۰۸:۰۳ - ۱۳۹۲/۰۳/۲۶ انتخابات 88 و حزب اعتماد ملي گفتگو با حجت الاسلام منتجب نيا

آیا حزب اعتماد ملی تمام شده است؟

در ایام انتخابات 88، ستاد که تشکیل شد دیگر کار از شخص آقای کروبی خارج گردید. همان طور که عرض کردم زمانی که آقای غلامحسین کرباسچی رئیس ستاد شد، مجموعه ای با عنوان شورای سیاستگذاری از طیف های مختلف اطراف او شکل گرفتند که جهت گیری و گرایش دانشجویی آن به سمت بچه های رادیکال تحکیم علامه بود.

IMG_9849«مبارزه» (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): بخش اول گفتگوی ما با حجت الاسلام والمسلمین منتجب نیا درباره «حزب اعتماد ملی» در شرایطی منتشر شد که اصلاحطلبان هنوز میان ائتلاف عارف و روحانی در انتخابات مردد بودند. اینک بحش دوم و پایانی مصاحبه در حالی منتشر می شود که حسن روحانی در همان دور اول انتخابات موفق به کسب بیش از ۵۰ درصد آراء شده و حالا به واسطه پیروزی او، اصلاحطلبان به قوه مجریه و حاکمیت باز گشته اند. شاید گام بعدی در احیای رسمی اصلاحات، آغاز مجدد فعالیت احزابی چون «حزب اعتماد ملی» باشد. حزبی که در انتخابات ۸۸ با برخورد شدید نیروهای امنیتی تعطیل شد و از ادامه فعالیت آن ممانعت به عمل آمد.

مبارزه: اگر بخواهیم حزب اعتماد ملی را در جریان حوادث انتخابات ۸۸ را بررسی کنیم، باید به تغییر و تحولات در حاشیه حزب و شخص آقای کروبی بپردازیم. آقای کروبی تا قبل از سال ۸۴ و تشکیل حزب اعتمادملی، مورد اعتماد بچه های طیف شیراز دفتر تحکیم بود. در واقع هم طیف شیراز و هم آقای کروبی منتقد رادیکالیسم جبهه مشارکت بودند. اما بعد از انتخابات ۸۴ آقای کروبی نیروهای حزب خود را از درون نیروهای سابق اسلامی شهید بهشتی و تهران انجام داد که شاخه های میانه روی طیف علامه بودند. اما از مدتی قبل از انتخابات ۸۸ رادیکال های طیف علامه، اطراف آقای کروبی را گرفتند. یعنی خود آقای کروبی جریانی را که با او کار کرده بودند، کنار گذاشت و با رادیکال ها کار کرد. قبول دارید که آقای کروبی از مواضع خط امامی یا اصلاحطلبی معتدل به حقوق بشر و رادیکالیسم لیبرال رسید؟

منتجب نیا: این به روحیات حاج آقای کروبی و شرایط انتخابات برمی گردد. آقای کروبی ضمن این که همیشه مواضع او در مسائل سیاسی و طیف بندی ها مشخص بود در عین حال تلاش می کرد یک موضع پدرانه روی گروه های مختلف هم داشته باشد. به عنوان مثال در عین اینکه نسبت به بچه های مشارکت انتقاد داشت اما آنها با او رفت و آمد داشتند، هرچند که در دوران مجلس هم ایشان و آنها متقابلا تلخی و تندی می کردند. لذا قبلا اگر نسبت به طیف شیراز و طیف علامه نگاه مثبت داشت، با این روحیه بود. این قضیه ادامه پیدا کرد تا زمان انتخابات.

این نکته را هم اضافه کنم که از ابتدای تشکیل حزب، قرار بر این بود که موضع گیری های ما کاملا خط امامی، شفاف و بدون هیچ گونه گرایش به این طرف و آن طرف باشد. لذا در شاخه دانشجویی هم از افراد معتدل و میانه رویی – که الان هیچ کدام از این دو جناح دفتر تحکیم به صورت رسمی آنها را نمی پذیرند – جذب نیرو کردیم. آقای حجتی، آقای انصاری، آقای اوحدی، اینها ضمن این که قبلا در تحکیم بودند اما نسبت به جریانات مختلف تحکیم انتقاد داشتند در علیه رفاقت.

