۱۰:۴۰ - ۱۳۹۵/۰۶/۶ نرگس خاتمی :

حجاب و عفاف تنها یکی از صدها مولفه های اسلامی است

ربا یکی از مقوله هایی است که در متون دینی بسیار مورد نکوهش قرار گرفته است. تهدیدهایی که در قرآن برای اخذ ربا و پذیرش حاکمیت طاغوت آمده؛ برای قتل، ظلم، شرب خمر، قمار و زنا نیامده است. تا جایی که پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: (هرگاه خداوند اراده ی هلاک قریه ای را داشته باشد، ربا خواری در آن قریه ظاهر می شود). دروغ، دزدی،(البته شکل رایج آن اختلاس و ناپدید شدن دکل ها و نفتکش های نفتی )، تهمت، ابتذال اخلاق، قانون گریزی و... از جمله مواردی است که در متون دینی در کنار بدحجابی مورد نکوهش قرار...

مبارزه(رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام)-نرگس خاتمی:

khatami

حجاب و عفاف در جامعه و به طور خاص در دانشگاه های کشور یکی از مقوله هایی است که تا کنون نشست ها و جلساتی من باب هم اندیشی و حل این مسئله تشکیل شده است که آن طور باید و شاید به نتایج مطلوبی نرسیده است.
طبق نص قرآن که هیچ اجباری در دین نیست (لا اکراه فی الدین)، پس در مقوله ی حجاب و عفاف هیچ اجباری نیست و آدمی مختار هست که هر دین و پوششی را که می خواهد برای خود برگزیند (البته تا جایی که بر هم زننده ی نظم جامعه نباشد) و بنا بر اصل آزادی عقاید چه در متون دینی و چه در قانون اساسی (اصل بیست و سوم؛ هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد) حجاب نیز چون دین یک امر شخصی است و هرکس در این موارد از آزادی و اختیار برخوردار است، اما با این حال حتی لیبرال ها از آزادی مبتنی بر قانون جانبداری می کنند چون معتقد هستند که آزادی یک شخص ممکن است خطری برای آزادی دیگران باشد؛ آزادی ممکن است به افسار گسیختگی تبدیل شود.
دانشگاه های کشورمان مجموع الجزایر مستقل و دور افتاده ای از جامعه و تحولات آن نیست، بلکه دانشگاه های کشور بازتاب و نمود کوچک یک جامعه (اسلامی) است. توجه به این نکته ضروری است که کودکان دبستانی امروز با پوشش متعارف خود، دانشجویان فردای این کشور هستند.
طبق نظریه سیستم ها، اگر جامعه را سیستمی در نظر بگیریم، جامعه دارای ورودی، پردازش، خروجی و بازتاب بر محیط است. مسئله ی مهم در اینجا نوع پردازش و چگونگی این پردازش است که به ورودی ها شکل و شمایل می بخشد. توجه به این موارد که؛
کودکان دیروز در چه خانواده ای و چه سطحی از براورده شدن نیازها زندگی و رشد و نمو کرده اند، گروه های هم سالانشان چه کسانی بوده اند و چگونه اوقات فراغت خودرا گذرانیده اند، تاثیر رسانه ها و مطبوعات (مصطلح) ملی بر جوانان در مقوله ای درونی کردن موازین اسلامی به چه میزان بوده است، انقلاب ۵۷ به عنوان یکی از بزرگترین رخداد های قرن بیستم که داعیه دار حکومتی اسلامی و پایه گذار اسلام سیاسی شد چه تاثیری بر نسل بعد از انقلاب گذاشت، متولیان اسلام تا چه میزان توانسته اند حرمت امامزاده را نگه دارند و چه میزان در بیان و انتقال مبانی و مفاهیم صحیح اسلام به جوانان و دانشگاهیان موفق بوده اند، رفتار مسیولین ما چه قدر اسلامی بوده است و صدها مولفه ی مستقل دیگر همگی در پردازش این درون دادها تاثیر گذار بوده است و خروجی را که مورد پردازش قرار گرفته شده را تولید و توزیع می کند.
اگر به بد حجابی به عنوان بازتاب و یا فیدبک این سیستم نگاه بیاندازیم، متوجه امر خواهیم شد که منشاء بدحجابی برمی گردد به ناکارآمد بودن متغیرهای مستقلی که درون دادها و مواد خام را دستخوش تغییرات کرده اند.
پس به دلیل وجود متغیرهای مستقل تاثیر گذار ولی ناکارا، خروجی این سیستم آن طور بایسته و شایسته، مثمر ثمر نخواهد بود و بنابراین دانشگاه ها تنها بخشی از خروجی این سیستم را تحویل می گیرند و انتظار معجزه از اصلاح رفتار، پوشش، اخلاق و … را از دانشگاه ها و سایر موسسات عالی، در این زمان کوتاه و ترم های تحصیلی نبایست وجود داشته باشد.
حجاب و عفاف تنها یکی از صدها مولفه های دیگر اسلامی است.
من باب مثال؛ ربا یکی از مقوله هایی است که در متون دینی بسیار مورد نکوهش قرار گرفته است. تهدیدهایی که در قرآن برای اخذ ربا و پذیرش حاکمیت طاغوت آمده؛ برای قتل، ظلم، شرب خمر، قمار و زنا نیامده است. تا جایی که پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: (هرگاه خداوند اراده ی هلاک قریه ای را داشته باشد، ربا خواری در آن قریه ظاهر می شود).
دروغ، دزدی،(البته شکل رایج آن اختلاس و ناپدید شدن دکل ها و نفتکش های نفتی )، تهمت، ابتذال اخلاق، قانون گریزی و… از جمله مواردی است که در متون دینی در کنار بدحجابی مورد نکوهش قرار گرفته است. به همان میزان که بدحجابی مذموم و ناپسند است و آثاری سو بر جامعه دارد به همان میزان هم دروغ، دزدی، تهمت،قانون گریزی و… مذموم و ناپسند است و چه بسا آثار سوء بیشتری در جامعه و سطح کلان آن داشته باشد. بنابراین مقوله ی بی حجابی تافته ای جدابافته از سایر مقوله های برشمرده نیست.
پس به همان میزان و درصدی که جامعه اسلامی است، انتظار اسلامی بودن را نیز باید از دانشگاه داشته باشیم.
بایست این نکته را مدنظر داشت که استفاده از راهکارهای سرکوب، گشت های ارشادی،برخورد تند و… هرگز باعث حل این مسئله نخواهد شد، واقعیت این است که اگر این راهکار ها پاسخگو بود، از آن سختگیری های موجود در دهه شصت بایست یا آرمان شهر افلاطون یا مدینه فاضله ارسطو و فارابی بعمل می آمد،نه جامعه ی اسلامی کنونی
ما که غریب ترین واژه در آن اسلام و مولفه های آن است. بنابراین تا زمانی که جامعه اسلامی نگردد، رفتارها،واکنش ها و طرز برخورد ها اسلامی نگردد، حتی شیوه ی برخورد اشخاصی که در راس و هرم قدرت می باشد با زیر دست خود اسلامی نگردد، نمی توان انتظار دانشگاهی اسلامی را داشته باشیم.

