۱۹:۳۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۴ به مناسبت 14 مرداد، سالگرد شهادت رهبر شیعیان پاکستان:

زندگینامه و پیام طوفانی امام(ره) در رثای شهید عارف حسینی

ملتهای اسلامی حتماً دلیل این واقعه را دریافته‌اند که چرا در ایران «مطهری» ها و «بهشتی» ها و شهدای محراب و سایر روحانیون عزیز، و در عراق «صدر» ها و «حکیم» ها و در لبنان «راغب حرب» ها و «کُرّیم» ها، و در پاکستان «عارف حسینی» ها، و در تمامی کشورها روحانیون درد آشنای اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله - هدف توطئه و ترور می‌شوند.

aref hoseyniمبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): امروز ۱۴ خرداد و بیست و پنجمین سالگرد شهادت شهید عارف حسینی رهبر شیعیان پاکستان است. یکی از شاگردان برجسته مکتب امام خمینی(ره) و کسی که امام در رثای او یکی از طوفانی ترین پیام های خود را صادر کرد و از «تقابل اسلام ناب محمدی (ص) با اسلام امریکایی» سخن گفت و فرمود: «تا به حال یک آخوند درباری یا یک روحانی وهابی را ندیده‌ایم که در برابر ظلم و شرک و کفر، خصوصاً در مقابل شوروی متجاوز و امریکای جهانخوار ایستاده باشد. همان گونه که یک روحانی وارسته عاشق خدمت به خدا و خلق خدا را ندیده‌ایم که برای یاری پابرهنگان زمین لحظه‌ای آرام و قرار داشته باشد و تا سر منزل جانان علیه کفر و شرک مبارزه نکرده باشد. و عارف حسینی اینگونه بود.»

شهید حسینی در سال۱۳۲۰ در خانوده ای روحانی و اهل علم در منطقه پاراچنار پاکستان به دنیا آمد. دوران کودکی او همزمان بود با استقلال پاکستان از هند و عارف در همان دوران تحصیل را از محضر درس پدر – سید فضل حسین – آغاز کرد. پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۴۳ شروع به تحصیل علوم دینی کرد و سه سال پس از شروع تحصیل در علوم دینی از شهر خود به نجف اشرف که در آن زمان مرکز علمی اسلام و تشیع بود هجرت کرد. نتیجه هجرت به نجف چیزی بالاتر از علوم معمول حوزوی بود؛ ملاقات با رهبر جهانی مبارزه با استکبار حضرت امام خمینی(قدس سره) دم مسیحایی  بود که روح تازه ای در کالبد او دمید و مرقوب و مشتاق جهاد و مبارزه با ظلم و تلاش برای برپایی حکومت اسلامی کرد.

عارف حسینی پس از این انقلاب روحی، در اولین اقدام خود در تظاهرات در اعتراض به ظلمی که به آیت الله حکیم شد شرکت کرد که به یک ماه حبس در زندان بعثی و اخراج از عراق منجر شد. در نتیجه به زادگاهش برگشت ولی عطش جهاد و مبارزه نتوانست او را در آنجا نگهدارد. علیرغم تمایل برای بازگشت به نجف به دلیل ممانعت رژیم بعث، به شهر مقدس قم هجرت کرد، اما در قم هم از چند فعالیت سیاسی بر ضد رژیم طاغوت توسط ساواک دستگیر و از ایران هم اخراج شد.

در این زمان؛ شهید حسینی از کسوت شاگردی به مقام استادی رسیده و به جای هجرت توانای اصلاح در امت خود را داشت. لذا تصمیم گرفت در وطن خود بماند و به نشر معارف دینی و تکمیل سیر مبارزاتی اش بپردازد. در این دوران فعالیت های او در سه محور ادامه یافت:

۱-       مبارزه سیاسی با ظلم و تبعیض حکومت علیه شیعیان پاکستان و زمینه چینی برای برپایی حکومت اسلامی با تعصی از انقلاب اسلامی.

۲-       فعالیت های فرهنگی برای یشر حقایق اسلامی و بیداری جامعه که از مهمترین فعالیت هایشان تأسیس «دار المعارف الاسلامیه» که محلی بود که علوم دینی در آنجا با شیوه ای نوین و مطابق نیازهای روز تدریس می شد. از دیگر فعالیت های او ساخت مساجد در اقصی نقاط پاکستان برای آنکه پایگاهی برای فعالیت های دینی باشد.

