۱۵:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۱

فرزندان انقلاب به روایت مرحوم حاج احمد خمینی

اختلاف داخلی فراتر از سلیقه ها، بیشتر از حب نفس است. اگر انسان خود را تطهیر کند و در چهارچوب شرع حرکت کند و آراسته به اخلاق اسلامی شود به هیچ وجه اختلاف پیدا نمی کند، چون با توکل بر خدا راه حق شناخته می شود و دیگر دعوایی نیست.

اساس آفرینش انسان جلوه ای از فعل منظم و هدفمند است. و به عبارت دیگر بهترین مصداق کار و کارگری است. این مطلب که حضرت امام حق تعالی را مبدأ کار و کارگری می دانستند دقیقاً توجه به هدفمند بودن همۀ جهان هستی و بازگشت همۀ هستی به سوی مبدأ است.

اسلام به عنوان کاملترین دین و برنامۀ زندگی برای سعادت و تکامل انسانها همۀ ابعاد وجودی انسانها را بصورت مجموعه ای منظم و متعامل که اجزای آن از یکدیگر تأثیر می پذیرد مطرح می کند، لذا فلسفۀ خلقت انسان را در ورای سایر مکاتب مادی و غیر الهی غرب و شرق در جهت اتصال به ذات حق می داند.

یکی از راههای کسب قرب الهی، تعالی و تکامل معنوی فرد یا افراد جامعه است و این مهم چه در زمینۀ تربیت انسانهای نمونه و چه در زمینۀ توسعه و تکامل جامعه و نظام اجتماعی تنها در پرتوی آموزشها و تعالیم اسلامی دست یافتنی است. یعنی همان عنصری که جهان بحرانزدۀ غرب فاقد آن است و به خاطر فقدان آن همۀ نهادهای اجتماعی اش اعم از خانواده و مؤسسات اجتماعی دیگر را با خطر مواجه ساخته است.

توسعه و تکامل جوامع بشری از دیدگاه مکتب اسلام به معنای ارتقا و شکوفایی مستمر فرد، جامعه و نظام اجتماعی به سوی زندگی بهتر و یا «انسانیتر» است.

این سؤال که چه چیز زندگی خوب را تشکیل می دهد؟ به قدمت فلسفه و نوع بشر است که باید در جامعۀ متحول جهان معاصر مجدداً ارزشیابی شود و با نگرشی نوین در شرایط کنونی بدان پاسخ داده شود. برای درک معنای درونی «توسعه و تکامل» در مقیاس فرد و جامعه باید حداقل سه ارزش اصلی به عنوان زیربنای محتوایی در نظر گرفته شود:

اول ـ تعالی معنوی و ایجاد روح اعتماد به نفس و خودباوری در انسانها؛ دوم ـ آزادی؛ سوم ـ رفاه معقول از نظر معاش زندگی.

این ارزشها نمایانگر هدفهای مشترکی هستند که بوسیلۀ تمام افراد و جوامع می تواند دنبال شود، زیرا در تمام فرهنگها و تمام زمانها به عنوان یک نیاز فطری خود را متجلی می سازد. با این مقدمه می توانیم نتیجه بگیریم که تکامل و تعالی افراد جامعه ضامن توسعه و تکامل جامعه و نظام اجتماعی است و جامعۀ تکامل یافته حافظ سجایای ارزندۀ انسانی در همۀ ابعاد خواهد بود. حال ممکن است بعضیها به اشتباه تصور کنند که تکامل مادی می تواند به تنهایی تکامل سایر ابعاد فرد و جامعه از جمله معنویات را فراهم آورد، اما این تصور همان گونه که در جهان مادی غرب شاهد آن هستیم باطل است. اگرچه به سطوح عالی و تکامل مادی هم نایل شویم. تکامل مادی فاقد اصالت است و مادامی که توأم با تکامل معنوی نباشد هر لحظه ممکن است به قهقرا سیر نماید.

امکانات بالقوۀ یک کشور برای رشد و توسعۀ اقتصادی تا حدود زیادی تابع منابع مادی (زمین ـ معادن ـ و سایر مواد خام) و منابع انسانی (تعداد افراد و سطح مهارتهای آنان) است. ماهیت منابع انسانی یک کشور عوامل تعیین کنندۀ مهم ساخت اقتصادی آن کشور محسوب می شوند. موازات منابع انسانی توانایی یک کشور در ترسیم سرنوشت اقتصادی و اجتماعی خود تا حدود زیادی به درجۀ وابستگی یا استقلال آن کشور مربوط خواهد بود.

