۱۳:۳۷ - ۱۳۹۴/۰۷/۲۰

آن روزى که غضب توى کار آمد، عقل کنار مى‏ رود

در محیط آرام است که عقلها مى‏ توانند کار بکنند. آن روزى که غضب توى کار آمد، عقل کنار مى‏ رود. قوه غضبیه هر وقت به راه افتاد، عاقله را کنار مى ‏زند، [شخص‏] از روى بى‏ عقلى صحبت مى ‏کند. قاضى چنانچه در حال غضب باشد، نباید حکم بدهد؛ براى اینکه حکم در حال غضب حکمى است که از منشأ عقلى و شرعى صادر نمى ‏شود.

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام):

حضرت امام خمینی(س)  در روز ۶ خرداد ۱۳۶۰ به مناسبت سالگرد تأسیس مجلس شوراى اسلامى در جمع نمایندگان این مجلس در موضوع اهمیت مجلس شوراى اسلامى و بیان وظایف نمایندگان سخنرانی مفصلی دارند و در فرازی چنین رهنمود می دهند:

‏«… باید عرض کنم که مع الأسف آن که من مى‏ خواستم نشده است. من مى‏ خواستم که این مجلس یک معلم باشد از براى همه کشور، و براى مجلس هاى بعد و نسلهاى آینده، که کیفیت مشاوره وکلا باید این نحو باشد. آن نحوى که در مجالس سابق، و خصوصاً این مجالس آخر پنجاه ساله، آن طور نباشد. آقایان در یک محیط آرام مسائلى که دارند با آرامش بیان کنند. اختلافاتى که در دیدها دارند، در سلیقه‏ ها دارند، اینها را با یک آرامش خاطر بیان کنند و حل و فصل کنند و راجع به مسائل کشور هم که در آنجا مى‏ آید، باز هم با یک محیط آرام. در محیط آرام است که عقلها مى‏ توانند کار بکنند. آن روزى که غضب توى کار آمد، عقل کنار مى‏ رود. قوه غضبیه هر وقت به راه افتاد، عاقله را کنار مى ‏زند، [شخص‏] از روى بى‏ عقلى صحبت مى ‏کند. قاضى چنانچه در حال غضب باشد، نباید حکم بدهد؛ براى اینکه حکم در حال غضب حکمى است که از منشأ عقلى و شرعى صادر نمى ‏شود. شما مسائلى دارید؛ فرض کنید یک نفر مى‏ رود و مسائل خودش را مى‏ گوید؛ انتقاد هم دارد؛ انتقادات آزاد است، به اندازه‏ اى که نخواهند یک کسى را خفیف کنند، یا یک گروهى را خفیف کنند و از صحنه خارج کنند؛ انتقاد براى ساختن، براى اصلاح امور، لازم است؛ هر مجلسى باید این انتقادات را داشته باشد؛ لکن اگر [در] این انتقادات آن که انتقاد مى‏ کند با آرامش خاطر و با نظر صحیح انتقاد بکند، این که جواب مى‏ دهد هم اگر با نظر صحیح و بدون اینکه غضب در آن راه داشته باشد جواب بدهد، آن وقت منطق در مقابل منطق است. و اگر با هیاهو و جار و جنجال بخواهید شما یک مسأله را حل بکنید، و هر کسى در نظر داشته باشد که طرف مقابل خودش را مثل یک دشمن بکوبد، عقل ها کنار مى‏ رود و قوه غضبیه، که بدترین قوه‏ هاست اگر مهار نشود، در کار مى‏ افتد؛ و مسائل را علاوه بر اینکه حل نمى‏ کنند، مشکلتر مى‏ کنند.» (صحیفه امام، ج‏۱۴، ص: ۳۶۵ و۳۶۶)

این مطلب از چنان وضوحی برخوردار است که بی نیاز از هرگونه توضیح و شرح و بسطی است و واقع امر هم این است که از انسان خود ساخته و معلم اخلاقی همچون امام خمینی(س) جز این انتظاری نباید داشت؛ او که یکی از ارکان سالم سازی جامعه را ترویج اخلاق می دید همواره و به ویژه برای مسئولان حکومتی به آن سفارش و بر آن تأکید می ورزیدند و به  خصوص نمایندگان مجلس با توجه به اهمیت و نقش این نهاد و نحوه انعکاس جلسات مجلس و سلوک نمایندگان که در دید همگانی قرار دارد و تأثیر عمومی آن و ضرورت انجام کار در محیط آرام، از آن رو که:” در محیط آرام است که عقل ها مى‏ توانند کار بکنند. آن روزى که غضب توى کار آمد، عقل کنار مى‏ رود. قوه غضبیه هر وقت به راه افتاد، عاقله را کنار مى‏ زند، [شخص‏] از روى بى‏ عقلى صحبت مى‏ کند.” توجه ویژه ای را می طلبد. در این جهت باز هم از قول آن پیر فرزانه خواهیم  گفت.