اما در ایام انتخابات ۸۸، ستاد که تشکیل شد دیگر کار از شخص آقای کروبی خارج گردید. همان طور که عرض کردم زمانی که آقای غلامحسین کرباسچی رئیس ستاد شد، مجموعه ای با عنوان شورای سیاستگذاری از طیف های مختلف اطراف او شکل گرفتند که جهت گیری و گرایش دانشجویی آن به سمت بچه های رادیکال تحکیم علامه بود.

مبارزه: می شود گفت که نفوذ این جریان، طی یک برنامه از پیش طراحی شده انجام شد.

منتجب نیا: بله. عملا بچه های شاخه دانشجویی حزب را به حاشیه راندند و کنار گذاشتند. مثلا آقای قندهاری که از بچه های خیلی خوب دانشجویی حزب و جزو شورای مرکزی بود، بارها می گفت ما که خودمان شاخه دانشجویی حزب را درست کرده ایم تا در انتخابات مختلف هم فعالیت کنیم، اما آقای کرباسچی یک شاخه دانشجویی برای ستاد راه انداخته و گفته اگر می خواهید بیایید زیر نظر این مجموعه کار کنید!

یعنی به آقای کروبی این را تفهیم کرده بودند که باید از قالب حزب خارج شوید و به قالب فراتر بیایید که شانس رأی داشته باشید. البته من نمی خواهم نفیا یا اثباتا حرفی بزنم یا اینکه ایشان را حمایت کنم یا محکوم. بالاخره ایشان به این نتیجه رسیده بود که در شرایط انتخابات باید چتر را باز کند تا طیف های مختلف شرکت کنند. اما من که خودم قائم مقام حزب بودم و کارهایی حزب هم نوعا به من منتهی می شد، در ستاد هیچ کاره بودم. فقط می رفتم به آقای کرباسچی دست مریزاد می گرفتم و سلام علیک غیررسمی. هر روز می رفتیم یک سری می زدیم و برمی گشتیم. نقش من در ستاد همین بود.

مبارزه: در این فضا شما سعی کردید حساب حزب را از ستاد کاملا جدا نگه دارید، چه قبل و چه بعد از انتخابات.

منتجب نیا: بله، کاملا. کاری که من کردم این بود که حزب را درگیر حواشی و تندروی ها نکنم. در جلسات حزبی که داشتیم و گاهی هم در محل ستاد برگزار می شد، انتقادات بچه ها را می شنیدم و سعی می کردم آن ها را آرام کنم، می گفتم اجازه دهید انتخابات تمام بشود، انشاء الله ایشان موفق بشود.

بعد از انتخابات هم یکی، دو جلسه شورای مرکزی که گرفتیم، اعضای شورا زمان خواستند که راجب به ستاد و انتخابات صحبت کنند و مشاهده کردم که خیلی چالش دارند. من البته اجازه طرح گله ها را ندادم و گفتم من خواهش می کنم اجازه دهید زمان بگذرد و کمی فضا آرام تر شود. الان آقای کروبی چنین حالتی دارد، شما هم اگر به عنوان اعضای حزب بخواهید فشار را به ایشان بیشتر کنید، نمی شود. گلایه و شکوه کردن زمان دارد و دیر هم نمی شود، الان که انتخابات گذشته، اجازه دهید کمی جو آرام تر شود. دوستان قانع تر شدند که شکوه ها را مطرح نکنند که البته بعدا منجر به تعطیلی شد.

بعد از تعطیلی حزب هم کاری که من کردم این بود که حساب حزب را حتی از شخص آقای کروبی جدا کردیم. اتفاقا خود آقای کروبی زمانی که شنید خیلی خوشحال شد و من را تشویق کرد. یکی از رسانه ها با من مصاحبه کرد راجع به بیانیه ها و موضع گیری های ایشان و من من گفتم ایشان به عنوان کاندیدا نظر می دهد. حزب نفیا و اثباتا نظری ندارد. چون حزب یک تشکیلاتی است که باید شورای مرکزی بحث و بررسی کند و تصمیم بگیرد. اما ایشان خودشان با مشاورین خود تصمیم گیری می کنند و نظرات مطروحه نظرات خود ایشان است، نظرات حزب نیست.

