۱۳:۰۱ - ۱۳۹۲/۰۴/۱۸ یادی از جریمه 100 هزار تومانی سرباز نیروی انتظامی

سرنوشت دادگاه تخلفات نیروی انتظامی در کوی دانشگاه

حکم دادگاه کوی دانشگاه در حالی صادر شد که حجت الاسلام رهامی وکیل مدافع دانشجویان در زندان به سر می برد. قاضی طباطبایی رئیس دادگاه رسیدگی به تخلفات کارکنان نیروی انتظامی در کوی دانشگاه مدعی بود در صدور این حکم "جز خداوند و اندیشیدن به حق و عدالت" را در نظر نگرفته، در حالی که شورایعالی امنیت ملی در گزارش خود عملکرد نیروی انتظامی تهران و فرمانده آن سردار فرهاد نظری را محکوم کرده بود.

995416_566664286710238_906215540_n«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): چهارشنبه، ۲۲ تیر ۱۳۷۹ و دقیقا در سالگرد حوادث کوی دانشگاه تهران؛ حکمی صادر شد که به جای آنکه مرهمی بر زخم دانشجویان باشد، داغ شان را تازه کرد. آن روز صبح وقتی روزنامه ها روی دکه ها رفت؛ هر کدام یک تیتر حاکی از کنایه داشت. دو تیتر ماندگار شد: روزنامه «بهار» که کنار عکس فرهاد نظری با فونت درشت نوشت «تبرئه» و روزنامه «حیات نو» که نوشته بود «ناباوری». البته کلیدواژه همه روزنامه ها تبرئه بود؛ چنانچه حیات نو هم در مقدمه خبرش این کلمه را آورده بود. بهار همچنین کاریکاتوری از نیک آهنک کوثر منتشر کرد که در آن مادری به دانشجوی مصدوم می گفت چرا خودش را در معرض باطوم و… قرار داده است!

حال و روز دانشجوها هم ناباوری بود. درست سه روز قبل آنها اولین سالگرد فاجعه هتک حرمت کوی دانشگاه را با عنوان طرح «لبخند اصلاحات» و به امید دلجویی از مسئولان از دانشجویان برگزار کرده بودند. اما وقتی حکم صادر شد نه فرهاد نظری(سرپرست وقت نیروی انتظامی تهران بزرگ) محکوم شد، نه هدایت الله لطفیان(فرمانده وقت نیروی انتظامی). نیروهای لباس شخصی هم که هیچ گاه شناخته نشدند و پایشان به دادگاه نرسید!

دادگاه تخلفات نیروی انتظامی

p21-1دادگاه تخلفات نیروی انتظامی در حادثه کوی دانشگاه با شکایت دانشجویان دانشگاه تهران و احضار فرهاد نظری و ۱۹ نفر از پرسنل نیروی انتظامی آغاز شد. نظری با سه عنوان اتهام، شامل ورود غیرمجاز به کوی دانشگاه، لغو دستور مقام مافوق و نیز ایجاد جو بدبینی علیه نیروی انتظامی، در دادگاه نظامی محاکمه شد.

با گذشت ۹ ماه از آن حوادث؛ دادگاه رسیدگی به تخلفات نیروی انتظامی در کوی دانشگاه، ده اسفند ۷۸ برگزار شد. در این جلسه آقایان حسین علی ابویی، محمدانصاری سرهنگ هادی خرمشاهی، سرهنگ احمدمحققی و سروان سیروس آناهید به عنوان وکلای متهمین و آقای سیناکریمیان، حسین میرافضل و حجت‌الاسلام دکتر محسن رهامی به عنوان وکلای شاکیان حضور داشتند.