اما متأسفانه گاهی به مطالبی برخورد می شود که انسان آرزو می کند که ای کاش اصلا چنین مطلبی به وقوع نپیوسته باشد، یا ارائه و طرح نمی شد، یا از اساس نادرست بود و یا لااقل به گوش نمی رسید. نمونه آن اخباری است که این روزها از مجلس شورای اسلامی و رفتار و گفتار بعض نمایندگان به گوش می رسد و نمایندگان مجلسی را که باید نقش معلمی و ترویج اخلاق حسنه اسلامی را عهده دار باشند و فضای انس و الفت و وحدت و برادری و آرامش و منطق و اعتدال را گسترش دهند، بعضا مروج هتاکی و بد حرفی و تهدید و ترویج خشونت و تندروی می شوند. امری که جز از مبنای عصبیت و خشم و غضب برنمی خیزد و هیچ ربطی به چهارچوب وظیفه ندارد و نا علاقلانه ترین و نا معتدل ترین شیوه اجرا هم انتخاب می شود که با اخلاق و شرع عقل هم ناسازگاری دارد. به این نمونه ها توجه شود:

۱- بهرام بیرانوند نماینده بروجرد در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی صبح چهارشنبه پارلمان در تذکری شفاهی، نسبت به دست دادن ظریف با اوباما به شدت انتقاد کرد و اظهار داشت:

«دقیقاً زمانی که صدها حاجی ایرانی به واسطه جنایت سعودی به آغوش مرگ خفتند یا مفقود شدند، ظریف به طور اتفاقی خود را به آغوش اوباما رساند.

ظریف غلط زیادی کرده است، اگر به عنوان وزیر خارجه این خطا را انجام داده، باید بداند از چارچوب اختیاراتش تخطی کرده است و باید مجازات شود، اگر به عنوان یک شخص عطش روبوسی با اوباما و کری را دارد، از سمت خود استعفا نموده و درب خانه کری و اوباما بساط کند.

  ملت رشید ایران سال هاست که تاوان رفتار استکباری شیطان بزرگ را می‌دهند، هنوز بسیاری از شهدای ما به خانه بازنگشتند که آمریکا قصد ریشه‌کنی ملت ایران را دارد، لااقل به اندازه یک جوجه خروس غیرت داشته باشید. »

۲- «در جریان بررسی کلیات طرح مربوط به نحوه اجرای برجام [۹۴/۷/۱۹]، صالحی به نمایندگی از دولت پشت تریبون حاضر شد و گفت که مذاکرات در چارچوب انجام شده تا امروز سکوت کردم اما چند روز پیش برای من در تلویزیون آرزوی مرگ کردند.
وی همچنین گفت:‌ [همین امروز]برادر عزیزی در مجلس اینجا آمد و خیلی عجیب با قسم جلاله می‌گوید سیمان روی تو می‌ریزیم و تو را می‌کشیم. آیا این نحوه صحبت برای کسانی است که می‌خواهند خدمت به نظام بکنند و بگویند سیمان روی شما می‌ریزیم و در قلب راکتور اراک دفنتان می‌کنیم؟»

۳- مجید انصاری در جمع خبرنگاران گفت که برخی در صحن علنی مجلس، ظریف و صالحی را تهدید به اعدام کرده اند.  وی با بیان اینکه به این تهدیدات عادت کرده ایم، اضافه کرد: متاسفانه تهدیدی صورت گرفت که یکی از نمایندگان آمد و دکتر صالحی و ظریف را به اعدام تهدید کرد. انصاری اضافه کرد: این مرد گفت شما را اعدام می‌کنیم و در رآکتور اراک دفن می‌کنیم و روی تان سیمان می‌ریزیم.

 آیا این ادبیات و این منطق با کدام معیار اخلاقی و با کدام وظایف قانونی سازگاری دارد؟ آیا اگر یک قضیه اجتماعی مطابق میل و سلیقه کسی نبود، مجاز به هرگونه اقدامی خواهد بود؟ این شیوه برخورد چه تعریفی از نظام اسلامی ارائه خواهد داد؟ این سؤالات و سؤالات متعدد دیگر در این زمینه وجود که که حقیقتا دل طرفداران نظام جمهوری اسلامی را به درد می آورد و باعث خوشحالی دشمنان خواهد شد، یقینا.