بعد از انتشار آن مصاحبه، یک مرتبه هم آقای کروبی را ملاقات کردم و ایشان گفت من خیلی خوشحال شدم که با این موضع گیری شما بچه های حزب را حفظ کردید و نجات دادید که ترکش موضع گیری های من به آن ها نخورد و یقه آنها را با این استدلال که موضع حزب است، بگیرند. به این ترتیب، من حزب را از ستاد جدا کردم. الان هم باز در رابطه با حزب صحبت شود می گویم حزب یک تشکیلات رسمی است و هنوز هم اعتبار قانونی دارد و منحل نشده و اگر مصلحت بود، حزب می تواند طبق قانون برنامه داشته باشد. اما فعلا مصلحت نمی دانیم که تشکیلاتی داشته باشیم. البته کمیسیون ماده ۱۰ احزاب و وزارت کشوری ها طی مصاحبه هایی بیان کردند که شما می توانید کنگره بگذارید و اعضای شورای مرکزی را انتخاب کنید و کار خود را انجام دهید. اما چون لوازم و ابزار لازم نبود ما کار را به آینده موکول کردیم.

مبارزه: در جریان حوادث سال ۸۸ هیچ کدام از اعضای حزب بازداشت نشدند؟

منتجب نیا: در میان اعضای رسمی حزب و شورای مرکزی، ظاهرا یکی از آقایان آقای معصومی بود که مدت کوتاهی بازداشت شد و بعد از آن برخی دیگر از اعضای رده پایین بازداشت شدند. مثلا سردبیر سحام نیوز، آقای داوری مدتی در زندان بود. آقای گرامی مقدم هم که به خارج از کشور رفت، چه بسا اگر بود مشکل داشت. در استان ها هم برخی اعضا که در ستاد فعالیت می کردند، بازداشت شدند. چون در خیلی از استان ها مسئول حزب، مسئول ستاد هم شده بود.

etemad meliمبارزه: البته در مقابل، افرادی مثل شما و آقای خبار که در صحن علنی مجلس نطق کرد، مواضع مثبتی در لزوم قانون گرایی داشتید.

منتجب نیا: بله، برخی اعضا مثل آقای حق شناس موضع گرفتند. اساسا بعد از آن که نظر رهبری در قبال اعتراضات مشخص شد، کسی در میان ما نبود که نسبت به قضایا سماجت داشته باشد.

مبارزه: ظاهرا در مقابل مواضع آقای کروبی هم مقاومت هایی بوده. مثلا شنیده می شد که آقای اوحدی با آقای کروبی شدیدا درگیر هم شده که ایشان در تظاهرات شرکت نکنند.

منتجب نیا: در کل، حزب نه مدافع مواضع آقای کروبی بود و نه نافی آن. چون هیچ گاه در ستاد ایشان نقش اثرگذاری نداشت. البته دفاتر حزب در شهرستان های قزوین و کردستان نسبت به موضع گیری های آقای کروبی انتقاد داشتند. رسانه ها هم درباره این مسائل از من پرسش کردند که توضیح دادم چند نفری از آنها و نه کل شورای حزب در قزوین و کردستان اعتراض دارند.

راجع به راهپیمایی ها هم، ببینید ما دو راهپیمایی داشتیم. یک راهپیمایی ۲۲ بهمن بود که منجر به حمله به آقای کروبی و بازداشت پسر او و ضرب و شتم ایشان شد. آن روز چون آقای کروبی از قبل اعلام کرده بود که من از بزرگراه اشرفی اصفهانی وارد راهپیمایی می شوم، طبیعی بود که عده ای موافق و مخالف با شنیدن این خبر صف بندی کرده بودند. همان شب از مقامات امنیتی با من تماس گرفتند که به ایشان بگویید که نیاید، یا حداقل از مسیری دیگری بیاید. من چند مرتبه با ایشان تماس گرفتم. به خاطر دارم که حتی خانم ایشان مخالف بود که از آن مسیر برود، اما پسر ایشان مصرّ بود. من تأکید کردم گفتم حاج آقا شما امسال در راهپیمایی نروید، من می دانم ممکن است مشکلی پیش بیاید. اما ایشان گفت من باید بروم زیرا ۲۲ بهمن است. گفتم خیلی خب اینجا که اعلام کردید نروید، یک جای دیگری بروید. گفت از کجا معلوم که اگر از جای دیگری بروم سر من نریزند! گفتم خیر، شما که نمی خواهید یک ساعت در راهپیمایی بروید، بی سر و صدا بیایید و چند دقیقه راهپیمایی کنید و بعد سوار شوید و بروید. اما متأسفانه ایشان عملا نپذیرفت و آن مسائل پیش آمد.