۳-       فعالیت های خیریه برای بهبود سطح رفاه و کاهش محرومیت عمومی مردم پاکستان. از جمله تأسیس چند درمانگاه.

اما از آنجا که فعالیت های آن عالم فقیه و مجاهد نستوه در راه نشر مفاهیم اسلام ناب با متحجران و پیروان اسلاک امریکایی و طالبانی در تضاد بود، کوشیدند تا با ترور فیزیکی او، مانع از اشعه افکارش شوند. سرانجام سید عارف حسین حسینی در صبح جمعه ۱۴مرداد سال ۶۷ بعد از نماز صبح در مدرسه علمیه هدف گلوله ای سمی قرار گرفت و به آرزوی درین خویش که همانا نوشیدن جام گوارای شهادت از دست جد مطًهرش بود رسید.

آنچه در ادامه می خوانید، پیام تأثیرگذار امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت شهید حسینی (صحیفه امام، جلد ۲۱، صفحات ۱۱۹ تا ۱۲۲) است:

زمان: ۱۴ شهریور ۱۳۶۷ / ۲۳ محرّم ۱۴۰۹

مکان: تهران، جماران

موضوع: عرصه تقابل اسلام ناب محمدی (ص) با اسلام امریکایی

مناسبت: شهادت آقای سیدعارف حسین حسینی

مخاطب: ملت مسلمان پاکستان – علمای اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت حضرات علمای اعلام و حجج اسلام و ملت بزرگوار پاکستان – ایّدهم الله تعالی پیامها و تلگرافات تبریک و تسلیت شما در رابطه با شهادت جناب حجت الاسلام آقای سیدعارف حسین الحسینی این یار وفادار اسلام و مدافع محرومان و مستضعفان و این فرزند راستین سید و سالار شهیدان، حضرت ابی عبدالله الحسین – علیه السلام – واصل گردید. گرچه این حادثه بزرگ قلوب مسلمانان و خصوصاً روحانیت متعهد اسلام را جریحه‌دار نمود، ولی مسئله‌ای دور از انتظار ما و ملتهای مظلوم جهان و خصوصاً ملت بزرگوار پاکستان که خود طعم تلخ استعمار را چشیده است و با مبارزه وجهاد و شهادت استقلال خویش را به دست آورده است، نبود.

دردآشنایان جوامع اسلامی، همانان که با محرومان و پابرهنگان میثاق خون بسته‌اند، باید توجه کنند که در آغاز راه مبارزه‌اند و برای شکستن سدهای استعمار و استثمار و رسیدن به اسلام ناب محمدی راه طولانی در پیش دارند. و برای امثال علامه عارف حسین حسینی بشارتی بالاتر از این نبوده است که از محراب عبادت حقْ عروج خونین ارجِعِی الی رَبِّکِ (۱) را نظاره کند، و جرعه وصل یار را از شهد شهادت بیاشامد، و شاهد وصول هزاران تشنه عدالت به سرچشمه نور گردد. بزرگترین فرق روحانیت و علمای متعهد اسلام با روحانی نماها در همین است که علمای مبارز اسلام همیشه هدف تیرهای‌ زهرآگین جهانخواران بوده‌اند و اولین تیرهای حادثه قلب آنان را نشانه رفته است؛ ولی روحانی نماها در کنف حمایت زرپرستان دنیاطلب، مروّج باطل یا ثناگوی ظلمه و مؤید آنان بوده‌اند.

تا به حال یک آخوند درباری یا یک روحانی وهابی را ندیده‌ایم که در برابر ظلم و شرک و کفر، خصوصاً در مقابل شوروی متجاوز و امریکای جهانخوار ایستاده باشد.

همان گونه که یک روحانی وارسته عاشق خدمت به خدا و خلق خدا را ندیده‌ایم که برای یاری پابرهنگان زمین لحظه‌ای آرام و قرار داشته باشد و تا سر منزل جانان علیه کفر و شرک مبارزه نکرده باشد. و عارف حسینی اینگونه بود. و ملتهای اسلامی حتماً دلیل این واقعه را دریافته‌اند که چرا در ایران «مطهری» ها و «بهشتی» ها و شهدای محراب و سایر روحانیون عزیز، و در عراق «صدر» ها و «حکیم» ها و در لبنان «راغب حرب» ها و «کُرّیم» ها، و در پاکستان «عارف حسینی» ها، و در تمامی کشورها روحانیون درد آشنای اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله – هدف توطئه و ترور می‌شوند.