دانشجویان شاکی پرونده کوی دانشگاه با حضور در دادگاه ماموران نیروی انتظامی حمله به کوی دانشگاه، ضمن شرح وقایع مربوط به این حادثه بر لزوم اجرای عدالت تاکید کردند. محسن جمالی رتبه اول کنکور پزشکی سال ۷۲، یکی از دانشجویان شاکی پرونده ی کوی دانشگاه که چشم راست خود را در جریان این حادثه از دست داده است، خطاب به رئیس دادگاه، سیدهادی طباطبایی، گفت: «قرار گرفتن در جایگاه شاکی به خودی، خود دشوار است حال اگر طرف شکایت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران باشد که باید شکایت بی‌عدالتی را به او آورد، این سختی ۱۰برابر می‌شود. من این سختی را به جان می‌خرم تا عدالت اجرا شود.»

وی در ادامه، در توضیح چگونگی از دست دادن چشم راست خود، گفت: «پس از سخنرانی مقام رهبری به نظر می‌رسید اوضاع آرام شده باشد، به همین دلیل، من و دوستانم با آرامش در محوطه ی کوی مشغول صحبت بودیم که ناگهان نیروهای انتظامی شروع به شلیک گلوله‌های گاز اشک آور کردند که در این میان یکی از این گلوله‌ها همانند یک گلوله‌ی جنگی بطور مستقیم به طرف من شلیک شد و به چشم من اصابت کرد.»

وی، افزود: «دانشجویان تلاش کردند مرا با آمبولانس به بیمارستان فارابی برسانند اما جلوی دربهای کوی، نیروهای مسلح اجازه ی خروج آمبولانس را نمی دادند در حالیکه حتی در جنگ نیز نیروهای امدادی در امانند، اما برادران نیروی انتظامی اجازه ی خروج آمبولانس را نمی‌دادند و دانشجویان مجبور شدند به سختی مرا از روی نرده‌های کوی با برانکارد به خارج منتقل کنند.»

محسن جمالی، دیدار با رهبر انقلاب را تنها خاطره ی شیرین این حادثه خواند و گفت: «مقام رهبری مرا جانباز انقلاب خواندند، اکنون از محضر دادگاه می‌خواهم که باقیمانده‌ی حق این جانباز انقلاب را به او برگرداند.»

در ادامه ی جلسه ی دادگاه، شاکیان دیگر این پرونده به طرح شکایت و شرح ماجرای حادثه ی کوی دانشگاه پرداختند و همگی ضمن تاکید بر ملی بودن این پرونده، سخنان دادستان مبنی بر توهین به اصول نظام و شخص رهبری توسط دانشجویان را تکذیب کردند. این پرونده بیش از ۴۰۰شاکی داشت که تنها ۱۸تن از شاکیان به دلیل در دست داشتن گواهی پزشکی قانونی اجازه ی حضور در دادگاه را داشتند.

picture-073حکم تبرئه!

رسیدگی به اتهامات این متهمان که از بهمن ماه سال ۷۸ آغاز شد، در خردادماه ۷۹ پس از ۱۵ جلسه رسیدگی خاتمه یافت و حکم آن سه روز پس از سالگرد واقعه ی کوی دانشگاه صادر شد. سرانجام شعبه هفتم دادگاه نظامی یک تهران، حکم برائت فرهاد نظری سرپرست سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ را اعلام و تنها دو سرباز وظیفه را محکوم کرد.

حکم دادگاه رسیدگی به تخلفات نیروی انتظامی در کوی دانشگاه از این قرار اعلام شد: «در پی ۱۵ جلسه رسیدگی به اتهامات این عده از پرسنل نیروی انتظامی، فرهاد نظری از هر سه اتهام انتسابی تبرئه شد. بقیه ی متهمان نیز جز دو نفر، از اتهام ایراد ضرب و شتم و تخریب تبرئه شدند. فرهاد ارجمندی به اتهام لغو دستور به دو سال حبس و اروجعلی ببرزاده به اتهام سرقت ماشین ریش تراش با احتساب دوران بازداشت به ۹۱ روز حبس به انضمام یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم شد. بر اساس حکم دادگاه نظامی مقرر شده است که از بیت المال به ۳۴ نفر از دانشجویان مضروب این حادثه، دیه پرداخت شود. بر اساس همین حکم، دادخواست ضرر و زیان شکات و وکلای آن به علت خارج موعد بودن رد شد.»