راهپیمایی دوم هم ۲۵ بهمن بود که ایشان و آقای موسوی درخواست مجدد کرده بودند و وزارت کشور هم مجوز نداده بود. آقایان اعلام کردند که ما راهپیمایی نداریم زیرا به ما مجوز ندادند. اما طبیعی بود که در آن التهاب جامعه که مردم آمده بودند و آن راهپیمایی کذایی انجام گرفت. البته شب آن ماجرا، آقای گرامی مقدم مصاحبه کرده بود که حزب اعتماد ملی فردا راهپیمایی دارد.

مبارزه: ایشان که آن زمان در ایران هم نبود.

منتجب نیا: ایشان هند بود. من هم با خبرگزاری ایرنا مصاحبه کردم و گفتم حزب اعتماد ملی فردا هیچ راهپیمایی ندارد، زیرا مجوز نداده اند. راهپیمایی ما ۲۲ بهمن بود که برگزار کردیم و اتفاقا خیلی هم باشکوه بود. ما خودمان یکی از مبدأهای راهپیمایی بودیم که از صادقیه به سمت آزادی باشکوه تر از همه سال ها بود. به هر حال چون حرف آقای گرامی مقدم در رسانه ها منتشر شده بود، من در پاسخ گفتم آقای گرامی مقدم سخنگوی حزب بوده، در صورتی که حزب جلسه و مصوبه داشته باشد. حزب که الان جلسه ندارد و ایشان هم که در هندوستان مشغول تحصیل است پس موضع خودش را بیان می کند.

مبارزه: اگر از یک زاویه دیگر به سرنوشت حزب اعتماد ملی نگاه کنیم. آقای کروبی، شما و همکارانتان می خواستید حزبی راه بیاندازید که برخلاف احزاب دولت ساخته، از پایین به بالا شکل بگیرد و نماد تحزب در ایران باشد. اما در عمل اشکالی در اعتمادملی وجود داشت و آن اینکه متکی به شخص بود و شخص آقای کروبی، هم به جهت سوابق سیاسی و هم به جهت تأمین پشتوانه مالی حزب، بر کل ساختار آن هژمونی داشت. کما اینکه بواسطه مواضع ایشان حزب رو به افول گذاشت و در غیاب ایشان کاملا تعطیل شد. آیا این اشکالات ساختاری با مدعای تحزب شما در تضاد نیست؟

منتجب نیا: در مقام آسیب شناسی تحزب در نظام ما و جامعه ما، باید گفت که طبیعتا هر حزبی یک سری هزینه ها و لوازمی دارد که باید به خصوص برای راه اندازی اش تا چند سال هزینه کرد تا سر پا بایستد و جذب نیرو کند. وانگهی از نظر وجهه و اعتبار سیاسی و اجتماعی هم باید در جایگاهی باشد که بتواند با احزاب با سابقه شانه به شانه رقابت کند و پیش رود. در نتیجه حزبی که متولی مالی و محور سیاسی داشته باشد، خواهد توانست تثبیت شود. مثلا حزب کارگزاران در بدو راه اندازی، آقای هاشمی را به عنوان محور غیر رسمی خود داشت یا حزب مشارکت آقای خاتمی را. در جناح راست هم همین طور، کسانی هستند که سرمایه و امکانات زیادی دارند و می توانند پشتوانه حزب باشند. بنیان حزب اعتمادملی هم به کمک آقای کروبی گذارده شد.

البته این آسیب ها وارد است، اما اگر قصد رفع آن را داریم، باید مسئله تحزب را به شکل نهادی بپذیریم. اولا؛ باید در جامعه فرهنگ سازی شود تا افراد خود را موظف بدانند که با احزاب همکاری کنند، دوما؛ امکاناتی از طرف نظام در اختیار احزاب قرار گیرد که بتوانند حداقل ها را تامین کنند.

