۱۰:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۷

سهم خواهی یا صحنه سازی؛ واقعیت چیست؟

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام)

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تقریبا مشخص شده بود که جریان­های مختلف سیاسی کجای داستان قرار دارند. حداد، قالیباف و ولایتی ذیل ائتلاف پیشرفت یا همان ۱+۲ گردهم آمده بودند و ائتلافی قائم به خودشان اما با اتیکت اصولگرایی را سامان داده بودند و به همراه سعید جلیلی که ورژن رادیکال­تر این جریان به شمار می­رفت به عنوان نامزدهای طیف موسوم به اصولگرا یا همان راست سنتی در نزد افکار و اذهان عمومی شناخته می­شدند. آن سوی دیگر ماجرا نیز دو کاندیدا حضور داشتند دکتر محمدرضا عارف که با پرچم اصلاحات به میدان آمده بود و دیگری حجت الاسلام حسن روحانی که اصلاح طلبی را بعنوان وجه تسمیه سیاسی خود نداشت اما رویکردها و منش و گفتمان اش تنه به تنه اصلاحات می زد و در صورت بندی سپهر سیاسی به اردوگاه اصلاحات تعلق داشت. در این میان محسن رضایی هم در مقام کاندیدایی نسبتا مستقل در این کارزار حضور یافته بود.

پس از کنار رفتن دکتر عارف به نفع روحانی و حمایت سید محمد خاتمی و هاشمی رفسنجانی از کاندیداتوری شیخ دیپلمات تقریبا جای هیچ شک و تردیدی باقی نماند که دکتر حسن روحانی، یگانه نامزد اصلاح طلبان در این انتخابات است. در حالی که اصولگرایان با ۳ نامزد قالیباف، جلیلی و ولایتی به کازرار انتخابات پا گذاشتند و تا اینجای کار همه چیز شفاف و عیان بود. برخی رسانه­های اصولگرا هم تا پیش از برگزاری انتخابات با خط کشی آشکار و با وضوح بسیار دکتر روحانی را مورد شماتت قرار داده و از وی و عملکردش در مسئولیت های مختلف ایرادات فراوانی می گرفتند . تا اینجای کار حداقل مشخص بود که هر جریان کجای این قصه ایستاده است اما با پایان انتخابات و اعلام نتایج، رویکردهای جالبی از سوی برخی اصولگرایان به منصه ظهور رسید. عملکردهایی که شاید بتوان مصادق بارز آن را در یک کلام خلاصه کرد « فاتحان روز شنبه» آنان که فارغ از تمامی آن فعل و انفعالات پیشین در فردای پیروزی دایه مهربانتر از مادر شده و با تمام قوا سعی در مصادره به مطلوب پیروزی روحانی داشتند و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی ورزیدند و جز انتساب شخص وی به اردوگاه خود سعی در مصادره گفتمان اش هم داشتند. حجت الاسلام شجونی روحانی را گزینه دیگر اصولگرایان خواند، حسین شریعتمداری این نتایج را شکست اصلاح طلبان دانست و البته نمایندگان شریف اصولگرای مجلس که روحانی را عضوی از خود و از خانواده اصولگرایان دانستند.

به هر ترتیب تاریخ تمام مواضع اصول­گرایان را ثبت کرده­است و افکار عمومی­ بهترین قاضی برای رصد نظرات و باورهای پیش و پسا انتخاباتی آنان است. اذهان عمومی به خوبی می­داند چه جریاناتی به استقبال رد صلاحیت هاشمی رفته و تمام سعی خود را در این راستا به­کار بسته بودند و احتمالا جامعه به خوبی می­تواند حمایت­ها و رفاقت­های آیت الله هاشمی و دکتر حسن روحانی را به یاد آورد.

به هر ترتیب هاشمی عدم احراز صلاحیت شد و روحانی ماند. روحانی با حمایت هاشمی و خاتمی ماند. روحانی با انصراف عارف ماند. تمام تخریب­هایی که علیه روحانی به راه افتاد، باعث شد تا همانند سال ۷۶، دورترین گزینه به جریان اصولگرایی به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب گردد و به نظر می­رسد جامعه و افکار عمومی به آن بلوغ فکری لازم رسیده که فارغ از هیاهوها بهترین قاضی روندهای سیاسی و نظرات جریان­های سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا باشد.

بدیهی است دکتر حسن روحانی به رغم تمام شایستگی­هایش، بدون حمایت آیت الله هاشمی و سید محمد خاتمی نمی­توانست به عنوان رئیس دولت یازدهم جمهوری اسلامی انتخاب شود. همانطور که شیخ دیپلمات می­گوید هفته آخر شرایط به شکل عجیبی تغییر کرد و روحانی که در نظرسنجی­ها در رده دوم، سوم و حتی چهارم قرار داشت، در جهشی ناگهانی توانست تمام رقبا را کنار بزند و اکثریت آرا را در همان دور اول به خود اختصاص دهد.

