۲۰:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۹/۴

۲۰ دلیل برای برکنار کردن فرهاد رهبر از ریاست دانشگاه تهران

طی دوران ریاست وی بر دانشگاه تهران شواهدی بر وقوع و تشدید پدیده ی تاسف آور ستاره دار کردن دانشجویان وجود دارد و طی این مدت تعداد قابل توجهی از نخبگان مختلف این دانشگاه به بهانه های سیاسی با ممانعت از ادامه ی تحصیل، یا انفصال از تحصیل در ترمهای مختلف مواجه شده اند. این امر نه تنها مورد اعتراض رییس دانشگاه قرار نگرفته است بلکه طی دوران ریاست آقای رهبر کمیته های انضباطی با شدت و حدت بیشتری به ایجاد محدودیت در دانشگاه با رای های مختلف دست زده اند.

مبارزه (رسانه تحلیلی خبری دانشجویان خط امام): باید از حامیان پروپاقرص فرهاد رهبر که اینک سنگ او را در رسانه ها و یا برخی تشکلهای سیاسی مجلس (همچون جبهه پایداری) به سینه می زنند پرسید طی دوران ریاست ۶ ساله ی ریاست ایشان بر دانشگاه تهران چه گُلی بر سر این دانشگاه، اساتید و دانشجویانش زده شده است که اینگونه فریاد وااسفا سرداده اند؟ طی این مدت جایگاه و رتبه ی جهانی و منطقه ای دانشگاه تهران آیا پیشرفتی داشته است؟
آیا رییس مهمترین دانشگاه کشور توانسته است مانع از فرار مغزها شود و یا برعکس خود و سیاستهای اشتباهش یکی از عوامل تشدید فرار مغزها به خارج بوده است؟ آیا در این دوران دانشگاه تهران به بهانه های سیاسی دانشجوی ستاره دار داشته است، استاد اخراجی و یا بالاجبار بازنشسته شده داشته است و یا خیر؟ آیا نحوه ی جذب بخش قابل توجهی از اعضای هیات علمی در این دانشگاه طی این سالها بر اساس شایسته سالاری و ضابطه مندی بوده است و یا خیر بر اساس معیارهای دیگر و ناشناخته؟ آیا ریاست ایشان در راستای توانمندسازی برنامه ی سند چشم انداز ۲۰ ساله ی مورد نظر رهبری برای تبدیل ایران به قطب اول علمی منطقه بوده است یا خیر؟
در یادداشتی که از سوی نماینده ی جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران نوشته شده، آمده است:
این روزها بحث بر سر برخی تغییرات در وزارت علوم و در سطح روسای دانشگاهی تبدیل به یک سوژه ی داغ رسانه ای شده است، در این میان دانشگاه تهران به عنوان نخستین و مهمترین نماد دانشگاهی در کانون توجه بیشتری قرار گرفته است، به ویژه وقتی شایعات مربوط به تغییر احتمالی رییس آن دهان به دهان گشت و در برخی نشریات منتشر شد، به صورتی هماهنگ یک سلسله حمایت های زنجیره وار و برنامه ریزی شده و منسجم در حمایت از تداوم ریاست فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران از سوی نمایندگان اصولگرای مجلس (عمدتاً اعضای جبهه پایداری)، رسانه های اصولگرای منتقد دولت جدید (خبرگزاری فارس و سایتهای نزدیک به دولت پیشین) و گروههایی از جمله بسیج اساتید دانشگاه تهران و برخی نامه های سرگشاده ی مدعی حمایت دانشجوها و اساتید آغاز شده است که محور همگی آنان بر این شعار تکیه دارد که فرهاد رهبر یک رییس شایسته و مدیر موفق بوده و نیز با توجه به سیاست هایش در این دانشگاه برکناری او نشان از عدم اعتدال و میانه روی مورد ادعای رییس جمهور توسط وزیر علوم منتخب وی است! اما در پی، دلایلی که در آن استدلال می شود می بایست فرهاد رهبر از ریاست دانشگاه تهران برکنار شود و توان و مدیریتش را در جایی دیگر و متناسب با توانمندی اش ادامه دهد به اختصار نوشته می شود:
۱- لزوم احترام به رای و خواست مردم:
