۱۹:۵۱ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۰

خاطره ای به مناسبت نوزدهمین سالگرد مرحوم سید احمد خمینی

مجموعه ی ما تمام دستگاه ها را داشتیم از کاغذ خرد کنی گرفته تا چاپ. با دستگیری آقای خوئینی ها تصمیم گرفتیم آقای خاتمی را وارد عمل کنیم که بحمدالله ایشان از هر جهت ما را یاری کردند آقای هاشمی دستگیر شد بدنبال دستگیری او ناچار با اصفهانی هایی که یکی دونفر آنان را آقای هاشمی به من معرفی کرده بود تا در صورتی که دستگیر شد با آنان تماس بگیریم...

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): بازخوانی خاطرات نزدیکان امام خمینی از دوران مبارزات انقلاب، علاوه بر کمک به شناخت علل و عوامل بروز انقلاب اسلامی می تواند تا حدود زیادی نسبت و فاصله امروز ما را نیز با اهداف و آرمان های انقلاب مشخص نماید.

علاوه بر این در بازخوانی این خاطرات نقش شخصیت ها و افراد برجسته ی انقلاب را نیز می توان به روشنی دریافت و جایگاه هر یک از آنان را در به ثمر نشستن انقلاب اسلامی مشخص نمود. در این یادداشت به مرور یکی از خاطرات کمتر شنیده شده ی مرحوم سید احمد خمینی درباره ی سال های نزدیک به انقلاب اسلامی ایران خواهیم پرداخت که در آن نام های آشنایی همچون آیت الله پسندیده (برادر بزرگتر امام خمینی) آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی خوئینی ها و شخصیت هایی همچون سید محمد خاتمی (رئیس جمهور اسبق) علی جنتی (وزیر فعلی ارشاد) مهندس غرضی و شهید منتظری به چشم می خورد.

haj ahmad khomeini

این خاطره برای اولین  در سال ۱۳۶۱ و به اصرار حجت الأسلام و المسلمین سید محمود دعایی سرپرست روزنامه ی اطلاعات از زبان مرحوم سید احمد خمینی بیان شده است:

«در مدتی که قم بودم مثل سایر طلاب در رساندن اعلامیه های امام و یا اعلامیه هائی علیه دولت و رژیم سابق به مردم تلاش می کردیم، تا کم کم به این فکر افتادم که احتیاج به وسایل تکثیر داریم. آمدم پیش آقای هاشمی در تهران. او توسط آقای توکلی یک دستگاه فتوکپی برایمان تهیه کرد و من قبلا اتاقی را در منزل یکی از آشنایانمان اجاره کردم و آنجا مشغول کار شدیم. از کسانی که از ابتدا با ما بوده آقای موسوی خوئینی ها و آقای واحدی است.

[خبرنگار: کدام آقای واحدی؟]

همان که در روزنامه کیهان مشغول کار است… کم کم کارمان وسعت پیدا کرد و جایمان تنگ شد. منزلی در نزدیکی منزل امام در قم به نام آقای واحدی خریدیم. پول آن را با التماس از این و آن تهیه کردیم. زیرا آقای پسندیده تا از کم و کیف قضیه مطلع نمی شدند پول نمی دادند و مطلب را هم که نمی شد بگویی. این منزل دست و بالمان را باز کرد. آقای موسوی خوئینی ها که خود با گروه های دیگری هم ارتباط داشت یک دستگاه ماشین تکثیر برای ما تهیه کرد. قبلا از ماشین های ساده تر استفاده می کردیم. آقای موسوی خوئینی ها دستگیر شد. توسط خانمشان به من خبر داد که ایران را ترک کنم. مدت پانزده روز رفتم پاکستان. اتفاقا آقای هادی قم بود. اوضاع پاکستان را از او پرسیدم البته بدون اینکه ایشان مطلع شود که چه می خواهم بکنم. بلافاصله با آقای محمد منتظری هم تماس گرفتم، آمد  مرز ایران و پاکستان. این دو هفته ای که پاکستان بودم تجربه های خوبی کسب کردم. در مراجعت، آقای واحدی را از کم و کیف قضیه مطلع کردم و در ضمن شخصی به ما معرفی شد تا در ایران به وسیله ی او با گروهی دیگر همکاری نمائیم. اتفاقا مشغول چاپ کتاب «خدمت و خیانت روشنفکران» جلال بودیم.

در ضمن برای این که مطمئن شویم از نظر اعتقادی کارمان صد در صد درست باشد با آقای خامنه ای در مشهد تماس گرفتیم که مأمور تماس، من شدم و بارها پیش ایشان رفتم و ایشان را هم تا اندازه ای در جریان کارهایمان قرار دادم، البته در این موقع آقای هاشمی در زندان بود و الا قبلا با ایشان مشورت می کردیم. [به هر حال] به وسیله ی شهید منتظری با گروه فوق ارتباط برقرار کردیم. در اوائل، همسرم مسئول ارتباط با آنان شد تا مطمئن شوم کسی از طرف مقابل ما را زیر نظر نگیرد. کار هم بدین صورت انجام می شد که هفته ای دو روز صبح ها آن ها وسایلی که داشتند در قبرستان نو در مقبره ای می گذاشتند و عصر آن ها را بر می داشتیم و هفته ای دو روز ما این کار را می کردیم. به محمد منتظری پیغام دادم این کار مشکل است ما هم حاضر نیستیم با گروهی که دقیقا نمی شناسیم به صورت آشکار کار کنیم. او که در آن موقع با آقای غرضی و آقای [علی] جنتی در سوریه کار می کرد فردی را فرستاد پیش من به نام سعید که بحمد الله امروز هم مشغول کار برای جمهوری اسلامی هستند که خود زحمتش را کشیده اند.

مشکلی از حیث کار نداشتیم. مجموعه ی ما تمام دستگاه ها را داشتیم از کاغذ خرد کنی گرفته تا چاپ. با دستگیری آقای خوئینی ها تصمیم گرفتیم آقای خاتمی را وارد عمل کنیم که بحمدالله ایشان از هر جهت ما را یاری کردند آقای هاشمی دستگیر شد بدنبال دستگیری او ناچار با اصفهانی هایی که یکی دونفر آنان را آقای هاشمی به من معرفی کرده بود تا در صورتی که دستگیر شد با آنان تماس بگیریم.(این کار را بعد از یکی دو هفته کردم) که یکی از آنان آقای روحانی، روحانی خوب اصفهان است. بدنبال آن یک خانه تیمی در اصفهان و یکی در تهران تشکیل دادیم. البته آقای روحانی را در جریان این کار نگذاشتیم چون احتمال دستگیری ایشان زیاد بود. متأسفانه بین دوستان سوریه اختلاف جزئی پیدا شد که نزدیک بود دامن ما را هم بگیرد. تا من بودم نگذاشتم ولی وقتی من رفتم به عراق و بدنبال شهادت برادرم در آنجا ماندگار شدم یکی دو مصادره در قم صورت گرفت که آقای واحدی در یکی از آن ها شرکت داشت. »(مجموعه آثار یادگار امام ج۱ صص۹۵-۹۶)

منبع: جماران

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

71 + = 76