۱۸:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۰ گفتگو با زهرا اشراقی:

زهرا اشراقی: می خواهند فرمان را از دست روحانی بگیرند

آقای روحانی در یکی از همایش ها به جمله جالبی اشاره کرد و من امیدوارم همیشه این جمله بر دیوار اتاق شان در نهاد ریاست جمهوری آویخته باشد. ایشان گفتند: من می دانم رای به من، رای به حسن روحانی نبود، رای به تفکری بود که از من حمایت کرد.

می خواهند فرمان را از دست روحانی بگیرندمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

سعید جعفری در پایگاه خبری تحلیلی خرداد نوشت:

به راحتی راضی به گفتگو نمی­شود، چندین و چند بار و به بهانه­های مختلف که خودش می­گوید مشغله­های کاری، قرار ما به تعویق می­افتد. هرچند­ می­دانم با توجه به شخصیت ویژه و جایگاه خاصش به راحتی راضی به به مصاحبه نمی­شود و درخواست گفتگو را نمی­پذیرد. اما بالاخره طلسم می­شکند و قرار ما منعقد می­شود. زهرا اشراقی یکی از نوادگان حضرت امام است که با خاندان آیت الله خاتمی هم نسبت سببی دارد. او که همسر نایب رئیس مجلس ششم هم هست، در طول سالیان، شخصیت مستقلی در سپهر سیاسی کشور به منحصه ظهور گذارده است. خانم اشراقی، پیروزی روحانی را محصول حمایت اصلاح­طلبان می­داند و امیدوار است رئیس جمهور منتخب هرگز این اتفاق را فراموش نکند. گفتگوی ما با زهرا اشراقی که نسبتا مفصل هم از آب در آمد را در ادامه می­خوانید.

خانم اشراقی، به نظر می­رسد التزام همیشگی اصلاح­طلبان به اخلاق محوری، باعث شده تا برخی جریانات اصول­گرا از این حسن رفتار اصلاح­طلبان سوء استفاده کرده و دست به فضا سازی­های رسانه­ای پیرامون نقش و حضور اصلاح­طلبان در پیروزی آقای روحانی زده­اند و اصلاح­طلبان را محکوم به سهم­خواهی کرده­اند، این در حالیست که اصلاح­طلبان نقش کلیدی در پیروزی آقای روحانی داشتند و حضور آنها در دولت آینده نه یک سهم خواهی که یک حق و وظیفه است. اصلاح­طلبان قصد ندارند در این رویه خود تجدید نظری صورت دهند تا مانع از این رویکردهای جریان اصول­گرایی گردند؟

من خیلی موافق صحبت شما نیستم و حرکت اصلاح­طلبان را عقب نشینی نمی­دانم. البته از شما تشکر می­کنم که از واژه مظلوم برای اصلاح­طلبان استفاده نکردید، چراکه مظلوم خود باعث رشد ظلم و ظالم می­شود و اصلاح­طلبان هرگز مظلوم نبوده­اند. به نظر من استراتژی اصلاح­طلبان تغییر کرده­است. اصلاح­طلبان بیشتر سعی کرده­اند اتفاقات و حواشی که منجر به دور ماندن از اصل  می­شد را کنار بگذارند و به اصل قصه بپردازند. به عبارت دیگر اصلاح­طلبان سعی کرده­اند با درگیر نشدن در مسائل بی­ارزش از متن به حاشیه نروند. شاید یک جابه جایی در این میان صورت گرفته است. احساس من این­ست که اصلاح طلبان می­خواهند به مسائلی حاشیه­ساز که طرف مقابل برای شان به وجود می­آورند وقعی ننهد و به فعالیت خود ادامه دهند و فکر می­کنم خوب هم پیش رفته­اند. با آرامش و به­دور از تنش­ها، موفق شدند در انتخابات پیروز شوند. این­که شما فرمودید اخلاق­مداری اصلاح­طلبان باعث شده آنها از عرصه کنار روند را قبول ندارم، اصلاح­طلبان همیشه بر اخلاق تاکید داشته­اند و خواهند داشت، اما این سبب نخواهد شد که عقب­نشینی در اصول صورت بگیرد. تنها استراتژی و روش تغییر کرده است، شاید این تغییر استراتژی باعث شده که احساس شود اصلاح­طلبان عقب­نشینی کردند و این رویکرد آنها باعث رویه تهاجمی اصول­گرایان شده. در حالیکه این اتفاق جدیدی نیست و قشر خاصی از اصول­گرایان (نه تمامی بخش­های آنها) همیشه به مخالفان خود تاخته­اند و من اسم آنها را به­جای اصول­گرا، ضد اصلاح­طلب می­گذارم. جریانی که همیشه عادت به حمله کردن داشته و دارد و چه بسا بهتر است که ما کمتر با این دسته طرف شویم و مطمئن باشید که طرف نشدن ما با آنها مشکلی برای اصلاح­طلبان ایجاد نخواهد کرد و اصلاح­طلبان به دور از تنش و هیاهو به کار خود ادامه می­دهند.