مبارزه: مثل یارانه احزاب که پرداخت می شد.

منتجب نیا: در دوره اصلاحات یارانه ای را طبق آئینه نامه خاصی و برای الگوهای خاصی بین احزاب توزیع کردند که کار خوبی هم بود. البته همانزمان برخی سوال می کردند آیا این کار به معنای دولتی کردن احزاب نیست که ما چنین اعتقادی نداشتیم. ولی دولت آقای احمدی نژاد که روی کار آمد این یارانه را به طور کلی حذف کرد.

مبارزه: زمانی که حزب اعتماد ملی راه اندازی شد انتظار می رفت که خط مشی خط امامی را در پیش گیرد و به مسائلی مثل جنگ فقر و غنا و عدالتخواهی که در اندیشه حضرت امام هست و در جریان اصلاحات فراموش شده بود، بپردازد. مخصوصا که دیگرانی که درک و التزام عملی به امام ندارند، از کلیدواژه های ایشان سوء استفاده می کنند. اما به عنوان مثال در حوزه اقتصاد، چنین مواضعی از حزب ندیدیم. حتی زمانی که حزب کارگزاران اعلام کرد که ما دنبال لیبرال دموکراسی هستیم، متقابلا حزب اعتمادملی اعلام کرد که ما سوسیال دموکرات هستیم. حزبی که سران آن یاران امام بوده اند، چه نسبتی با سوسیال دموکراسی می تواند داشته باشد؟

منتجب نیا: تا آن جایی که من می دانم حزب هیچگاه این تعبیر را به کار نبرده است.

مبارزه: ظاهرا روزنامه اعتمادملی چنین موضعی گرفته بود.

منتجب نیا: این احتمالا موضع شخصی بوده و در روزنامه منتشر شده است. اما در حزب هرگز چنین مواضعی نبوده، حتی یاد دارم که وقتی یکی از اعضای حزب کارگزاران گفته بود ما لیبرال دموکرات هستیم، یکی از رسانه ها از من نظرخواهی کرد و من گفتم که این تعابیر را نمی فهمم و تعابیری که معنای آن برایم مفهوم نیست من به کار نمی برم. مواضع ما خط امام است که توسط ایشان تبیین شده و ما هم آن را مدون کرده ایم.

سعی ما بر این بود که در بیانیه ها و مصاحبه هایمان، مهر نظام و آرمان های انقلاب و راه امام در آن شفاف باشد. در اتاق فکری هم که ما هر هفته تشکیل می دادیم مدت ها در مورد نظام اقتصادی اسلام بحث می کردیم و همچنین دیدگاه امام در نظام سیاسی و… از اساتید شناخته شده و باسابقه هم دعوت می کردیم که حتی کارگاه می گذاشتند و کارهای پژوهشی انجام می دادند. اسناد و حداقل پیش نویس های آن جلسات و مباحثات هم تنظیم شده و اگر آقایانی که دفتر را توقیف کردند نبرده باشند، قابل ارائه است. من مصر بودم که یک مجموعه کاملی از بحث های تئوریک فراتر از مواضع رسمی حزب تهیه شود و افرادی دیگر را هم در تنظیم این تولیدات فکری به کار گیریم و ارائه کنیم که متاسفانه به دلیل تعطیلی حزب همه اینها یا پراکنده شد یا از بین رفت. به مدت چندین سال ما اتاق فکر را ادامه دادیم و از جاهای مختلف می آمدند که می شود گفت بیش از نصف آنها غیرحزبی بودند ولی چهره های تئوریک و انقلابی. جلساتی با حضور بچه های جبهه و جنگ و یا هنرمندان انقلابی از روایت فتح و چهره های دانشگاهی و… که می توانست خیلی امیدوار کننده باشد. من فکر می کنم که اگر با حزب برخورد نمی شد می توانست کار خود را ادامه دهد.

مبارزه: با این شرایط، بفرمایید که چه برنامه ای برای احیای حزب دارید؟ بالاخره با درایتی که شما به خرج دادید حزب ساختار خود را حفظ کرده است.

