۱۰:۰۹ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۲ سید مصطفی بهشتی :

اینستا فحاشی!

به نظر عوامل اقتصادی و اجتماعی حرف اول را میزنند، مگر جوانی که شغل و معیشت درستی داشته باشد و مجبور باشد صبح سرکار حاضر شود، ساعت ٣ شب، وقت خواهد داشت تا به صفحه فلان بازیگر و فلان ورزشکار برود و بد و بیراه بنویسد؟! این ناهنجاری و بی اخلاق متأثر از یک اجتماع ناهمگن است که افراد نیاز خود را در آن تأمین نمیکنند و آثار سوء آن به این شکل خود را نشان می دهد، یکی معتاد میشود، یکی در دام فساد گرفتار میشود و یکی هم سر به فضای مجازی میگذارد و راه استفاده نادرست از...

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام)-سید مصطفی بهشتی:

زمانی که “کاناوارو” کاپیتان سابق آتزوری نام ایران را جلوی دوربین های تلویزیونی گرفت، یعنی شاگردان کارلوس کی روش پرتغالی در جام جهانی ٢٠١۴ برزیل باید به مصاف تیم پرستاره سلسائوی آمریکای جنوبی قرار می رفتند، این هنگام عادل فردوسی پور در استودیو نود با کارشناسان برنامه از حقیقتی به عنوان “راه سختی که باید برویم” صحبت می کردند، بازیکنان تیم ملی مشعوف از اینکه مقابل قهرمان دو دوره جام جهانی فرصت عرض اندام دارند خود را در ورزشگاه بلوهوریزونته تصور می کردند، گزارشگر شبکه ورزشی اسکای اسپرت بریتانیا از کار سخت کی روش سخن به میان می آورد و اتفاقات و تحلیل هایی از این دست.
اما در بین این همه هیاهو، ستاره فوتبال دنیا نه در فکر بازی با ایران بود نه فکر جام جهانی، او احتمالا به طبع ذات فراخی که داشته و دارد در اندیشه اضافه کردن توپ طلایی دیگر به ویترین افتخاراتش بود،همان دمی که عده ای از هموطنان ما وی را در صفحه اجتماعی اش با الفاظ رکیک مورد عنایت قرار می دادند.
نفس های پاییز ٩٢ بود که سوز فرهنگی زودتر از سوز زمستان به ایران رسید، قرار بود به جام جهانی برویم تا فرهنگ شایسته ایرانی را ترویج دهیم، تلاش برای رسیدن به عرصه جهانی شدن برای دیده شدن ایران و ایرانی بود نه اینکه زودتر از به چرخش در آوردن توپ فوتبال در کوریتیبا ، توپ بی فرهنگی مان توسط عده ای در دنیا بترکد!
به صفحه مسی رفتند و بد و بیراه گفتند، ستاره باشگاه بارسلونا آماده جام جهانی ٢٠١۴ میشد به شکلی متفاوت، او این بار نه در زمین هو شده بود و نه هدف رسانه های منتقد بود، به قول معروف از جایی خورد که نمی فهمید به کدامین گناه؟!
البته بعدا کسانی که دغدغه فرهنگی داشتند، به همت استاد جمشید مشایخی در صدد جبران اتفاقات ناخوشایند برآمدند ولی خب تشت از بام فرود آمده بود!
قربانیان بعدی هم ورزشی بودند؛
“مازیچ”، داورصربستانی که جرمش این بود ، مچ به مچ شدن “زابالتا” و “اشکان دژاگه” را ندیده بود!
“ایوان زایتسف” بازیکن قدرتی زن والیبال ایتالیا که شاید هنوز خودش هم نمیداند فحش های که خورده تاوان کدام اشتباهش بوده!
“ویلیامز” داور استرالیایی که حضور ١٢٠ دقیقه ای او، بیشتر از اشتباهات چندین ساله مدیران ورزشی به چشم آمد!