گمانه­زنی­هایی پیرامون اعضای احتمالی کابینه آینده صورت گرفته و اسامی که در این میان طرح گردیده­اند، این افراد تا چه حد با کابینه مطلوب از منظر شما فاصله داشته است؟

من پیش از اینکه به آقای روحانی رای بدهم، انتظار بیش از این از ایشان و کابینه ایشان نداشتم و انتظاری که از ایشان داشتم این بود که اوضاع سیاست خارجی و اقتصاد کشور را بهبود دهند. چراکه این دو مورد بسیار مهم هستند. در حال حاضر گزینه­های اقتصادی ایشان افراد واقعا توانمندی هستند که می­توانند مثمر ثمر واقع شوند. در حوزه سیاست خارجی هم که اگر طبق گمانه­زنی­ها آقای ظریف برای وزارت خارجه معرفی شوند، بسیار عالی خواهد بود و ناگفته پیداست که ایشان بهترین گزینه در این حوزه به شمار می­روند. پس از این دو وزارتخانه، وزارتخانه­های دیگری چون ارشاد، کشور، اطلاعات و علوم هستند که بسیار حائز اهمیت است، اما به نظر می­رسد که برخی در حال گرفتن فرمان از آقای روحانی هستند. در مورد این ۴ وزارتخانه، نگرانی­هایی به وجود آمده است که اگر این وزارتخانه­ها از دست ایشان گرفته شود و فشارهای وارد بر آقای روحانی منتج به این اتفاق شود که گزینه­های مورد نظر آنها و نه مد نظر آقای روحانی معرفی گردد و اصلاح طلبان کنار روند، این شائبه به وجود خواهد آمد که شاید مجلس همین رویکرد را در در پیش بگیرد و به افراد اصلاح-طلب معرفی شده برای سایر وزارتخانه­ها هم رای اعتماد ندهد. من امیدوارم که آقای روحانی با توجه به اشرافی که روی مسائل دارند و می­دانند که چه کسانی به ایشان رای داده­اند، چه تفکری از ایشان حمایت کرده­است با عنایت به همان دید روشن، سعه صدر و تفکری که دارند اصلاح­طلبان را از دست ندهند و فرمان را همچنان محکم بگیرند تا فرمان را از دستشان نگیرند چراکه در آن صورت نمره قبولی در این آزمون رانندگی از مردم نخواهند گرفت.

خاطرم هست ایشان در یکی از همایش­هایشان به این نکته اشاره کردند که: من می­دانم رای به من، رای به حسن روحانی نبود، بلکه رای به یک تفکری بوده و رای به جریانی بوده که از من حمایت کرده است. امیدوارم ایشان همیشه این جمله را به صورت یک تابلو بر در اتاقشان در نهاد ریاست جمهوری بزنند و هیچ­وقت این مسئله را فراموش نکنند.

اصلاح­طلبان برای اینکه این فرمان از دست آقای روحانی گرفته نشود قصد ندارند ایشان را کمک کنند؟ آیا فعالیت­هایی در این رابطه انجام پذیرفته است؟

حتما همین­گونه است. در حال حاضر هم رایزنی­هایی انجام شده­است و کمک­های اصلاح­طلبان به ایشان انجام­می­شود. اما مسئله اینست که فشارها بر ایشان بسیار زیاد است و از همه طرف به آقای روحانی فشار می­آورند. اما فکر می­کنم آقای روحانی باید برای زنده نگاه داشتن مفهوم اعتدالی که مد نظرشان بوده تلاش کنند و اجازه ندهند این مفهوم در اثر فشارهای جانبی دستخوش تغییر گردد.