آنچه که در نهایت خصوصیت و روند توسعۀ اقتصادی و اجتماعی یک کشور را تعیین می کند منابع انسانی آن کشور است. منابع انسانی پایۀ اصلی ثروت ملتها را تشکیل می دهد، سرمایه و منابع طبیعی عوامل تبعی تولیدند، در حالی که انسانها عوامل فعالی هستند که سرمایه ها را متراکم می سازند، از منابع طبیعی بهره برداری می کنند، سازمانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را می سازند و توسعۀ ملی را به جلو می برند. به وضوح کشوری که نتواند مهارتها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملی به نحو مؤثری بهره برداری کند قادر نیست هیچ چیز دیگری را توسعه بخشد. به همین جهت اسلام، طلب دانش را از مهد تا لحد[۱] می داند.

در طول بیش از سیزده سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به استقلال نهادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از سلطۀ جهان استکباری، زمینه های بسیار خوبی برای نیل به توسعۀ اقتصادی و اجتماعی مهیا شده است، هرچند که آهنگ نیل به توسعۀ ملی نیاز به شتاب بیشتری دارد. اما در درجۀ اول باید با اتکا به نیروی کارگران ماهر، کارشناسان و متخصصان متعهد داخلی برنامه های بازسازی و توسعۀ متناسب با نیازهای خود را عملی سازیم. باید سعی کنیم با کار و تلاش و راه انداختن چرخ اقتصادی کشور دولت را در رسیدن به اهدافش کمک کنیم. ابزارها و روشهای دشمن برای مقابله با انقلاب اسلامی متناسب با شرایط متفاوت است. گاهی با جنگ و قدرت نظامی وارد می شود، گاهی با حصر اقتصادی، گاهی با شانتاژ، اشاعه و ترویج فرهنگ غرب. امام بارها فرمودند که انقلاب ما را امریکا و مجموعۀ دنیای استکباری نمی تواند با تهدید یا تهاجم نظامی نابود کند، جنگ تحمیلی عراق علیه انقلاب اسلامی ایران این مسأله را ثابت کرد. حصر اقتصادی کاری از پیش نبرد. آنچه ضربۀ جدی و سرنوشت ساز است اختلاف داخلی است. در کنار دامن زدن به اختلاف داخلی اشاعه و ترویج فرهنگ غرب و حیله های آنها بسیار شکننده است و شایعات باطل یکی از شیوه های کارساز فرهنگ سلطه گر غرب است. اختلاف مادامی که در حیطۀ سلیقه باشد
و برخورد افکار و آرای گوناگون را موجب شود، رحمت است، «اختلاف امتی رحمة». اما اگر اختلاف ریشه ای شد یعنی اختلاف حق و باطل، حتماً باید جراحی شود، اشداء علی الکفار.[۲]

اختلاف داخلی فراتر از سلیقه ها، بیشتر از حب نفس است. اگر انسان خود را تطهیر کند و در چهارچوب شرع حرکت کند و آراسته به اخلاق اسلامی شود به هیچ وجه اختلاف پیدا نمی کند، چون با توکل بر خدا راه حق شناخته می شود و دیگر دعوایی نیست. ولی اگر پای حب نفس پیش آمد انسان همه چیز را از خودش و برای خودش می داند و می خواهد، در اینجا وسوسه، بدبینی، حسادت، رقابت نادرست چهرۀ کریه خود را به معرض نمایش در می آورد و انسان برای رسیدن به هدفش ممکن است از وسایل نامقدس هم استفاده کند.

اینجانب بارها گفته ام که فرزندان انقلاب چهره های شناخته شدۀ هر دو جریان سیاسی هستند که از اول انقلاب پیرو اندیشه های حضرت امام، و مروّج و دلسوز اسلام بوده اند و علیه رژیم شاه و دارودسته اش قیام کرده اند و بعد در صحنه های مختلف انقلاب همراه امام بوده اند. امروز حرکتهای مرموز عده ای فرصت طلب دین به دنیا فروش با القای بدبینی و جوّ عدم تفاهم سعی در ترور شخصیت فرزندان امام و انقلاب را دارند؛ یعنی همان کسانی که امروز دو جناح را تشکیل می دهند.

ما نباید دو جناح سیاسی را تنها در تهران خلاصه کنیم. این دو جریان در تمام ایران وجود دارد و قابل حذف نیست. در بدنۀ نظام، در میان مردم کوچه و بازار و در همه جا هست. فقط گاهی جوّ حاکم ممکن است عده ای را قوی تر نشان دهد و باز چنین نپنداریم که دو جریان با یکدیگر اختلاف اصولی دارند. اینطور نیست، اینجانب در مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا شورای عالی امنیت ملی شاهد هستم و اکثر قریب به اتفاق آرا و نظریات هر دو جریان را شبیه به هم می بینم.