به تعبیر ملک الشعرای بهار در خطاب به رضا شاه، عرایض را به پایان می رسانم.

شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست، مملکت رفته زدست!
هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست، کار ایران با خداست!
خاک ایران، بوم و برزن از تمدن خورد آب، جز خراسان خراب!
هرچه هست از قامت ناساز بی اندام ماست، کار ایران با خداست!

::::

۱ دیدگاه

  1. مهدی :

    «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ» (البقره – ۲۵۶)
    ترجمه: هیچ اکراهى در این دین نیست، [چرا که] همانا کمال از ضلال متمایز شد، پس هر کس به طغیانگران کافر شود و به خدا ایمان آورد، بر دستاویزى محکم چنگ زده است، دستاویزى که ناگسستنى است و خدا شنوا و دانا است‏.
    چنان چه مشاهده می‌شود، خداوند می‌فرماید: اولاً انسان را مانند موجودات دیگر مجبور نیافریده است و به او عقل و اختیار عطا نموده است و ثانیاً چون عقل و اختیار دارد و راه ضلالت و گمراهی از راه رشد و کمال برای او مشخص شده، پس لزومی به اعمال جبر نیست و ثالثاً «لا اکراه فی‌الدین» در اصل یعنی: در دین چیزی که موجب ناخوشایندی (کراهت) عقل و فطرت آدمی باشد وجود ندارد.
    مضاعف بر این که «دین» به عقیده اطلاق می‌گردد و نه به «عمل» و همگان در عقیده آزاد هستند. پس، از کجای این آیه درک می‌شود که مردم در عمل آزادند؟! و مگر در هیچ مکتبی یا نظامی چنین امری ممکن است؟!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 4 = 1