واکنش ها

حکم دادگاه کوی دانشگاه در حالی صادر شد که حجت الاسلام محسن رهامی وکیل مدافع دانشجویان در زندان به سر می برد. قاضی طباطبایی رئیس دادگاه رسیدگی به تخلفات کارکنان نیروی انتظامی در کوی دانشگاه مدعی بود در صدور این حکم “جز خداوند و اندیشیدن به حق و عدالت” را در نظر نگرفته، در حالی که شورایعالی امنیت ملی در گزارش خود عملکرد نیروی انتظامی تهران بزرگ و فرمانده آن سردار فرهاد نظری را محکوم کرده بود.

ببراین حکم نظری را چنان خرسند ساخت که بعدها پشت جلد کتابش نوشت: «…. دیری نگذشت که به صراحت انعکاس حقیقت و مظلومیت خود، از دل و قلم ریاست محترم جمهور، مرا به اعتقادات درونی ام بیش از پیش امیدوار ساخت. آنگاه که او مرا در ماجرای کوی دانشگاه از تقصیر و گناه مبرا دانست و رأی دادگاه را محترم شمرد و وعده ی تعقیب مقصرین و قاصرین را فرمود و جفای به فرهاد نظری را با تئجه به سوابق روشن و درخشانش در دوران دفاع مقدس و تامین امنیت مرکز کشور اسلامی (که من هیچ ادعایی در مورد آنها ندارم)، تقبیح کرد و دستور تشکیل هیاتی را برای احقاق حق این جانب صادر کرد (دستوری که تاکنون اجرا نشده) و دلجویی از مرا لازم دانست».

کمی بعد اما تیمسار لطفیان که برکناری و محاکمه او جزو اولین خواسته دانشجویان کوی(براساس بیانیه مورخ شنبه ۱۹ تیر ۷۸ دفتر تحکیم وحدت) بود، جای خود را به محمد باقر قالیباف داد و به ستاد کل نیروهای مسلح رفت. فرهاد نظری هم که بعدها در انتخابات مجلس از حوزه خرم آباد ناکام ماند، سال ۸۱ کتابی با عنوان «… برای تاریخ» منتشر کرد که ناشر نداشت! و شامل سخنرانی تودیع ۴۶روز بعد از واقعه کوی (۱۷ تیر ۷۸)، ارسال اولین نامه به رئیس جمهور، ارسال دومین نامه به رئیس جمهور (رنج نامه)، ۱۷جلسه در دانشگاه محمکه، فرازهایی از حکم دادگاه، این مطالب با فهرست منابع و تصاویر و اسناد مربوط به واقعه کوی دانشگاه می شد.