 حضرت امام خمینی(س) در ۷ خرداد۱۳۶۳ طی پیامی به نمایندگان مجلس به مناسبت گشایش دومین دوره مجلس به نکات ارزنده و آموزنده ای در زمینه جلوگیری از چنین امور ناپسندی سفارش می کنند که به تناسب بحث فرازهائی آورده می شود.

- در زمینه کیفیت برخورد نمایندگان با یک دیگر چنین می خوانیم:

« کیفیت برخورد با یکدیگر در محیط مجلس و مباحثات بین مخالف و موافق؛ از نمایندگان متوقع است که مراعات آداب اسلامى در محاورات بشود؛ و انگیزه آن یافتن حق و راه حل باشد و این امور در محیط دوستى و صفا چون بحثهاى علمى در محیط مدارس فقاهتى که مقصود، یافتن واقعیت نه تحمیل عقیده است، آقایان را بهتر و آسانتر به حقیقت مى‏ رساند و مجادلات با حال غضب و عصبانیت انسان را از واقع دور مى‏ کند و چون مقصود از بحثها یافتن طریق هر چه بهتر براى خدمت به اسلام و کشور و ملت است و از عبادات و مقربات الهى محسوب است، حقاً لازم است از آنچه مخالف رضاى خداوند متعال است اجتناب شود و محیط مجلس طورى باشد که علاوه بر یافتن راه صحیح براى شنوندگان، آموزنده اخلاق اسلامى و آداب انسانى باشد، که این خود یک عبادت دیگر است. و اگر خداى نخواسته در این محیط مقدس مقصود کسى اعمال غرض و تحمیل عقیده و احیاناً تسویه حساب باشد که قهراً به هتک یک مسلمان و رد و بدل الفاظ غیر مناسب منجر مى‏ شود علاوه بر آنکه از مسیر حق دور مى‏ شود و بر خلاف آنچه وظیفه وکیل است مى‏ باشد گاهى اشاعه فحشا در یک محیط بسیار وسیع است که معصیتى عظیم است‏.» (همان،ج۱۸،ص۴۶۵)

- در زمینه کیفیت برخورد با دولت و وزرا چنین مشاهده می شود:

« کیفیت برخورد با دولت و وزرا و سایر کارمندان؛ شک نیست که مجلس به همه امور کشور نظارت دارد؛ و حق نمایندگان است که از هر انحراف و خلافى که از وزرا و ادارات مى‏ بینند به حکم قانونى جلوگیرى کنند و دولت را تا حد استیضاح بکشانند. لکن فرقهاست بین نظارت و استیضاح، و بین عیبجویى و انتقامگیرى. و این فرق را همه کس پس از رجوع به وجدان خویش مى‏ فهمد. انسان با کمى تفکر در حال خود تشخیص مى‏ دهد که احضار دولت یا وزیر براى خدا و مصالح اسلام و کشور است و در آن جز هدایت و جلوگیرى از انحراف و حفظ مصالح ملت چیز دیگرى دخالت ندارد؛ یا از معیارهاى غیر الهى، چون حُب و بغض، دوستى و دشمنى، هواهاى نفسانى چون خودنمایى، عرض اندام و از این قبیل مکاید نفسانى و شیطانى، برخوردار است. و محک تشخیص معیار الهى از شیطانى آن است که پس از مراجعه به خود بیاید که آنچه که او مى‏ خواهد نفْس عمل است گر چه این کار را دیگرى انجام دهد؛ و یا آنچه را که بدان سبب شخصى را احضار کرده است اگر از دوستان عزیز او سر مى ‏زد، با او همان مى‏ کرد که با این انجام مى‏ دهد.» (همان، ص:۴۶۵و۴۶۶)

- و در ادامه در زمینه کیفیت ادای وظیفه و پرهیز از کلمات نیشدار و اهانت آمیز و کردار ناروا چنین راهنمائی می کنند: « مرحله ‏اى دیگر: به فرض آنکه هیچ مقصدى جز حقجویى و جلوگیرى از انحراف نباشد، در کیفیت اداى وظیفه و بیان اشکال مى‏ توان معیار الهى و نفسانى را تشخیص داد. معیار الهى آن است که اثبات مدعا مبنى بر استدلال و شواهد متقن باشد، و از کلمات نیشدار و اهانت‏ آمیز و کردار ناروا مبرّا باشد. و در غیر این صورت، باید دانست که دست شیطان و نفس امّاره بالسوء در کار است و گوینده بازیچه هواى نفس است. » (همان،ص۴۶۶)