اما به قول حضرت امام واسطه ها دارند کار خودشان را انجام می دهند و این واسطه ها مسلماً یا از ایادی امریکا و اسرائیل هستند، یا بوسیلۀ دستگاههای جاسوسی غرب، بخصوص انگلیس تغذیه می شوند. دوستان انقلاب، امام و رهبری می دانند که اینجانب همیشه خود را از درگیریهای سیاسی دور نگه داشته ام و اگر مسأله ای را طرح می کنم صرفاً برای یادآوری تذکرات حضرت امام است که اگر به آنها عمل کنیم، مسلماً کلاه سرمان نمی رود.

یکی از ترفندهای مؤثر سازمان سیا، موساد و سایر دستگاههای جاسوسی غرب بدبین کردن فرزندان انقلاب نسبت به یکدیگر است. این بدبینی بدون عکس العمل نیست و بستگی به میزان تقوای افراد دارد. فرد اگر تقوا نداشته باشد از مسائل سیاسی فراتر می رود و حتی ناسزاگویی، تهمت، دروغ، افترا و تحقیر به زندگی شخصی و خانوادگی دیگران می کشاند. شایعات به جدایی نظام از خط امام، نزدیکی نظام به غرب و جدایی فرزندان انقلاب و امام از خط ولایت ساختۀ دستگاههای جاسوسی غرب است.

یقیناً امروز هر دو جریان سیاسی از اینگونه اعمال به دور هستند که در ذهن فرزندان انقلابی امام هرگز اینگونه مسائل غیر اخلاقی و غیر اسلامی خطور نمی کند. به دنبال هر واقعۀ سیاسی و غیر سیاسی که به نظام و انقلاب مربوط می شود این مسائل تلخ اخلاقی در سطح جامعه طرح می گردد. شک نکنید که اینگونه مسائل از طرف عمال سرویسهای جاسوسی و تبلیغاتی غرب طراحی می شود.

شایعات جدایی نظام از خط امام، شایعات نزدیکی نظام به غرب از یک طرف و شایعات جدایی فرزندان انقلاب و امام از خط ولایت به نفع کیست؟ ممکن است بعضی از موضع گیریها، شایعات ساختۀ دستگاههای جاسوسی غرب را در جهت این دو تحلیل تقویت کند، ولی اگر افرادی از هر طیف و جریانی اینگونه عمل کردند گرفتار حکم کلی دستگاههای جاسوسی غرب برای بدبین کردن همه به همدیگر شده اند.

امروز مگر با وجود رهبری که از طرف تمامی رسانه های غربی به صورت هماهنگ و حساب شده بایکوت شده اند و نمی گذارند مواضع ضد استکباری ایشان از کشور ما به سایر نقاط جهان برسد، کسی در ذهنش انحراف از خط امام و اسلام پیدا می شود؟ اگر قرار باشد که خط امام و اسلام را کنار بگذاریم که شاه بود و اینهمه شهید و معلول و اینهمه زحمت برای چه خاطری بود؟!

پس متوجه باشیم که کار سیا و موساد و سایر جاسوسان، هم ایجاد و دامن زدن به شایعات است و هم سکوت. و ما امروز گرفتار هر دوی اینها هستیم. دنیا رهبر عزیزمان را به عنوان دشمن شمارۀ یک غرب از صحنۀ خبری جهان کنار گذاشته است. البته این باعث خوشحالی است که نشان می دهد کلام رهبر تا چه اندازه در جهان با نفوذ است.

سکوت مرگبار استکبار در مقابل مواضع قرآنی رهبری باید ما را هوشیار کند که چه اندازه جهان از موضع گیریهای انقلابی رهبری وحشت دارد. از طرف دیگر موضع گیریهای حساب نشده و گاهی نرم و در باغ سبز نشان دادن بعضی از مسئولین درجه دوم و سوم با چنان تبلیغی که در رسانه های گروهی پخش می شود که گویی رهبری بلامنازع انقلاب آنها هستند، در رسانه های استکباری بزرگ می شوند و کلامشان کلام امام زمان می گردد، در کنار آن سکوت و این بزرگ کردنها، بوقهای تبلیغاتی و ایادی داخلی آنان دست به شایعه پراکنیهای بسیار ناگوار می زنند. هنوز یادمان نرفته است که امام عزیز به مرحوم شهید دکتر بهشتی لقب شهید مظلوم دادند و گفتند مظلومیت او مرا بیشتر از شهادتش متأثر کرد.