منتجب نیا: می توان حزب را راه انداخت. منتها شرایط فعلی، شرایط خاصی است، الان انتخابات است. فرصتی برای راه انداختن حزب نیست و چون در اساسنامه حزب، شورای مرکزی آن دو ساله است، باید کنگره برگزار شود. اما از سوی دیگر موسس اصلی حزب، آقای کروبی است و ایشان هم الان در حصر هستند و برگزاری کنگره در غیاب ایشان به دلایلی مصلحت نیست. مگر اینکه خود ایشان تاکید کند و بگوید که حزب در غیاب ایشان فعال شود. ولی چون هنوز ایشان چیزی نگفته اخلاقا کار درستی نیست. دلیل دیگر هم این که وقتی آقایان به دفتر حزب رفتند و همه چیز را توقیف کردند، فعالیت در این شرایط معنایی نخواهد داشت. آنهم در شرایطی که دفتر آقای کروبی و ستادش جای دیگری بود و حزب در حاشیه این حوادث قرار داشت.

مبارزه: حکم قضایی هم برای پلمپ داشتند؟

منتجب نیا: اصلا حکمی نشان نداده بودند. کارمندهای دفتر را در اتاق نگه داشته و همه وسایل از قبیل کامپیوتر، سخت افزار، نرم افزار، مدارک و اسناد را جمع کردند و بردند.

etemad melliمبارزه: شکایتی به مراجع قضایی نکردید؟

منتجب نیا: نتیجه ای نداشت که بخواهد شکایتی بشود. خود مراجع امنیتی که این کار را انجام دادند، می دانند که حزب در این حوادث نقشی نداشته. هرچند که به حال هم هیچ کس مسئولیت این کار را به عهده نگرفته است. وسایل دفتر را هم مسترد نکردند. حتی آن ساختمانی که پلمپ کردند، اجاره ای بود و ماهانه باید مبلغ زیادی اجاره داده می شد. صاحب ملک گفته بود که یا اجاره ما را بدهید یا تخلیه کنید و مدام به من مراجعه می کرد و من می گفتم که بروید پیش آقای کروبی. نهایتا خود صاحب ملک دوندگی کرد و از طرق مختلف مجوز دادستانی گرفت که تخلیه کند. بعد پلمپ را برداشتند و تخیله کردند و یک قسمت از وسایل را هم صاحب ملک به عنوان اجاره معوقه برداشت و بخشی را هم دوستان امنیتی بردند که مقداری اسناد جلسات و اسناد مالی بود.

با این شرایط؛ برای راه اندازی حزب لازم است که از صفر شروع شود.

مبارزه: شما از یک سو می فرمایید که کمیسیون ماده ۱۰ احراب و دیگران به حزب اجازه فعالیت داده اند و علاقه مند هستند که دوباره فعالیتش را از سر بگیرد، از طرف دیگر برخوردهای تندی با حزب و با شمایی که آن را از افراط حفظ کرده اید، می کنند. و حتی شاهد هستیم که سایت شخصی شما را هم فیلتر کرده اند. این رفتارهای متناقض مسئولین را چگونه می توان تحلیل کرد؟

منتجب نیا: بله متاسفانه این اشتباهی است که برخی با تندروی هایشان در حق دلسوزان نظام و انقلاب مرتکب می شوند. شما ببینید هر اتهامی که در حوادث سال ۸۸ رخ داده، متوجه ستاد و دفتر شخصی آقای کروبی است. ستاد آقای کروبی در جماران بوده و دفتر قبلی او هم در سعدآباد. دفتر مرکزی حزب هم در شهرک غرب بوده است و هیچ ارتباطی با آنها نداشته. آقای کروبی معمولا هفته ای دو جلسه به آن حزب می آمد و یک نشست و جلسه ای داشت. و اساسا بعد از انتخابات هم نمی دانم که در دفتر حزب آمده بود یا اصلا نرفته بود. اما آقایان هم دفتر آقای کروبی را پلمپ کردند و وسایل آن را بردند و هم همزمان آمدند دفتر حزب را بستند!

