۱۷:۳۰ - ۱۳۹۲/۰۲/۲۶ میرزا علی آیت اللهی:

شورای نگهبان و صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری

شورای نگهبان مجمع تشخیص مصلحت نیست که تشخیص بدهد مصلحت این است که آمار تایید شدگان مثلا 8 نفر یا 6 نفر باشد، بلکه باید نص قانون را اجرا کند. هرکس صلاحیت دارد تایید شود و اگر خواست تا آخر مبارزه در صحنه بماند یا به نفع دیگری بیرون برود. تعداد آرای بعضی از دوستان شاید حتی به نیم میلیون هم نرسد.

120795062«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام) – میرزا علی آیت اللهی: یک نوع روحیه استبدادی توأم با ترس تعدادی از مردان سیاست در ایران را در برگرفته است. مبارزه طلبان اشتباهات بزرگی می کنند که با بنیان اندیشه و تفکر مردم در انقلاب و اسلام و قانون اساسی هماهنگی ندارد.

بسیاری از دوستان به جای تکیه بر اخلاق و حضور در یک صحنه مبارزه تمام عیار فکری و برنامه ای با طرف مقابل و تلاش برای پیروزی و در دست گرفتن قدرت برای پیاده کردن برنامه های شان از ابزار دیگری استفاده می کنند که به چند نمونه آن اشاره می شود:

۱-  فضاسازی برای جلوگیری از حضور فرد یا جناح مقابل در انتخابات و نامزد نشدن افراد شاخص.

این روش نشانگر نوعی ترس و واهمه از حضور همه جانبه چهره های شاخص از یک سو و نداشتن پایگاه اجتماعی قوی افرادی است که چنین تدابیری را اتخاذ می کنند. چنین فردی می خواهد به این وسیله صورت مسأله را برای خود به نحوی پاک و یا  ساده کند و با حضور در عرصه بدون رقیب برنده مسابقه باشد.

۲-  فشار روانی و اصرار به شورای نگهبان برای رد صلاحیت افراد در سطح گسترده و خصوصا تعمیم آن به چهره های شاخص.
در این روش نیز  افراد و گروه ها می خواهند با  استفاده از اهرم قانونی و به عبارتی استفاده ابزاری از شورای نگهبان به نحوی از حضور رقبا در صحنه انتخابات جلوگیری کنند و به جای مبارزه با طرف مقابل با اعمال فشار و استفاده از قدرت قانونی دیگران از ورود رقیب به صحنه ممانعت به عمل آورده تا در مبارزه شکست نخورند.

۳-  ایجاد فضای شک در مورد نامزدهای انتخابات با انتقادات، اتهام زنی ها، ردیه نویسی ها، سخنرانی های مخرب و ترور شخصیت( روشی که دولت فعلی در تبلیغات انتخابات قبلی بکار برد را ادامه می دهند.)

۴- …. آن چه مربوط به عملکرد نامزدهای انتخاباتی و افراد و جناحها و تشکل های حامی آنهاست در گذر زمان دست آنها را رو خواهد کرد، و لااقل دراین مقاله به آن نمی پردازیم.

بیشترین دغدغه مربوط به تصمیمات و اقدامات شورای نگهبان است؛ چرا که ضمن تاثیر بر مشروعیت انتخابات و نتیجه آن در تصمیم گیری مردم برای حضور در صحنه انتخابات فعلی و آتی مهم تلقی می شود.

آنچه به شورای نگهبان مربوط می شود توجه به چند نکته است:

الف) تسلیم شدن به فضاسازی روانی فقط به نفع  بردن چند کاندید انتخاباتی محدود نمی شود بلکه اعتماد عمومی مردم به این نهاد را خدشه دار کرده و بر مشروعیت ها تاثیر منفی می گذارد.
شک نیست که تعداد زیادی از ثبت نام کنندگان در انتخابات صلاحیت لازم را ندارند و از ابتدای انقلاب هم در تمام دوره های انتخابات چنین بوده و خواهد بود؛ اما باید توجه داشته باشیم که بسیاری از افراد هم دارای صلاحیتند بنابراین بی صلاحیت ها باید رد شده و برعکس افراد واجد شرایط هم تایید شوند ولی عده ای دوست ندارند که صلاحیت افراد واجد شرط تأیید شود تا رقیب کمتری داشته باشند.
بنابراین باید همانگونه که بدون توجه به فضاسازی ها افراد را رد صلاحیت می کنند، افراد با صلاحیت را هم تأیید کنند و توجه شود به فرض این که آمار تأیید صلاحیت شدگان عددی دو رقمی هم بشود اتفاق خاصی نمی افتد و نباید نگران شکسته شدن و تقسیم آرا بین افراد بود.