ملت شریف و مسلمان پاکستان، که بحق ملتی انقلابی و وفادار به ارزشهای اسلامی بوده‌اند و با ما رابطه دیرینه گرم انقلابی، عقیدتی و فرهنگی دارند، باید تفکر این شخصیت شهید را زنده نگه دارند، و نگذارند شیطان زادگان جلوی رشد اسلام ناب محمدی – صلی الله علیه و آله و سلم – را بگیرند. امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از میان بردن شخصیتهای دینی و سیاسی را از یک طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام امریکایی را ازطرف دیگر به آزمایش گذاشته‌اند. ای کاش همه تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروی به کشور مسلمان و قهرمان پرور افغانستان علنی و رودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبین را در هم می‌شکستند؛ ولی راه مبارزه با اسلام امریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد؛ که متأسفانه هنوز برای بسیاری از ملتهای اسلامی مرز بین «اسلام امریکایی» و «اسلام ناب محمدی» و اسلام پابرهنگان و محرومان، و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران‌ خدانشناس و مرفهین بی‌درد، کاملاً مشخص نشده است. و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رودررو وجود داشته باشد از واجبات سیاسی بسیار مهمی است، که اگر این کار توسط حوزه‌های علمیه صورت پذیرفته بود، به احتمال بسیار زیاد سید عزیز ما، عارف حسین، در میان ما بود.

وظیفه همه علماست که با روشن کردن این دو تفکر، اسلام عزیز را از ایادی شرق و غرب نجات دهند. البته خون این شهیدان عزیز تمامی خاک و خاشاکها را از مسیر اعتلای ارزشهای معنوی ریشه کن می‌سازد، و همه مروجین باطل را به دریا می‌ریزد؛ ولی نباید از این مسئله غفلت کنیم که امروز روز آماده باش همه دشمنان اسلام است، روز بیدار باش همه جهانخواران است. آن روزی که استعمار شرق و غرب مسلمانان را خواب کرده بود و بر مَرکب مراد سوار بود از خطر بزرگ و بالقوه‌ای به نام اسلام و قرآن سخن می‌گفت. و اما امروز که شوروی و امریکا به دنبال انقلاب مقدس اسلامی ایران صدها ضربه سیاسی و نظامی و فرهنگی خورده‌اند و در همه جای عالم زنگ خطر اسلام علیه منافع حیاتی‌شان به صدا درآمده است باید با دقت تمام کیْد وفریب استکبار شرق و غرب را شناخت و خنثی نمود.

ملتهای مسلمان باید اصل را بر دشمنی و فریب ابرقدرتها با خود بگذارند، مگر اینکه خلاف عینی و عملی آن را مشاهده و لمس و باور نمایند. ما به حبل ولایت خدا و پیامبر و ائمه معصومین – علیهم السلام – چنگ زده‌ایم؛ و جداً باید از هر آنچه غیر رضایت آنان است متنفر و بیگانه باشیم، و از این بیگانگی هم برخود فخر و مباهات کنیم.

شهادت جناب حجت الاسلام آقای سیدعارف حسین حسینی، را به روحانیون متعهد اسلام و خانواده محترم این شهید و ملت مسلمان پاکستان تبریک و تسلیت عرض نموده؛ و به همه برادران و خواهران مسلمان خود در آن کشور اطمینان می‌دهم که ایران اسلامی در کنار شما و به عنوان یاری امین و سنگری محکم از شرافت، استقلال، عزت و اعتبار اسلامی‌تان دفاع خواهد نمود.

اینجانب فرزند عزیزی را از دست داده‌ام. خداوند تعالی به همه ما توفیق تحمل‌ مصائب و توان ادامه راه پر فروغ شهیدان را بیشتر از پیش کرامت فرماید؛ و توطئه و مکر ستمگران را به خودشان برگرداند؛ و ملت پرکرامت اسلام را در مسیر جهاد و شهادت ثابت قدم نگه دارد. والسلام علی عبادالله الصالحین.

به تاریخ ۲۳ محرّم الحرام ۱۴۰۹

روح الله الموسوی الخمینی

——————–

 (۱)- بخشی از آیه ۲۸ سوره فجر: «به سوی پروردگارت باز گرد».

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

88 - = 84