اما پس از پایان این کارزار، بزرگواران اصولگرا روش­های مختلفی را برای توجیه عدم توفیق و نادیده گرفتن حقیقت در پیش گرفتند. گروهی روحانی را یک اصولگرای متعصب خواندند که فاصله مشخصی با اصلاح طلبان دارد، برخی دیگر هم از همان ابتدا، اصلاح طلبان را تهدید کردند که دنبال سهم خواهی نباشند و اجازه دهند روحانی خود کابینه را انتخاب کند. دسته­ای دیگر هم که از همان ابتدا شمشیر را از رو بستند و گفتند اگر چنین شود چنان خواهیم کرد و در مقابل اقداماتی که مقبولمان نیست سکوت نخواهیم کرد و …

اما سوال اینجاست در شرایطی که اصلاح طلبان با انصراف عارف جملگی پشت روحانی قرار گرفتند، اصلاح طلبانی که با نامه خاتمی تصمیم گرفتند نام حسن روحانی را روی تعرفه رای بنویسند، در پی سهم خواهی هستند؟

به نظر می­رسد دوستان اصولگرا قواعد بازی را فراموش کرده اند و شاید هم ترجیح می­دهند اینگونه رفتار کنند. در شرایطی که اصلاح­طلبان پیروز انتخابات هستند و اصولگرایان با وجود ۴ گزینه قطعی نتوانستند حتی نیمی از آرای کل مردم ایران را کسب نمایند، چگونه از سهم خواهی اصلاح طلبان سخن به میان می­آورند؟ در شرایطی که نامزد اصلاح­طلبان توانسته رای اکثریت مطلق جامعه را کسب نماید، چگونه می­توان همکاری با روحانی را سهم­خواهی آنان تلقی کرد؟

از طرف دیگر، حتی اگر چنین نبود و روحانی یا هر کس دیگری بدون حمایت اصلاح طلبان پیروز انتخابات لقب می­گرفت، آیا می­توانست از پتانسیل بالای مدیریتی و اداری آنها بی­بهره باشد؟ آیا مشکلات نه چندان کم تعداد کنونی که عموم نامزدهای اصولگرا در کمپین انتخاباتی خود بر جدی بودن این معضلات تاکید داشتند، در اثر مدیریت اصلاح طلبان حاصل آمده است؟ آیا این دوستان، همانی نیستند که هفت سال از هشت سال اخیر را به جد پشت آقای احمدی نژاد ایستادند و هیچگونه انتقادی از ایشان و عملکرد دولتشان را بر نتافتند؟

اصلاح طلبان همیشه بر محور اخلاق مداری باقی ماندند و هرگز خود را به جریان، فرد یا شخصی تحمیل نکردند و رصد رفتارهای امروز آنان موید همین مطلب است که پس از اتمام انتخابات آقای روحانی را تنها گذاشته­اند تا ایشان با فراغ بال و طیب خاطر همکاران چهار سال بعد خود را برگزیند. واقعیت داستان اینجاست که در شرایط کنونی این دوستان اصولگرا هستند که آنطور دیگر رفتار می کنند.

با مطالعه منطقی و منصفانه عملکردها طی دو دهه اخیر، واضح و مبرهن است که حضور اصلاح طلبان در دولت آینده، نه یک سهم خواهی که یک حق و وظیفه است. کارنامه روشن مدیریتی و بهبود اوضاع معیشتی و اجتماعی مردم در دوران هشت ساله دولت آقای خاتمی خود به تنهایی گویای این شایستگی است. از طرف دیگر اگر بخواهیم در مقام مقایسه عملکرد دولت محمود احمدی نژاد را که طی هشت ساله اخیر با حمایت بی چون و چرای اصولگرایان همراه بوده است، برآییم؛ همانطور که مهندس ترکان اشاره کرد، در دولت جدید باید سربازان جای خود را به ژنرال­ها بدهند و مدیران میانی به جایگاه خود بازگردند.

 

با وجود تمام فضای تخریبی که پیرامون فعالیت اصلاح طلبان پیش و پس از انتخابات در فضای سیاسی کشور موج می­زند، به نظر می­رسد اصلاح طلبان نباید وقعی به اقدامات نخ نما شده اینچنینی بنهند و بدون توجه به تلاش­های مذبوحانه محکوم به شکست دوستان اصولگرا، آقای روحانی را در رفع و رجوع مشکلات به جا مانده از مدیریت اصولگرایی یاری رسان باشند و از سوی دیگر اصولگرایان خیر اندیش و واقع نگر نیزکه در پیروزی  کاندیدای اعتدال نقش داشتند نگذارند که وجه این طیف با تندروی های برخی بیش از این مکدر شود. نکته ای که خیر عمومی هیچ کس در آن نیست.

منبع: پایگاه خبری تحلیلی خرداد

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 4 = 6