در این بین برخی هنرمندان و ورزشکاران داخلی هم از لطف هموطنان خویش بی بهره نمانده اند و به عناوین مختلف مورد هجوم قرار گرفته اند؛
از بازیکنانی که بخاطر انتخاب یک تیم جدید زیر چرخه این وبگردهای خشمگین گیر افتادن تا بازیگران و آن مجری که بخاطر دروغ سیزده در برنامه زنده تلویزیون، سیزده بدرش نحس شد!
چرا اینگونه شده که عده ای برای تخلیه ی خشم خود از فضای مجازی و علیه دیگران استفاده میکنند؟! ایا فقط خلل فرهنگی عامل و مسبب است و یا فاصله گرفتن کشور از شرایط ایده آل یک جامعه رقم زننده این بحران است؟
به نظر عوامل اقتصادی و اجتماعی حرف اول را میزنند، مگر جوانی که شغل و معیشت درستی داشته باشد و مجبور باشد صبح سرکار حاضر شود، ساعت ٣ شب، وقت خواهد داشت تا به صفحه فلان بازیگر و فلان ورزشکار برود و بد و بیراه بنویسد؟!
این ناهنجاری و بی اخلاق متأثر از یک اجتماع ناهمگن است که افراد نیاز خود را در آن تأمین نمیکنند و آثار سوء آن به این شکل خود را نشان می دهد، یکی معتاد میشود، یکی در دام فساد گرفتار میشود و یکی هم سر به فضای مجازی میگذارد و راه استفاده نادرست از آن را پیش میگیرد.

ما با این جوانان و این بدنه اجتماعی ضعیف تا کجا پیش خواهیم رفت؟ آیا فرهنگ و قدمت جامعه ایرانی به همین شکل در مسیر تباهی گام برخواهد داشت؟!
مجریان فرهنگ و ادب در این سالها چه کرده اند؟ انقلاب فرهنگی چه آثار مثبتی از خود برجای گذاشته است؟!
پشنهاد میشود مردان عرصه ادبیات “نان داغ_شکلات داغ” و “کش لقه” لقمه ای هم برای این وضعیت اسفبار فرهنگی بگیرند و در این روزها که با رأی مردم در بیکاری خود خلوت کرده اند دغدغه فرهنگی جامعه را لحاظ کنند.

مسابقات فوتبال جام ملت های اروپا آخرین قصه تلخ خود را برای فرانسه میزبان در فینال این کاپ نوشت، اما در این بین برای یک نفر قصه تلخ تر بود،”پایت” هافبک فرانسوی که مسابقات را با درخشش شروع کرد آخرین نفری بود که به فاصله فقط ٢٠ دقیقه از برخوردی که با ستاره تیم ملی فوتبال پرتغال داشت مورد هجوم کاربران ایرانی قرار گرفت!
ما فکر میکردم در وهله اول با جمعیت اندکی طرف هستیم که حس ناسیونالیسمی آنها، که نمیتوان برای آن تعریفی پیدا کرد در همین فحش ها خلاصه میشود ولی حالا میبینم رگ گردن این هموطنان برای پسر فوتبال سلسائوی اروپا باد کرده دقیقا برعکس اولین دفعه ای که پسر فوتبالی سلسائوی آمریکای جنوبی هدف بود!
باور داشته باشید خود” رونالدو” هم هیچوقت بازیکن حریف را به خاطر این حرکت فحش نمی دهد،چرا ما؟!

و باید ترسید از روزی که خدایی نکرده بخواهد امثال هشت ساله دفاع مقدسی تکرار شود و احتمالا عده ای در خانه بنشینند و سلاح شان فحاشی و هدف گرفتن فلان رئیس و کشور باشد!

به هر حال این چوب فرهنگی به تن عده ی قلیلی نهیده شده و فقط میتوان به آنها یادآوری کرد، فضای مجازی هم چشم و گوش دارد،حتی بسیار بیناتر و شنونده تر از فضای حقیقی!

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

94 - = 92