چرا؟! برای اینکه دشمنان خدا و روحانیت می گفتند او در بهترین باغها زندگی می کند. او در هرجای ایران منزلی و ویلایی دارد. او زنهای متعدد دارد. او در بانکهای خارج پولهای مردم فقیر را به نام خود گذاشته است و هزاران افترای دیگر و بالاخره شایعات در عده ای اثر دارد. و در مورد سایر چهره های انقلاب هم با کمی بالا و پایین همین شایعات را درست می کردند. امروز متأسفانه انسان می بیند بازار اینگونه شایعات رواج دارد و پا را بالاتر گذاشته اند و از زن و بچۀ افراد هم نمی گذرند. اینگونه شایعات تفرقه افکنانه را کسانی که انقلابی و مسلمان هستند هرگز انجام نمی دهند. این حرکتها از دشمنهای قسم خوردۀ اسلام یعنی امریکا و اسرائیل نشأت می گیرد. وگرنه به عقیدۀ اینجانب به مجلس رفتن زید یا عمرو هیچ فرقی نمی کند. دشمنان انقلاب در تحلیلهایشان به این نتیجه رسیده اند که اکنون زمان ترور شخصیت چهره های انقلابی و مسلمان فرارسیده است. امروز بر خود واجب می دانم که از برادر عزیز و یار انقلابی امام آقای کروبی که در طول سالیان مبارزه در کنار امام، مقام رهبری، ریاست جمهوری و سایر مسئولان انقلاب بوده است و بر او در این قضایای اخیر ظلم شده است دفاع کنم.

آقای کروبی از جمله فرزندان انقلابی امام هستند که سالها زندان و شکنجه شده اند. کسی است که مورد اطمینان امام و رهبری بوده و هست. کسی است که از طرف امام و رهبری معظم انقلاب مسئولیت بنیاد شهید انقلاب اسلامی را برعهده داشته و دارد. از طرف امام و رهبری مسئول امور فرهنگی فرزندان شاهد بوده و هست. و از طرف امام امیرالحاج بوده است و پستهای دیگر. اما متأسفانه مورد سخت ترین اهانتها و شایعه های ساختۀ دشمنان انقلاب قرار گرفته است که تمامی آنها دروغ است. فرزندان انقلابی امام از هر دو جریان باید بر خود واجب بدانند و نگذارند چنین ظلمی بر یکی از فرزندان زجر کشیدۀ امام و انقلاب روا داشته شود.

اینجانب با هر یک از دوستان در هر دو جناح صحبت می کنم می گویند آقای کروبی از ما است و او را دوست می داریم. پس چه کسانی غیر از جاسوسان سیا و موساد شایعه سازی می کنند؟ چه کسانی از زن و فرزند دیگران عکس می گیرند؟ آیا مسلمان چنین گناه فاحشی مرتکب می شود! این شیوه های عفت برباد ده، فقط از دشمنان اسلام بر می آید ولاغیر، و همه باید دست در دست یکدیگر بگذارند و آن را محکوم کنند که البته محکوم است. این مطلب بدان معنا نیست که بنده تمامی مواضع دوست عزیزم آقای کروبی را قبول داشته باشم. خیر. ممکن است با بعضی از آنها هم مخالف باشم، ولی توطئه وسیعتر از شخص است. دوستان و فرزندان انقلابی امام باید هوشیار باشند مگر امریکا و دستگاههای جاسوسی غرب ما را رها می کنند؟ تا زمانی که همۀ یاران امام را یکی یکی ذبح نکنند و رهبری را بی یار و یاور نسازد و ضربۀ نهایی را نزند دست بردار نیست. امریکا به خون اسلام و مردم ما تشنه است. غرب هیچ گونه امتیازی به ما نخواهد داد مگر اینکه اسلام محمد رسول اللّه  ـ صلی اللّه  علیه و آله ـ را در مقابلش ذبح کنیم.

همه بدانند که آنها به چیزی غیر از نابودی اسلام راضی نیستند. آنها یک قدم به نفع ما بر نمی دارند الاّ اینکه از تمامی آرمانهای اسلامی مان دست برداریم. این سخن صریح امام است: روزی که غرب از ما تعریف کند آنروز روزی است که ما باید در خودمان شک کنیم، و خدا آنروز را نیاورد. ما باید متکی به مردممان باشیم. باید متکی به کارشناسان خودمان باشیم. متکی به فرهنگ خودمان باشیم. گول غرب را نخوریم. غرب قدم قدم پیش می آید، ولی اگر ما به یک وصیت امام عمل کنیم و آن اینکه پشتیبان ولایت فقیه باشیم مطمئن باشید که هیچ قدرتی نمی تواند ما را شکست دهد و الاّ حرکت خزندۀ غرب ممکن است روزی به اهدافش برسد.

[۱] حدیث معروف نبوى: اطلبوا العلم من المهد الى اللحد یا «چه خوش گفت پیغمبر راستگوى ـ ز گهواره تا گور دانش بجوى».

[۲] اشاره به سورۀ فتح، آیۀ ۲۹: محمد رسول اللّه‏ اشداء على الکفار رحماء بینهم؛ محمد(ص) فرستادۀ خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار قویدل و سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند.

برگرفته از: مجموعه آثار یادگار امام، ج۲، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، صص ۲۲۳-۲۳۰

منبع: پرتال امام خمینی(س)

:::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

1 + 4 =