در حالی که می بایست می گفتند حال که شما حزب را از این حوادث برکنار داشته اید، پس می توانید فعالیت قانونی خود را دنبال کنید. اما نه تنها جلسات تعطیل شد بلکه یک مرتبه که خواستیم برای اولین بار بعد از آن برخوردها جلسه شورای مرکزی بگیریم آنهم در منزل شخصی خود بنده – چون در دفاتر آقای کروبی که مقدور نبود – مانع شدند. در حالی که از اعضا دعوت کرده بودیم تا بعد از چند ماه یکدیگر را ببینیم و با هم شام بخوریم، بعد از ظهر از طرف یکی از مقامات امنیتی به من زنگ زدند و گفتند که صلاح نیست جلسه بگذارید. من گفتم حزب که منحل نشده است و ما هم تدارک پذیرایی از کادرهای حزب و نمایندگان استانها را دیده ایم. گفتند که خیر، ما صلاح نمی بینیم. وقتی هم اصرار بنده را دیدند، در آخر گفتند که ما نمی خواهیم بی حرمتی به منزل شما شود، چون چند نفر از این آقایانی که می آیند سوژه ما هستند و ممکن است در راه آنها را بازداشت کنیم. لذا به دوستان پیامک زدیم که جلسه کنسل شده و منصرف شدیم. ببینید حتی برای یک شام هم اجازه ندادند دور هم جمع شویم. به هر حال این کارها واقعا قابل توجیه نبود و نیست. می شد یک تشکیلات ۵/۴ ساله را حفظ کنند. آنهم حزبی که بارها مقام معظم رهبری از آن تایید و تعریف کرده بود.

مبارزه: برخی افراد نزدیک به رهبری هم در آن حضور داشتند.

منتجب نیا: خود ایشان گفته بود که حزب شما حزب خوبی است و تابلو مشخصی دارد و شفاف است. ما هم در عملکرد و موضع گیری هایمان نهایت دقت را داشتیم. مثلا بیانیه ها را کاملا چک می کردیم که چیزی از قلم نیافتد. اما بعد کار به جایی می رسد که سایت شخصی من را هم فیلتر می کنند! آنهم سایتی که خبری و سیاسی صرف هم نبود. بلکه همیشه سعی می کردم در یادداشت ها و مقالات، شبهات و پرسش های جوانان و دانشجویان را پاسخ دهم. اما در مراجعت از یک سفری، به بنده خبر دادند که سایت فیلتر شده. اعتراض هم که کردیم تا رفع فیلتر کنند، جوابی به ما ندادند. خوب این برخوردهای نامناسب و تندروی های بعضی مسئولین امر است که مانع فعالیت قانونی دلسوزان نظام می شود.

مبارزه: سوال آخر من راجع به موضع گیری هایی است که در رسانه ها به نام حزب اعتمادملی صوت می گیرد. از یک طرف سایت سحام نیوز علیرغم اینکه فیلتر است، همچنان به فعالیت خود ادامه می دهد و مطالب خیلی تندی را منعکس می کند. از طرف دیگر سایتی با نام و نشانی مشابه «سحام نیوز» راه افتاده که مدعی است توسط جوانان اصلاح طلب اداره می شود و البته مواضع تندی علیه آقای کروبی و حزب اعتماد ملی دارد. با این رویکردهای افراطی چه می کنید؟

منتجب نیا: این سایت سحام نیوز دومی که می فرمایید برای من تازگی دارد و من تا به حال ندیده ام. اما در مورد سایت رسمی حزب، وقتی حزب تعطیل شده، طبیعتا سحام نیوز به عنوان ارگان حزب نباید جنجال داشته باشد. روزنامه که توقیف شده و سایت را هم من از ابتدا به این شکل قبول نداشتم و می گفتم که باید زیر ارکان حزب قرار گیرد تا معقولیت داشته باشد. الان هم نمی دانم که اصلا گرداننده سحام نیوز چه کسانی هستند، چه کسی برای آن مطلب جمع آوری می کند و چطور و در کجا این را منتشر می کنند. حتی وقتی از دوستان هم پرسیدم نتوانستند اطلاعاتی به دست بیاورند. واقعا برای ما مسئولان حزب هم مبهم است که گرداننده سحام نیوز چه کسی است!

:::

 

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

1 + = 10