۱۳:۲۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۳

اتمام حجّت هاشمی با خبرگان رهبری

همین مردم در دوران مبارزه بدون قانون اساسی وحتی دانستن نام ولایت فقیه، ولایی بودند وتصمیمات امام را درسخت ترین شرایط مو به مو اجراء کردند تا انقلاب پیروز شد امروز همان مردم از روحانیت انتظار دارند تا مقابل تهمتها و توهین ها عقب ننشیند و حرف حق را بزند

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): سایت مبارزه اگرچه همواره مواضع انتقادی نسبت به عملکرد آیت الله هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری ایشان داشته و امروز هم عملکرد خانواده و حزب نزدیک به ایشان را با همان موضع تحلیل می کند، اما مواضع انتقادی آقای هاتشمی نسبت به کارکرد مجلس خبرگان از جمله مواضع مثبت ایشان به زعم ماست که می باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

آیت الله هاشمی رفسنجانی طی سخنانی صریح در آغاز اجلاس خبرگان رهبری (اسفند ماه ۸۹) ضمن بیان تاریخچۀ انقلاب اسلامی تاکید کرده بود: «اگر مرجعیت و روحانیت بودند، ولی مردم نبودند انقلاب در خلاء رخ نمی داد».

گزیده سخنان ایشان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی، بدین شرح است:

دروغ‌ها از سطوح رسمی تا دیگران خیلی وسیع شده، آمار دروغ گفتن، وعده دروغ دادن، تخلف وعده کردن، تهمت زدن، فریب دادن، ریاکاری، شعارهای بی‌محتوا دادن اینها همه برخلاف اسلام است، اخلاق رکن اساسی جامعه اسلامی است و امروزمی‌بینیم اخلاق در جامعه آسیب دیده، ما باید فکری برای این معضل بکنیم.

مردم در اصل با ولایت فقیه مشکلی ندارند. یک مشکلی که ممکن است پیش بیاید و من نمی‌توانم خدمت شما عرض نکنم که متأسفانه خیلی از افراد و نهادها از رهبری، زیادی خرج و هزینه می‌کنند. هر کاری که می‌کنند به نحوی متکی می‌کنند به رهبری ولو اشتباه و خلاف کرده باشند. این‌گونه نیست همه وظایف ذاتی داریم، آن وظایف را باید خودمان انجام بدهیم و با الفاظ و القاب مسئله حل نمی‌شود.

اگر امروزهم امیدی باشد که دستی از آستین در بیاورد و وحدتی جدّی در جامعه ایجاد کند باز هم آن مقام رهبری است رهبری همان مقامی که در اسلام و قانون اساسی درنظر گرفته شده، پدر همه هستند خیلی‌ها دلشان می‌خواهد رهبری را در یک جریان ولو کوچک محبوس کنند. ممکن است آنها سود ببرند اشتباه اساسی ما این است که در آینده ضرر می‌کنیم. هم به خودشان ضرر می‌رسانند و هم به دیگران، رهبری متعلق به همه مردم است و ما از این جهت الحمدلله دستمان پر است .

تفرقه دارد جدّی می‌شود. ما باید خیلی مواظبت و مراقبت کنیم، مردم را باید منسجم نگه داشت مردم اگر وفادار باشند که الحمدلله تا به حال بوده‌اند، البته تا به حال تفرقه جدّی نداشته‌ایم، ولی تفرقه دارد جدّی می‌شود. ما باید خیلی مواظبت و مراقبت کنیم، مردم را باید منسجم نگه داشت. اختلاف در سلیقه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، همیشه هست. بلکه موجب تکامل هم می‌شوداما نباید این اختلافات به اصول برگردد وباید مواظب باشیم که همه چیز سر جای خودش باشد. تاکتیک‌ها باید بیشتر مورد بحث و نقد قرار گیرد.

ما به عنوان خبرگان مهمترین وظایفمان حفظ ولایت و شرایط ولایت است. نباید چیزهایی که به پای رهبری نوشته می‌شود، نوشته شود. خود ایشان هوشیارند و مواظب هستند و نصیحت می‌کنند ولی چند روز دیگر نصایح ایشان شکسته می‌شود. یک چیزهای دیگری پیش می‌آید و ما در خبرگان باید مواظب باشیم نگذاریم عمود خیمه آسیب ببیند. عمود که شکسته شد دیگر کاری نمی‌توان انجام داد. لذا همه موظفیم و باید واقعاً از این محوریت حفاظت کنیم. منتها از راه درست و صحیح آن، نه شیوه‌هایی که مورد پذیرش نیست. اینها عوامل موجبه بوده و عوامل مبقیه هم همین‌ها هستند اگر اینها را از دست بدهیم. اسلام، تشیع، ولایت، رهبری، ارکان ما متزلزل می‌شود. لذا باید همه را حفظ کنیم و این کار شدنی است. ما که عاجز نیستیم، روحانیت این قدر صلاحیت دارند که همکاری بکنند.

اینجا همدلی روحانیت بسیار مهم است. اگر همدلی نباشد کار روحانیت دشوار می‌شود. مراجع باید از شرایط کشور راضی و قانع باشند. صریحا حمایت بکنند. آنها که دارای  فضل، علم و دانش هستند، این همدلی در درون خودش و در بیرون خودش دانشگاه‌های امروز، با دانشگاه ۳۰ سال گذشته فرق می‌کند. نزدیک ۳ میلیون و نیم دانشجو و این همه استاد و این همه شرایطی که شما دارید می‌بینید خانواده‌ها با دانشگاه مرتبط هستند و فرزندان دانشجو دارند نمی‌توانیم از این منبع عظیم غافل باشیم و روحانیت خودش را در مقابل ببیند و یا آنها خودشان را درمقابل ببیند ما با آنها می‌توانیم مکمل هم باشیم و کار کنیم و قطعاً هم باید این کارانجام شود. وحدت حوزه و دانشگاه که شعارهای اصلی ما بود آن حدی که می‌خواستیم نیست. اما باید ایجاد شود.

نمی‌توان از یک جامعه‌ای که خودش گرفتار بیکاری، بداخلاقی، تورم و اختلاف است الگو ساخت و باید الگویی بسازیم که بتوانیم به دنیا ارائه نماییم. همان‌طور که گفتم انقلاب ایران الگو شد و اگر دیر نتیجه داد، اما با تمام کارشکنی‌ها و موانعی که مانند جنگ و مشکلات دیگر ایجاد کردند در حال نتیجه دادن است و اما در دل مردم راهی ایجاد شده است و ما اگر بتوانیم الگوی عملی واقعی اسلامی را در کشورمان ایجاد کنیم. این الگو، امروز در دنیا کارساز خواهد بود. دنیا در حال حاضر گرفتار بحران است و کشوری مانند ایران اگر با ثروت، موقعیت جغرافیایی ارزشمندش، مردم هوشیار و متدیّن، روحانیت بسیار نیرومند علمی و عملی، با دانشگاه‌های فراوانش و این مردم وفاداری که دارد اگر نتواند امروز الگو باشد یک نقصی در مدیریت کارهاست، لذا می‌تواند یک الگوی خیلی خوب برای بشریت امروز باشد و باید به فکر برطرف کردن نقص باشیم، بنیان‌ها را محکم کنیم و کارهای بهتری انجام بدهیم.

:::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 58 = 59