مردم ایران در ۲۴ خرداد به گفتمان اعتدال، عقلانیت و امید رای دادند و با حماسه ی سیاسی که برپا کردند انتظار دارند در بخش های مختلف دولت دیدگاه آنان را لحاظ کند. شرکت پرشور جامعه ی دانشگاهی در انتخابات و حضور معنادار اکثریت آنان در ستادهای انتخاباتی نزدیک به جریان پیروز، حاکی از آن است که دانشگاهیان از جمله دانشگاه تهران خواهان فرا رسیدن موسم تغییرات در دانشگاه مادر هستند و می بایست فضا و مدیریت حاکم بر این دانشگاه منطبق با خواست و اراده ی قاطبه مردم باشد.
۲- طولانی شدن دوره ی ریاست فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران:
مساله ی دیگر طولانی شدن دوره ی ریاست آقای فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران است. وی اینک ۶ سال است که ریاست این دانشگاه را بر عهده دارد و این امر یک رکورد در بعد از انقلاب محسوب می شود لذا طبیعی است از این جنبه نیز دانشگاه مذکور نیازمند نوعی فضای تازه و مدیریت جدید برای دمیدن روحی تازه به کالبد یکنواخت و فرسوده ی دانشگاه است.
۳- لزوم هماهنگ شدن ریاست دانشگاه تهران با سیاست های وزیرعلوم و دولت:
همانگونه که پس از انتخاب آقای احمدی نژاد بسیار طبیعی بود که وزرا، مدیران و … مختلف کشور عمدتاً از کسانی انتخاب شوند که با دولت ایشان هماهنگی فکری بیشتر دارند و البته در این مسیر بسیار افراط شد پس طبیعی است که دولت آقای روحانی و به طبع آن وزیر علومش نیز بخواهند مدیران ارشد زیر مجموعه ی خود را با تاکید و رعایت اصل شایسته سالاری، از طیف نزدیک و معتقد به شعارها و برنامه های دولت انتخاب کنند که در این خصوص تغییر آقای رهبر کاملاً بدیهی به نظر می رسد.
۴- عدم پیشرفت علمی دانشگاه تهران به نسبت رقبای منطقه ای و بین المللی اش:
یکی از پرسش های مهمی که می بایست از حامیان پر و پا قرص آقای فرهاد رهبر پرسید این است که طی ۶ سال زمامداری ایشان بر دانشگاه تهران، رتبه و جایگاه جهانی و منطقه ای این دانشگاه دچار چه تغییری شده است؟ آیا می توانند یک برنامه و یک مصاحبه از آقای رهبر طی این دوران ارایه کنند که در آن نشان دهند و ثابت کنند که این مساله ی مهم از دغدغه های اصلی ایشان بوده است؟ به راستی در قبال پیشرفت قابل توجه دانشگاههای منطقه در رنکینگ های جهانی، در جذب نخبگان علمی و اساتید برجسته ی کشورهای مختلف و … دانشگاه تهران در کجای کار ایستاده است؟ چرا رتبه ی دانشگاه تهران در این مدت نه تنها بهتر نشده است بلکه سال به سال با نزول بیشتری نیز مواجه شده است؟ چرا هیچگاه رییس دانشگاه تهران برنامه ای دال بر افزایش شاخصه های موثر در بهبود رتبه ی جهانی این دانشگاه طی این مدت ارائه نکرده است؟ آیا اینها غیر از این است که حاکی از عدم توجه ایشان به این مقوله ی بسیار مهم است؟
۵- عدم تطبیق با برنامه ی سند چشم انداز ۲۰ ساله ی کشور:
مساله ی دیگر این است که عدم توجه ریاست دانشگاه تهران بر ارتقای علمی دانشگاه در قیاس با کشورهای همسایه همچون ترکیه، امارات متحده عربی، عربستان سعودی و …
۶- عدم حمایت از حقوق دانشجویان ستاره دار توسط رییس دانشگاه تهران در دوران ریاستش:
طی دوران ریاست وی بر دانشگاه تهران شواهدی بر وقوع و تشدید پدیده ی تاسف آور ستاره دار کردن دانشجویان وجود دارد و طی این مدت تعداد قابل توجهی از نخبگان مختلف این دانشگاه به بهانه های سیاسی با ممانعت از ادامه ی تحصیل، یا انفصال از تحصیل در ترمهای مختلف مواجه شده اند. این امر نه تنها مورد اعتراض رییس دانشگاه قرار نگرفته است بلکه طی دوران ریاست آقای رهبر کمیته های انضباطی با شدت و حدت بیشتری به ایجاد محدودیت در دانشگاه با رای های مختلف دست زده اند و از این حیث به هیچ عنوان نمی توان کارنامه ی فرهاد رهبر را مورد دفاع قرار داد چرا که این اقدامات کاملاً در تضاد با اصول تصریح شده ی قانون اساسی و نیز دیدگاه رهبر انقلاب در حمایت از نخبگان بوده است.
۷- ادامه ی اخراج و یا بازنشستگی اجباری اساتید برجسته طی ۶ سال گذشته در این دانشگاه:
پدیده ی منفی دیگر در دانشگاه تهران رواج گسترده ی بازار اخراج و یا بازنشستگی اجباری اساتید برجسته و قابل توجه در این دانشگاه در دوران زمامداری فرهاد رهبر است. اساتیدی که هر یک به تنهایی قطب های علمی محسوب می شدند و پس از اخراج و یا بازنشستگی (بعضاً بدون حقوق مانند مورد دکتر حسین بشیریه) بلافاصله از سوی دانشگاههای برتر جهان در کشورهای مختلف با استقبال مواجه شده و دارای کرسی تدریس و تحقیق شده اند! چرا وی در این مورد سکوت کرده بود چرا در دانشگاه تهران می بایست استادانی اخراج شوند که عمرشان عصاره ی شب زنده داری ها، مجاهدتها، تحقیق، پژوهش و خدمت علمی بوده است و می بایست این اساتید گرانقدر را به صورت مجانی به کشورهای دیگر بفرستیم؟ آیا این مساله با آرمانهای امام، تاکیدات رهبری و سیاست های اصولی و کلی نظام تطبیق داشته است؟
۸-  کاهش کیفیت علمی دانشگاه:
کیفیت علمی دانشگاه طی این سالها همچنان رو به نزول بوده است، این امر نه تنها در دوران ریاست فرهاد رهبر متوقف نشده است بلکه شاخصه های مختلف مرتبط با آن حاکی از روند صعودی این روند بوده است.
۹- تاکید بر سیاست پولی کردن تحصیلات عالیه و پیامدهای منفی آن:
فوق لیسانس ۲۰ میلیون تومان و دکترا ۵۰ میلیون تومان؛ اینها از جمله افتخارات دانشگاه فعلی تهران و مدیریت آن محسوب می شود. این امر باعث کاهش کیفیت ورود دانشجویان به دانشگاه و پردیس های مرتبط با دانشگاه تهران به بهانه ی درآمدزایی دانشگاه شده است. از طرفی دیگر به افزایش شکاف دارا و ندار دامن زده است چرا که اینک برخی از دانشجویان با حداقل بضاعت علمی و تنها به دلیل داشتن تمکن مالی می توانند وارد دانشگاه تهران شوند و بعد از مدتی با صرف ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومان یکی از مدارک فوق لیسانس و یا دکترا را بگیرند و این در حالی است که برای بسیاری از دانشجویان و داوطلبان مستعدتر که دارای توان مالی نیستند این امکان فراهم نیست. ناگفته هم پیداست این سیاست پولی کردن بر خلاف قانون اساسی است و همچنین باعث نزول شدید علمی در نزد دانشجویان شده است.
۱۰- عدم داشتن برنامه برای جلوگیری از فرار مغزها و کمک غیرمستقیم به گسترش این پدیده:
طی مدت اخیر بسیاری از دانشجویان و نخبگان برجسته برای ادامه ی تحصیل بنا به دلایل مختلف (کاهش کیفیت آموزش دانشگاه، برخورد نامناسب با شانیت استاد و دانشجو، ستاره دار شدن، بازنشستگی و اخراج، فقدان محیط پر نشاط علمی و …) راهی کشورهای دیگر برای ادامه ی تحصیل و تحقیق شده اند و متاسفانه سیاست های اعمال شده در دانشگاه تهران از جمله ی عوامل تشدید کننده ی این پدیده ی منفی بوده است.
۱۱- عدم تطبیق پیشینه و سبقه کاری –امنیتی وی برای ریاست یک دانشگاه:
فرهاد رهبر یکی از مدیران با سابقه کشور است، او پیش از این معاون اقتصادی وزارت اطلاعات و در یک برهه ی کوتاه رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بوده است که دومی در دوران ریاستش با مُهر تعطیل شدن توسط احمدی نژاد مواجه شد و خود عدم توانمندی وی برای جلوگیری از وقوع این اقدام اشتباه (به اعتقاد کارشناسان و مقامات کشوری) رییس جمهور وقت نمره ی منفی دیگری است که در کارنامه ی وی ثبت شده است. اما سبقه امنیتی وی نیز باعث می شود که او را به هیچ عنوان یک فرد مناسب برای ریاست دانشگاه تهران نشان ندهد، کارنامه و عملکرد ۶ ساله ی فرهاد رهبر تشدید کننده ی این عدم تناسب تخصص با پست فعلی وی است.
۱۲- حاکم شدن فضای امنیتی و پادگانی بر کوی دانشگاه تهران:
کوی دانشگاه تهران که خوابگاه اصلی دانشجویان این دانشگاه محسوب می شود یکی از جذابیت های این دانشگاه طی دهه های مختلف از تاسیس آن به شمار می رفت. محلی که بزرگترین خوابگاه دانشجویی محسوب می شود و در عمل خود یک دانشگاه چند فرهنگی و علمی دیگر برای دانشجویان به شمار می رفت و چه بسا اثرات مثبتی هم وزن با اثرات خود دانشگاه و کلاسهای درس اساتید برای دانشجویان داشته است. اما در دوران ریاست فرهاد رهبر و به خصوص پس از حوادث ۸۸ که کوی مورد حمله ی گروههای خودسر قرار گرفت سیاست فرهاد رهبر نه در راستای افزایش حمایت از کوی دانشگاه بلکه در جهت قربانی کردن آن به پیش رفت. در همین راستا و با غلبه ی تفکر «بمب ساعتی خواندن کوی دانشگاه» دستور تمرکز زدایی از کوی دانشگاه صادر شد و به همین دلیل دانشجویان مختلف به مناطق مختلف شهر تهران منتقل شدند و همچنین به دلیل همین سیاست های جدید محدود کننده بسیاری از دانشجویات شهرستانی قبول شده در دانشگاه تهران از داشتن خوابگاه محروم شدند. اینک کافی است دقیقه ای به داخل کوی دانشگاه تهران سر زد، کوی دانشگاهی که زمانی نماد شور و نشاط و پویایی بود و دانشجویان مستقر در آن از هر فضایی برای یادگیری و مطالعه و … استفاده می کردند تبدیل به یک محیط بی نشاط، متروک، با قوانین سفت و سخت حراستی، پرسنل حراستی دارای اختیارات گسترده (شبیه پادگانها) شده است.
۱۳- اعمال گرایشهای سیاسی در انتخاب و تعیین روسا و مقامات مختلف دانشگاه و دانشکده ها:
این امر با بررسی و جستجوی اسامی معاونین، هیات رییسه، روسای دانشکده ها و … در گوگل بسیار ساده قابل اثبات است. همچنین ضوابط انتخاب روسای دانشکده ها، مدیران گروهها و … در این سالها عمدتاً رعایت نشده و توام با دخالت مستقیم رییس دانشگاه تهران و تحت تاثیر سلیقه های سیاسی بوده است.
۱۴- اعمال تفسیرهای عمدتاً خلاف قانون و خلاف آیین نامه های مصرح در موارد مختلف:
نحوه ی برخورد با قبول شدگان بورسیه و عدم پذیرش آنها، بازنشست کردن اجباری برخی از اساتید و عدم پرداخت حقوق آنها، عدم توجه به آرای دیوان عدالت اداری در خصوص وضعیت برخی اساتید و دانشجویان، یا تصویب کردن قوانینی بدون آنکه مرجع مصوب باشند، عطف به ماسبق کردن برخی قوانین و محروم کردن بیش از ۵۰ نفر از پذیرفته شدگان سهمیه ی «استعداد درخشان» در مقطع دکترا بدون توجه به اعتراضات قانونی دانشجویان، نمایندگان مجلس و دستور وزارت علوم تنها بخشی از اقدامات اجرایی در تعارض با قوانین کشور دارد.
۱۵- جذب قابل تامل اساتید تازه کار و بدون رزومه و سابقه ی علمی قابل دفاع در گروههای مختلف
 