خیلی جالب است که ضد اصلاح­طلبان داعیه پیروزی دارند و در صدد مصادره بر آمدند. اما آنها خودشان خوب می­دانند که مردم به اصلاحات رای داده­اند نه به شخص آقای روحانی. همه این مسئله را می­دانند. رای به آقای روحانی رای به آقای روحانی نبود، رای به تفکر اصلاحات بود. حال باید منتظر ماند و دید آقای روحانی می­تواند از این آزمون موفق بیرون آید یا خیر.

همانطور که مطلع هستید کارویژه اصلی مجلس نظارت بر عملکرد قوه مجریه است، در حالی که مشاهده شده این وظیفه به نظردهی تغییر جایگاه داده و نمایندگان مجلس برای نخستین بار شرط و شروطی برای رای اعتماد به کابینه اعلام کردند. این اتفاق را چگونه تحلیل می­کنید؟

بله متاسفانه این رویکرد را در میان برخی از نمایندگان مجلس مشاهده کردیم البته نه همه آنها. اما به هر ترتیب ما می­دانیم، این مجلس، مجلسی است که بیشترین همخوانی و همیاری را با دولت دهم داشته است و شاید انتظاری بیش از این از آن نرود. ما هنوز یادمان نرفته که نمایندگان این مجلس نامه­های فراوانی در حمایت از یک نامزد امضا کردند و نامه­های دیگری در حمایت از رد صلاحیت فرد دیگری منتشر کردند. همانطور که اشاره کردید مجلس باید بر کارهای دولت نظارت کند نه اینکه تعیین کند و خط و نشان بکشند. اما به هر حال این نمایندگان تغییر نخواهند کرد و هویت­شان اینگونه تعریف شده است. نمایندگانی که سخن از پرتاب گوجه می­گویند، با دولت قبلی هم­آواز هستند. امیدوارم مجلس آینده فضایش تلطیف شود و نمایندگان این­چنینی دیگر جایی در والاترین نهاد قانون­گذاری کشور نداشته باشند و حداقل در داخل حکومت پاکسازی کاملی صورت گیرد و دیگر افراد دون پایه­ای که به کشور ضربه می­زنند کنار گذاشته شوند.

صحبت از مجلس شد، اصلاح­طلبان چه برنامه­ای برای انتخابات سال آینده مجلس دارند؟ آیا اقداماتی در این زمینه انجام شده است؟

هنوز فعالیتی آغاز نشده است، اما به گمان من باید کم کم این اقدامات از سوی اصلاح­طلبان در دستور کار قرار گیرد. چراکه فعالیت مجلس سنگینتر از ریاست جمهوری نیز هست. چرا که من اطمینان دارم بازهم شاهد رد صلاحیت­های گسترده اصلاح­طلبان خواهیم بود و مسلما کار سخت­تر خواهد بود.

چه راهکاری می­توان برای برون رفت از این فرآیند تجدید کننده در پیش گرفت؟

به زعم من ما در بدنه اصلاح طلبان افراد مدیر، مجرب و توانمند بسیاری داریم که اسمشان چندان شناخته شده نیست و مثل بسیاری دیگر از اصلاح­طلبان حساسیتی روی آنها وجود ندارد. به نظر من می­توان این افراد را شناسایی کرد و روی آنها تمرکز کرد تا مجلس آینده، مجلسی توانمند و با تجربه باشد و نمایندگان آن از ادبیاتی استفاده کنند که در شان مجلس و نمایندگان مجلس باشد.