شورای نگهبان مجمع تشخیص مصلحت نیست که تشخیص بدهد مصلحت این است که آمار تایید شدگان مثلا ۸ نفر یا ۶ نفر باشد، بلکه باید نص قانون را اجرا کند. هرکس صلاحیت دارد تایید شود و اگر خواست تا آخر مبارزه در صحنه بماند یا به نفع دیگری بیرون برود. تعداد آرای بعضی از دوستان شاید حتی به نیم میلیون هم نرسد.

ب) شک نیست که اولین ملاک های قانونی التزام عملی به اسلام است. سوال این است اگر کسی نمازهای نافله اش را بخواند ولی اهل “دروغ” و “تهمت” و “جوسازی” و ایجاد جار و جنجال باشد یا گروه هایی به راه بیاندازد که سخنرانی های مخالفین را برهم بزنند و… این فرد ملتزم به اسلام و احکام است؟
شک نیست که در بین طرفداران نامزدهای نمایندگی افرادی از جنس اشخاص برهم زننده و توهین کننده هستند و شاید بعضا از کنترل شخص نامزد انتخاباتی هم خارج بشوند ولی آنگاه که درحضور فرد چنین حرکاتی را دارند و او سکوت کرده یا با لبخند تأیید می کند، این فرد به کدام  اسلام ملتزم است؟شورای نگهبان در احراز التزام باید به اینگونه حرکات توجه کافی داشته باشد.

ج) بررسی و قضاوت در مورد”مدیر و مدبر” بودن گستره وسیعی دارد. به راحتی میتوان ادعا کرد فلانی مدیر نیست یا مدیر هست. ملاک سنجش مدیریت کدام است؟ شورای نگهبان و یارانشان در زمینه فقه و حقوق و قانون اساسی تسلط دارند ولی مدیریت استراتژیک و اجرایی دامنه گسترده ای دارد که ابزار سنجش آن را فراهم کردن برای شورای نگهبان دشوار و قرین با سختی زیاد است. باید بتوانند مشاورینی بگیرند که بدون وابستگی جناحی ابزار لازم را برای برسی و قضاوت داشته باشند. چنین اشخاصی اگر وجود داشته باشند بالاخره در مدیریتهای بعد از انقلاب از سوی یکی از دولتها به کارگرفته شده یا توسط دولت دیگری طرد شده اند و به سیاست یکی از نامزدها قرابت بیشتری دارند بنابراین تاچه حدی می توان به بی طرف بودن چنین افرادی اعتماد داشته باشند؟
اگر هم صرفا نیروهای دانشگاهی، غیر دانشگاهی یا شاغل در قوایی غیر از قوه مجریه باشند و با مسائل اجرایی برخورد نزدیک نداشته باشند که اصلا  قدرت قضاوت مناسبی نمی توانند داشته باشند. این موضوع در مورد ارزیابی نامزدهای انتخاباتی در مشاغل و مدیریت های قبلی شان نیز با محدودیت تخصصی مشابهی همراه است.

اعضای محترم شورای نگهبان فرصت کمی برای بررسی صلاحیت ها دارند و امکان بسیج نیروی تخصصی برای چنین ارزشیابی و توان سنجی هایی را ندارند؛ بنابراین باید در چهارچوب امکاناتشان کار کنند تا به نتیجه مطلوب برسند.

مردم مسلمان ایران نیاز به اعتدال و آرامش بخشی از سوی شورای نگهبان دارند تا با اعتماد به اعتدال این نهاد، با خیالی راحت، پا به عرصه انتخابات بگذارند. پرهیز از افراط و تفریط در رد صلاحیت ها اولین خواسته است و انشاالله که محقق خواهد شد.

اعتدال در تصمیم گیری و اقناع عمومی خود نشانگر مدیریت شورای نگهبان است.

منبع: خبرآنلاین

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 42 = 46