۱۶-  عدم ارتباط مناسب با دانشجویان و دیدار و برخورد مناسب با آنان
 
۱۷- عدم گسترش مناسب امکانات رفاهی برای اساتید و دانشجویان:
مورد زیر گرفته شدن پای یک دختر دانشجو توسط سرویس دانشگاه و عملکرد فاجعه بار در قبال این دانشجو قابل توجه است که تنها زمانی دانشگاه تهران و مدیرانش وارد عمل شدند که یکی از نمایندگان کُرد مجلس از ماجرا آگاه شد و به نامه نگاری به مراکز مختلف دست زد.
۱۸- کاهش قابل توجه فعالیت های صنفی دانشجویان و ایجاد محدودیتهایی برای آنان در دوره ی ریاست فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران
 
۱۹- عدم پیگیری مساله ی حمله به کوی دانشگاه تهران در حادثه ی تلخ ۸۸، و عدم حمایت از دانشجویان:
این در حالی است که رهبر انقلاب و بسیاری از فعالان و چهره های سیاسی بر لزوم بررسی سریع و دقیق حادثه ی تلخ حمله به کوی دانشگاه تاکید کردند اما چنین اراده ای هیچگاه از سوی رییس دانشگاه تهران نه تنها دیده نشده است بلکه مشاهده شده که فشارها بر دانشجویان مضروب و آسیب دیده از نظر امنیتی، جسمی، رفاهی، علمی و … بیشتر نیز شده است.
۲۰- گسترش فضای امنیتی در دانشگاه از طرق مختلف:
از جمله افزایش بی حد و حساب اختیارات به نگهبانان ورودی و خروجی و پرسنل حراست که این امر بارها به دلیل عدم رعایت شانیت اساتید و دانشجویان مورد اعتراض قرار گرفته است اما هیچگاه با پاسخی از سوی رییس دانشگاه مواجه نشده است.
نتیجه گیری:
مطمئناً در کنار این دلایل ۲۰ گانه می توان چندین و چند دلیل دیگر نیز آورد که نتیجه ی نهایی آنها لزوم تغییر رییس فعلی دانشگاه تهران است. البته همه ی این دلایل به هیچ عنوان مبنی بر نادیده گرفتن برخی اقدامات مناسب دکتر فرهاد رهبر و یا چشم پوشی از توانمندی های دیگر وی نیست بلکه منظور آن است که ایشان اگر به اعتقاد برخی از نمایندگان محترم مجلس یک مدیر توانمند هستند؛ دانشگاه و یا دست کم دانشگاه تهران محل مناسبی برای بروز توانمندی های وی نبوده و می بایست در حوزه ای دیگر که دارای سوابق مدیریتی در آن نیز هست از جمله حوزه ی امنیتی و یا حوزه ی اقتصادی، از وی استفاده کرد.
تاکید می شود این نوشته به هیچ عنوان با قصد توهین و تخریب آقای فرهاد رهبر به رشته ی تحریر در نیامده است چرا که شخصیت حقیقی و حقوقی وی مورد احترام است و اگر پاسخی در مورد موارد بالا به انصاف نیوز برسد، منتشر خواهد شد.
:::::
برچسب‌ها:

۱ دیدگاه

  1. خط امامی :

    امیدوارم در دوره ما اینچنین نباشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

- 3 = 2