- و در صورت مشاهده و اثبات انحراف مسلم بازهم با تأکید بر رفتار منطقی و استدلال و پرهیز از توهین چنین می فرمایند:   « نمایندگان محترم و خواهران و برادران گرامى، مسأله بسیار مهم است. آبرو و حیثیت یک مسلمان یا یک انسان در کار است. چه بسا با یک انحراف شما یک انسان آبرومند در جامعه ساقط شود و شرف یک مؤمن خدشه‏ دار گردد. اگر انحرافى دیدید، نخست بدون سر و صدا دنبال تحقیق روید. پس از آنکه مسلّماً معلوم شد، قبل از کشیده شدن به مجلس با طرف به گفتگو بنشینید، و مسأله را حتى الامکان با خود او حل کنید. اگر در این مرحله توفیق حاصل نشد، در کمیسیون مربوط او را بخواهید، و با کمک دوستان فیصله دهید. و اگر فیصله نشد و شخص مذکور مى‏ خواهد بر خلاف مصالح اسلام و کشور و ملت عمل کند و در انحراف پافشارى نماید، حفظ مصلحت عمومى و اسلام مقدّم است بر حفظ مصلحت شخص، هر کس باشد؛ در این صورت تقاضا کنید و با استدلال و منطق، بدون کوچکترین اهانت، مطلب را عرضه کنید. و مهلت دهید تا در محیطى آرام و بى ‏تشنج از خود دفاع کند. در این موقع مجلس به هر چه تکلیف قانونى و شرعى دارد عمل کند، بى‏ کوچکترین توهین. و ما همه باید بدانیم که مجرمى که بالاترین جرم را دارد و به سوى چوبه دار مى ‏رود، جز اجراى حد شرعى احدى حق آزار او را لفظاً و عملًا ندارد؛ و مرتکب، خود ظالم است و مستحق کیفر.» (همان، ص:۴۶۶و۴۶۷ )

- و در مورد بعضی بی قیدی ها در نطقهای قبل از دستور چنین اضافه می کنند : « …چه بسا که ناطق احیاناً گمان کند بى‏ قید و شرط و بى‏ تعهد و تکلیف باید هر چه بخواهد بگوید، و به هر کس، چه حاضر جلسه و چه غایب، مى‏ تواند به اصطلاح حمله کند، و میزانى الهى و شرعى و اخلاقى در کار نیست و مسئولیتى حتى شرعى ندارد. و گاهى بعضى نطقها موجب تأسف بسیار و تأثر است؛ و چه بسا که اهانت به یک مسلمان و مؤمن را به حد اعلى‏ مى‏ کشاند و حیثیات انسانها را لکه ‏دار مى‏ کند؛ و گاهى ارقام و اقلام بسیار از گوشه و کنار اعم از صحیح و فاسد جمع‏ آورى مى‏ کند و با آبروى دولت و اشخاص، بلکه مجلس بازى مى‏ کند؛ و مجلس شوراى اسلامى را بى ‏توجه همچون مجلس طاغوت مى‏ نماید و مورد تاخت و تاز اعراض مسلمانان در سراسر کشور قرار مى ‏دهد» (همان،ص۴۶۷)

- و در آخر باید گفت که : « اگر به کسى چه از دولتیها یا دیگران، تهمتى زده شد، حق شکایت به قوه قضاییه را دارد تا رسیدگى شود و مجرم تعقیب و تعزیر شود. و اگر به یک وزارتخانه یا بنگاه تهمت زده شد حق دفاع با وزیر و رئیس بنگاه است و حق شکایت دارند و قوه قضاییه تعقیب خواهد کرد. و بالجمله با هر ترتیب ممکن باید از این اعمال غیر اسلامى جلوگیرى شود. البته این بدان معنا نیست که مجلس از حق قانونى و شرعى خود دست بردارد، بلکه نمایندگان محترم در محدوده قانون و شرع آزاد و مختارند و هیچ کس نمى‏ تواند از حقوق قانونى آنان جلوگیرى نماید.» (همان،ص۴۶۸)

اکنون به جد باید بر این نکته تأکید داشت که نمایندگان محترم چه به رهنمودهای حضرت امام و چه سفارشات مقام معظم رهبری در این خصوص عطف توجه ویژه به خرج داده و آنها را نصب العین خود قرار دهند و ضمن پاسداری از ارزشهای الهی از چنین بد اخلاقی هائی که دون شأن یک مسلمان است پرهیز کنند و اگر کسی مرتکب چنین خطاهای نابخشودنی شد، سایر نمایندگان به راهنمائی و دلالت  و منع وی بپردازند تا تأثیر سوء چنین اعمالی جامعه را از تعادل خارج نکند و صحنه اجتماع را میدان تاخت و تاز افراط گرایانی که جز خود را مسلمان و هدایت یافته نمی بینند ولی از منطق و مآل اندیشی به دور هستند ، قرار ندهند که ضرر آن البته جبران ناپذیر است. والسلام.

::::

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

+ 47 = 49