبیرستانی را نیز با تلاش شخصی خود فرا گرفت و در شهریور ۱۳۴۷، موفق به دریافت دیپلم متوسطه شد و سال بعد به دانشگاه راه یافت.

این طلبه‌ جوان از شانزده سالگی کار سخنرانی و منبر را آغاز کرد و از قضای روزگار، در اولین سفر تبلیغی خود در تویسرکان، توسط شهربانی دستگیر و بازداشت شد. روحانی به رغم اخذ مدرک لیسانس حقوِق از دانشگاه تهران، از فعالیت در دادگستری و قضاوت سربرتافت و همچنان به کار تبلیغ و منبر ادامه داد و به‌زودی از سخنوران پرآوازه شد؛ به گونه‌ای که در سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ یکی از مشهورترین سخنرانان کشور در مجامع دینی و سیاسی شناخته می‌شد. به دلیل وسعت اطلاعات دینی و تسلط وی به اطلاعات علمی و اجتماعی روز، همواره سخنرانی‌های ایشان از لحاظ عنوان و محتوا بسیار نو و جذاب و در عین حال انقلابی و پرشور و برای نسل جوان و تحصیل‌کرده‌ کشور بسیار مفید و ارزشمند بود. پس از رحلت غریبانه‌ی آیت‌الله حاج سیدمصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶، حجت‌الاسلام روحانی در مجلس بزرگداشتی که از سوی جمعی از روحانیان و شخصیت‌های مبارز در مسجد ارک تهران برگزار شد، به دعوت آیت‌الله مرتضی مطهری سخنرانی کرد و برای نخستین بار در این سخنرانی پیشنهاد نمود که همگان، از عنوان و لقب «امام» برای آیت‌الله العظمی خمینی استفاده کنند و خود نیز در همان مجلس از آیت‌الله خمینی با عنوان امام‌خمینی یاد کرد.

نام مستعار روحانی

این سخنرانی به قدری مورد توجه جوانان و انقلابیان سراسر کشور قرار گرفت که ده هزار نسخه نوار این سخنرانی ظرف چند هفته نه تنها در داخل کشور بلکه در اقصی نقاط جهان مانند اروپا و آمریکا منتشر شد و در اختیار جوانان علاقه‌مند و دانشجویان قرار گرفت.  پس از این سخنرانی، دکتر روحانی مدتی مخفی و ساواک در همه جا به دنبال دستگیری وی بود. سپس در ماه‌های محرم و صفر، حجت‌الاسلام روحانی با نام مستعار «اسلامی» سخنرانی می‌کرد. در دی ماه آن سال که چند شب در شهرستان نهاوند سخنرانی کرد، بعد از سخنرانی شب سوم که مصادف با حوادث ۱۹ دی ماه قم شده بود، شهربانی نهاوند مأمور دستگیری وی شد که با تلاش شهید حیدری و دوستانش با لباس مبدّل از نهاوند خارج گردید. دکتر روحانی در حالی که در سراسر کشور ممنوع‌المنبر بود، در اجتماع بزرگ مردم یزد در فروردین ۱۳۵۷ سخنرانی کرد و بعد از سخنرانی توانست از یزد خارج شود و به بندرعباس برود. از آن پس، منزل ایشان در تهران تحت مراقبت دائم ساواک جهت دستگیری وی قرار گرفت. وی به توصیه‌ دکتر بهشتی و استاد مطهری از کشور خارج شد و مدتی در خارج از کشور به سخنرانی و تبلیغ پرداخت و پس از عزیمت امام‌خمینی به پاریس به محضر امام شتافت و به ایشان پیوست.

روحانی که در کنار تبلیغات به ادامه‌ تحصیل در یکی از دانشگاه‌های انگلستان پرداخته بود، دیگر نتوانست در آن شرایط به فعالیت تحصیلی خود ادامه دهد و با پیوستن به امام‌خمینی در پاریس، به‌صورت تمام وقت، به خدمت انقلاب درآمد و به سخنرانی در شهرهای مختلف اروپا پرداخت. بدین منظور او با سفر به شهرهای مختلف اروپا، برای دانشجویان ایرانی، از انقلاب و چگونگی حکومت اسلامی سخن گفت. آشنایی وی با محیط علمی و دانشگاهی اروپا و فرهنگ غرب، با ابعاد مثبت و منفی آن، موضوعی تأثیرگذار در جامعیت و نحوه‌ی اندیشه و نظر او در مسائل جهانی و همچنین در تدبیر و مدیریت وی در سال‌های بعد از پیروزی انقلاب شد.

با اوج‌گیری انقلاب و خروج شاه از ایران، حجت‌الاسلام روحانی نیز در بهمن ۱۳۵۷، به ایران بازگشت و یکسره به خدمت نظام اسلامی درآمد و مأموریت یافت ارتش فروپاشیده را سر و سامان داده و احیا کند. ضمن آنکه برای تبلیغ به شهرهای مختلف هم سفر می‌کرد و با گروه‌های معارض انقلاب چون چپی‌ها و سازمان مجاهدین (منافقین) به بحث و مناظره می‌پرداخت.

حجت‌الاسلام روحانی، نماینده‌ مردم در دوره‌های اول تا پنجم مجلس شورای اسلامی بود. از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶، ریاست قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء (ص) را بر عهده گرفت و از همان سال (۱۳۶۴) تا پایان جنگ، مسئولیت فرماندهی ستاد کل پدافند هوایی کشور را نیز عهده‌دار بود. وی از سال ۱۳۶۸ که «شورای عالی امنیت ملی» کشور تشکیل شد، به عنوان نماینده‌ی رهبر انقلاب وارد شورا شد و هم اکنون نماینده‌ ولی‌فقیه در شورای عالی امنیت ملی و نیز رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام است. وی از سال ۱۳۷۰ تاکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس کمیسیون سیاسی امنیتی دفاعی آن مجمع است. همچنین در دوره‌ی سوم مجلس خبرگان رهبری، نماینده‌ی مردم استان سمنان و در دوره‌ی جدید، نماینده‌ی مردم استان تهران در این مجلس و عضو هیئت رئیسه است.

این کتاب در تیرماه ۱۳۸۸ در تیراژ ۲هزار نسخه و با قیمت ۸۵۰۰ تومان منتشر شد.

 

منبع: جماران

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

89 - 80 =