نظری در این کتاب ضمن توجیه اقدامات خود و نیروی انتظامی تهران؛ به شاکیان سابقش – از تاج زاده و معین گرفته تا محسن رهامی و دفتر تحکیم وحدت – حمله کرده بود. اما آنچه در این کتاب جالب توجه می نماید؛ متن نامه های نظری به محمد خاتمی رئیس جمهوری وقت و دلجویی خاتمی از سردار نظری است. نظری در مقدمه کتاب نوشته: «گاهی چهره مظلوم دانشجویانی را به خاطر می آوردم که ناباور و حیرت زده به آنچه بر اهالی علم و ایمان میگذشت تاسف میخ وردند. گاهی چهره غم گرفته و ناراحت آقا از ظلمی که به ناحق روا داشته شد رگ جانم را می گسست و از بیم آنکه مبادا جسم من علتی برآن اندوه سخت باشد شرمسار ولادت و زندگانی خود بودم. گاهی لبخند کریه بدخواهان انقلاب و کمین گرفتگان بیماردل که علم و اندیشه را سنگرگاه پرتاب تیر و توپ برعلیه علم و دین کرده بودند رگ غیرتم را متورم می ساخت… لباس فرم نیروی انتظامی بر چوب لباسی جا خوش کرده بود و گوییا به من می گفت برو! سرداری بی دردسر که بی دردی است. پیمودن راه خداوندی بی کفن پوشی مجاهده نیست. اگر مرد راهی و دل تو همان دل مجنون و رقابیه و دهلاویه picture-075است، دستهایت را در آستین استوار کن و راه عدالتخانه را با جامه سبز ولایتی به استقبال شتاب… با قرائت حکم برائت من، موجی بزرگ کشور را خود گرفت. خودم را اگرچه در مقابل افکار ملت روسپید می دیدم، اما رگه ای از غصه جانم را می فشرد… در جبهه نشد. کاش در میدان پرفتنه فریب و نیرنگ و اغواگری و در پرتاب و شلیک تیر و ترکش قلم به کاروانیان می پیوستم. حیف شد سردار! … نه؟!»

در زمان صدور حکم، رئیس جمهور خاتمی در سفر آلمان به سر می برد و واکنش خاصی نشان نداد، اما ۱۵۹ نماینده مجلس ششم این اقدام دستگاه قضایی را محکوم کردند. از جمله محمد محمدرضایی، نماینده ی بیجار که گفت: «با توجه به برائت آقای نظری که صراحتا در دادگاه به ورود نیروهایش به دانشگاه اعتراف کرده بود، باید به حال قانون کشور و عدالت گریه کرد. من بخاطر تحریر چهار سطر طنز، بازداشت شدم و پس از چند دقیقه سوال و جواب، در حکمی که شبانه صادر شد، به چهار سال حبس و تبعید محکوم شدم. حال مقایسه ی این دو حکم، عمق تبعیض و اجحاف را نمایان می کند.»

عدالت قوه قضائیه ده سال بعد برای همگان تفهیم شد که آیت الله جنتی امام جمعه موقت وقت تهران و دبیر شورای نگهبان در خطبه های نماز جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ خطاب به رئیس وقت قوه قضائیه(آیت الله هاشمی شاهرودی) گفت: «در ۱۸ تیر ضعف نشان دادید؛ چند نفر در آن زمان اعدام شدند؟ اگر حالا هم ضعف نشان دهید آینده بدتری در انتظار شماست.» ظاهرا مسئولان با گذشت ده سال از ۱۸ تیر ۷۸ و علیرغم تکرار حوادث وحشیانه کوی در ۲۵ خرداد ۸۸ توسط نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها، قصد عبرت آموختن نداشتند و چه بسا که کوی دانشگاه ده سال بعد تکرار شود. با این شباهت که باز هم دانشجویان محکوم شوند!

عدالت قوه قضائیه چهارده سال بعد برای دانشجویان بیشتر معلوم شد؛ زمانی که جریمه ۲۰۰ هزار تومانی برای سعید مرتضوی متهم ردیف اول پرونده کهریزک صادر شد و همه حبس ۹۱ روزه و ۱۰۰ هزار تومان جریمه اروجعلی ببرزاده را به خاطر آوردند. حالا محسن جمالی دانشجوی دکترا در کاناداست و اروجعلی هم احتمالا در روستایشان کشاورزی می کند. سعید مرتضوی هم مثل سردار نظری احتمالا کتاب رنج نامه خواهد نوشت و دانشجویان طبق معمول مقصر معرفی می شوند…

:::

 

۱ دیدگاه

  1. رئوفی :

    یادمه دانشجویی که یک چشمش نابینا شده بود وقتی خدمت رهبر بود رهبری گفت دلم به درد آمد اما بعدش اون آقا تبرئه گردید . ما که بالاخره متوجه نشدیم چی شد !

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

4 + 5 =