در مورد نقش زنان در دولت آینده چه نظری دارید؟ پیش از انتخابات صحبت­هایی در مورد تشکیل وزارتخانه زنان شده بود، این امر را مفید به فایده می­دانید؟

 من اصولا با این نگاه که بیاییم و حوزه­ای را منفک کنیم و بگوییم این مخصوص زنان است مخالف هستم چرا که به زعم من این خود نوعی نگاه تبعیض آمیز است که بخواهیم برای آنها جایگاهی جدا با دیگران تعریف کنیم و این تاییدی بر همین تبعیض­هاست. باید این نگاه تغییر کند وگرنه اینکه یک وزیر زن بگذاریم، که دردی را دوا نمی­کند. در اینکه زنان باید در حوزه­های مدیریتی حضور داشته باشند، شکی نیست اما باید برخی از مبانی و اصول اصلاح گردد. من خودم در صدد این هستم که جمعیتی را با جمعی از زنان ناشناخته اما توانمند تشکیل دهیم تا روی قانون اساسی بحث کارشناسی انجام شود و برخی از قوانینی که قدری تبعیض آمیز است،  مورد بازنگری قرار گیرد و به صورت گزارشی جامع به مجلس آینده ارائه شود. مثلا در کتاب اول دبستان می­بینیم که تاکید بر اینست که بابا آب داد و نقش محوری اساسی برای مرد قائل می­شود در حالی که این هویت برای زن به صورت بسیار پایینتر تعریف می­شود. مسئله­ای که باید مورد نظر قرار گیرد اینست که زنان باید کارهای ریشه­ای انجام دهند تا این نگاه و فرهنگ تبعیضی از کودکی از بین برود. وگرنه اگر ما وزیر بهداشت مان زن باشد چه مشکلی از مشکلات مان حل می­شود؟ شما وقتی قانون دارید که همین وزیر بهداشت زن برای خروج از کشور باید از همسرش اجازه بگیرد، این وزیر بودن چه امتیازی برای او به ارمغان آورده است؟ وقتی حتی برای خروج از کشور هم باید اجازه همسر را با خود به همراه داشته باشد. مسئله بنیادی­تر از اینهاست و به گمان من این نوع نگاه، سخیف­کردن و سطحی کردن صورت مسئله است و هیچ کمکی به حل اصل داستان نخواهد کرد. من در دوره آقای خاتمی هم گفتم، برای حل این مسئله باید گروهی از زنانی که شناخته شده هم نیستند، اما توانمندند در حلقه قرار گیرند و از آنها کمک گرفت. من همیشه گفته­ام که باید این حلقه را گسترده­تر کنیم و از توانایی­ها و مدیریت زنان دیگر هم استفاده کنیم. متاسفانه ما از اول انقلاب تا امروز تعداد زنانی که در این حلقه­های مدیریتی سطح اول قرار داشتند، کمتر از تعداد انگشتان یک دست بوده است. هرچند این افراد، شایسته و توانمند هستند اما آنها از این پست به پست دیگر و از مجلسی به مجلس دیگری می­روند و یا از وزارتخانه­ای به وزارتخانه­ دیگر. به اعتقاد من این افراد تکراری به رغم شایستگی، باید حذف شوند و فضا را برای دیگران که مجرب هم هستند، استاد دانشگاه هستند، باز شود و اجازه دهیم که ورود پیدا کنند و از ظرفیت­ها و توانمندی­هایشان استفاده کنیم.

پس از جدی شدن گمانه­زنی­ها برای کابینه آقای روحانی، برخی از توده­ها، از عبور از روحانی سخن به میان، آورده­اند، آیا به اعتقاد شما این با عقلانیت سیاسی سنخیتی دارد یا خیر؟

من هنوز چنین چیزی نشنیده­ام و فکر می­کنم هنوز خیلی زود است که چنین صحبت­های طرح گردد، مسلما باید به ایشان زمان داد. ضمن اینکه روحانی تک نیست، روحانی یک جریان است. اگر صحبت از عبور از خاتمی شد، به این خاطر بود که خاتمی لیدر اصلاحات بوده و همچنان هم هست، اما روحانی یک جریانی است که پشتش هم جریان دیگری حضور داشته و حمایت آن جریان وی را رئیس جمهور کرده است. اما بازهم تاکید می­کنم که هنوز چنین چیزی نشنیده­ام و متاسف هستم که به این سرعت صحبت­های این­چنینی مطرح شده است چرا که منطق حکم می­کند به ایشان زمان داده شود و اجازه دهیم ایشان فعالیتشان را آغاز کنند و پس از آن قضاوت­ها آغاز گردد.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی خرداد

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

5 + = 11